کنترل ذهن

بقیه در ادامه مطلب...

بقیه در ادامه مطلب...

دلیل اینکه در اول نوشته ام نام ترک را بردم این است که من همیشه به دنبال ترک بودم اینطور به من القاء شده بود و در مغزم بود که با سه روز خوابیدن در منزل همه چی حل خواهد شد و من دوباره می توانم ناصر سابق شوم و علیرغم قول و قرارهایی که با خودم می گذاشتم یادم می رفت و روز از نو؛ روزی از نو. موقعی که ۴۸ ساعت از قولی که به خودم داده بودم می گذشت تمام بدنم درد می گرفت حالم بد می شد و قرارها یادم می رفت که چه قراری با خودم گذاشتم؛ شب قبل جلوی آینه می رفتم و به خودم فحش ناموسی می دادم که از فردا دیگه مصرف نمی کنم ولی صبح که از خواب پا می شدم می رفتم جلوی آیینه و از خودم عذر خواهی می کردم و بدنبال تهیه مواد و مصرف آن بودم. شهر را عوض کردم؛ به مسافرت رفتم شاید بتوانم در تنهایی؛ خودم قطع مصرف کنم به سرعین رفتم که آبگرم داشت گفتم که از آبهای گرم آنجا استفاده می کنم و درد بدنم ساکت می شود چها روز دیگه برمیگردم با سلامتی. این راه را انتخاب کردم ولی به خدا روز دوم آنقدر حالم بد بود که ماشین دربست گرفتم تا خودم را به شمال منزل یکی از دوستان رساندم تا بتوانم مصرف کنم. رفتم مشهد گفتم شاید در آنجا معجزه اتفاق خواهد افتاد؛ امام رضا(ع) نظری خواهد کرد و من صحیح و سالم باز خواهم گشت. اما در مشهد هم دو روز بیشتر نتوانستم بمانم. یادم نمی رود تا صبح در اتوبوس مردم و زنده شدم خلاصه نشد که نشد تا بشود.
بقیه در ادامه مطلب...

آمده ام تا بدانم * آنچه نمی دانستم
آمده ام تا بسرایم * شعر آزادی را
آمده ام تا بهراسم * از عاقبت اعمال و رفتار خویش
آمده ام تا بستایم * قدرت مطلق(الله) را
ساختار عقل انسانی بگونه ای آفریده شده تا حقایق را بشناسد و باتوجه به موقعیت انسان در هستی راه هایی را برای رهایی از نقص بیابد و او را به سمت کمال هدایت کند. عقل انسانی چراغی است که با نوری که بر هستی می افکند این فرصت را به انسان می دهد که انسان ضمن حقیقت شناسی، حقیقت گرایی را تجربه کند و از نقص به سمت کمال بگریزد. از این رو، انسان وقتی حقیقت و کمالی را در روشنایی عقل شناخت به سمت آن می رود؛ زیرا ذات انسانی بگونه ای شکل گرفته که از نقص به کمال می رود. این همان چیزی است که از آن به قطرت یاد می شود...

اگر با تفكر و تعقل به جهان هستی نگاه کنیم متوجه میشویم هیچ مخلوقی جهت بیهودگی قدم به حیات نگذاشته است. هستی آن چیزی نیست که ما آن را میبینیم و احساس و ادراک میکنیم. در هستی هر ذره نقشی ایفاء و عمل خاصی را انجام می دهد و برای ماموریت و هدفی مشخص آفریده شده است تا موجودیت در تعادل و بقا در چرخهی حیات ادامه داشته باشد. در آفرینش تمام مخلوقات اعم از جامدات؛ گیاهان؛ حیوانات وانسانها؛ یک خانوادهی بزرگ را تشکیل میدهند که وابسته به هم و نیازمند یکدیگرند ولی انسان ممکن است به جای استفادهی متعادل از نعمتها؛ با استفادهی بیرویه؛ نادرست و نامحدود از منابع طبیعی و زیر زمینی؛ جنگلها و گیاهان؛ خاک؛ آب؛ هوا و حتی جسم خود که تماما" هدیهی الهی است؛ چرخهی حیات را برای بقا ...
دیروز از آن روزهایی بود که از خودم جدا مانده بودم. میدونی از کدام روزها ؟ از همان هایی که اینقدر نا آرامی و آرامش نداری که حتی میخواهی ازخودت هم فرا کنی.

اما آدم است دیگر، گاهی وقتها مجبور است خودش را تحمل کند . نه به خاطر اینکه صبور است، به این خاطر که چاره ای جز این ندارد. از خودت که نمیتوانی فرار کنی !
فکرش را نمیکردم به یک روزهایی مثل امروز، که برسم به کارهای خوب عادت کنم. نه اینکه بخواهم ادعا کنم آدم خوبی هستم، نه ! منظورم این است که بعضی کارها یه حس لحظه ای خوب بودن و آدم بودن به آدم می دهند، ماندگار کردن چنین احساساتی اراده می خواهد. و آدمهای این چنین با اراده اند که لحظه های خود را خوب زندگی میکنند ....

انسان در زندگی برای ادامه حیات نیاز به هدف دارد. برای رسیدن به هدف باید برنامه ریزی نمود. نداشتن هدف و برنامه انسان را با مشکل و بحران مواجه می کند؛ که در نتیجه ممکن است شخص به طرف ضد ارشها حرکت نماید. هدف از خواسته می آید که در انسان ها بسیارند و متفاوت. خواسته بستگی به ایمان؛ دانش؛ آگاهی؛ کمبود؛ دیدگاه و... دارد. اهداف در کل به دو دسته تقسیم می شوند: اهداف ارزشی و معقول؛ اهداف ضد ارزشی و نامعقول. در مجموع انسان بنای خویش را با توجه به خواست و علاقه ی خویش می سازد که این امر در تمام سطوح زندگی صادق است...
بقیه در ادامه مطلب...



مسیر زندگی پر است از فراز نشیب؛ پر از خواسته ها؛ رویاها و تلخی و شیرینیها؛ هیچگاه فراموش نمی کنم که به واسطۀ خواسته ای به نام عشق زندگی آرامم تبدیل به طوفانی هولناک شد و مرا در سراشیب سقوط در دنیای تاریکی قرار داد؛ دنیایی سراسر حقارت و پیرامون آن هر چه بود غم؛ ظاهرا" برای من لازمه رسیدن به عشق تجربۀ چنین دنیایی بود و همیشه افق رسیدن به عشق در من تاب و توان حرکت و آغاز روزهایی تازه ایجاد می کرد. در ادامه و با مصرف مواد روانگردان همه چیز به باد فراموشی سپرده شد؛ عشق و هر چه آنچه بود از یاد رفت گویی که عشق؛ این دلیل ورود به دنیای تاریکی؛ مرا در عمیق ترین ...
بقیه ادامه مطلب...
ما چیزی به اسم گروه درمانی نداریم، یعنی اینکه گروه بتواند باعث درمان بشود، گروه هیچوقت باعث درمان نمیشود، شما هزار تا بیسواد را کنار هم بگذارید، آیا میتوانند همدیگر را درمان کنند؟ خیر، هزار تا معتاد را کنار هم بگذار، آنها میتوانند ترک انجام دهند، اما درمان نمیتوانند شوند، خانوادهها را کنار هم بگذار آیا میتوانند درمان شوند؟ خیر نمیتوانند، برای درمان باید یک سری متون وجود داشته باشد، یک حرفی و یک سخنی میخواهد که بخواهد به اینها گفته شود تا راه را پیدا کنند، بچههای 7 ساله را اگر کنار هم بگذارید آیا میتوانند چیزی به هم یاد دهند، خیر نمیشود، میشود کوری عصا کش کوری دیگر.
ما در کنگره 60 گروه درمانی نداریم؛ درمان گروهی داریم، یا اینکه خانواده بخواهد کمک کند تا معتاد را درمان کند، خانوادهای که خودش به دلیل تخریب اعتیاد، حالش بسیار خراب تر از معتاد است. در واقع در بسیاری از گروهها...
بقیه در ادامه مطلب...

سخنان استاد :
برای اینکه به حال خوش برسیم ، باید یک سیر و یک مراحلی را طی کنیم که این مراحل دارای قوانینی می باشد و شاید اگر اکنون شروع کنیم ، 6 ماه بعد و یا یکسال بعد ( بسته به وضعیت خودمان ) به حال خوش می رسیم و همچنین بستگی به این دارد که چقدر تلاش کنیم تا آن حال خوش را در خودمان بوجود بیاوریم و ممکن است مدتها طول بکشد تا جوانه های آن را ببینیم و می توان گفت که اکثر انسانها از حال خوش محروم هستند و بیشتر تلاشی که انسانها می کنند بخاطر این است که این حالت را پیدا کنند . اما چون اکثرا" از قوانین آن آگاهی ندارند ، تقریبا" هر عملی را که انجام می دهند ، نتیجه برعکس می شود یعنی ؛ حالشان بهتر که نمی شود ، بدتر هم می شود و با تلاشهایی که انجام می دهند بیشتر قوانین را نقض می کنند و این نقض قوانین باعث می شود که حالشان بدتر بشود .
حال یک سری مطالب هستند که ممکن است به این حال مربوط باشند . مثلا" در قرآن در مورد داستان خلق انسان آمده است که وقتی انسان خلق می شود ، خداوند فرشتگان را جمع می کند و به آنها می گوید که انسان سجده کنند و همه فرشتگان سجده می کنند الّا ابلیس و سپس خداوند از ابلیس می پرسد که چه شد تو سجده نکردی ؟ ابلیس می گوید : برای اینکه من از او بهترم و تا این حرف را می زند ، خداوند او...

اولین جلسه ما به نام کنگره 60 در شهریور ماه 1378با حضور مرغانی پرو بال شکسته که فاقد قدرت پروازد بوده در شعبه انقلاب تشکیل گردید در اولین جلسه وقتیکه افراد را نگاه کردم صحنه ای بود مانند اینکه چند نفری از یک قشون نظامی پس از شکست ها ی پی در پی با وجود مجروحیت فاقد هر گونه تجهیزات نظامی گرد هم جمع شده اند یکی با لباس نظامی فاقد پوتین و کلاه بود دیگری کفش های لنگه لنگه در پا داشت دیگری یک پای خود را از دست داده بود وبا چوب های زیر بغل حرکت میکرد دیگری در اثر موج انفجار موجی شده بود و دری وری میگفت وچند نفر دیگر که هر کدام مشکلی داشتند که جمعا 8 نفر می شدیم در این هنگام خود را در قالب ...
بقیه در ادامه مطلب...

حالا
هر روز زنگ خطر جدیدی به صدا در میآید و متوجه می شوید یک نام و محصول
جدید در دنیای مواد مخدر گروهی ازجوانان را به دام کشیده، این یک زنگ خطر
جدی است.
متاسفانه
در بازار قاچاق مرگآور مواد مخدر و محرک هر چند وقت یک بار نام جدیدی به
گوش میرسد. اگر پیگیر شوی برایت فهرست بلند بالایی از مواد با انواع و
اقسام اسمهای خارجی و ایرانی را میخواند و میگوید: «یک چیز جدید دارم،
بکشی میری آسمون!عوارض هم نداره، هر چقدر خواستی میتونی بکشی، معتادم
نمیشی!» بسیاری هم گول ميخورند و خیلی زود درگیر مواد میشوند اما آیا
واقعا این مواد بیخطر هستند و اعتیاد ایجاد نمیکنند؟ داشتن اطلاعات در
مورد اين مواد خطرناك براي والدين و همسران بسيار لازم است. محمد جودکی،
محقق مواد مخدر و محرک و خانم نسرین چیتگران، متخصص ترک اعتیاد به شما در
اين مورد توضیح میدهند.
"کنگره 60" مجموعه ای از توانائی ها ست که زمینه سازگاری و رفتار مثبت ومفید را فراهم می آورد و این توانائیها فرد را قادر می سازند تا با خدمت کردن در آن مسئولیتها و نقشهای اجتماعی را بپذیرد و بدون لطمه زدن به خود و دیگران با خواستها، انتظارات و مشکلات روزانه بویژه روابط بین فردی به شکل موثرتری روبرو شود و برنامه آموزش آن برنامه ای است که مهارتهای لازم را جهت ارتقاء بهداشت جسم و روان و پیشگیری از آسیبهای اجتماعی به گروه مخاطب آموزش میدهد.
درمان قطعی این ساختار منسجم بر اساس ترمیم جسم روان و جهان بینی است.
"جهان بینی یعنی ایجاد روابط صحیح بین فردی و موثر، انجام مسئولیتهای اجتماعی، انجام تصمیم گیریهای صحیح و حل تعارضات و کشمکش ها بدون توسل به اعمالی که به خود یا دیگران صدمه بزند."
جسم و روان روی هم تاثیر متقابل داشته و هیچکدام جدا از یکدیگر نیستند. آموزش فرایندی فعال و مبتنی بر تفکرو تجربه محیطی است و به جهت افراد خواهان در این زمینه در جریان یادگیری و آموزش فعالانه به امر یادگیری جهان بینی و تعامل با محیط می پردازندهمین. بنابراین در این نوع یادگیری از روشهایی که شرکت فعال افراد را در امر آموزش مهارتهای اجتماعی و ارتباطات فردی و میان فردی تسهیل می بخشد استفاده می شود. افراد مصرف کننده مواد غالباً مبتلا به اضطراب اجتماعی بوده و عمدتاً از لحاظ باورهای غلط در مورد کارآمدی خود و نه از لحاظ مهارتهای اجتماعی واقعی اصولا با دیگران متفاوتند؛
بر اساس قانون جذب ما چه کسانی را جذب میکنیم و یا چه کسانی جذب ما میشوند؟
هر فردی در زندگی یک سری خصوصیات ساختاری خاصی دارد چه غلط چه درست که تقریبا همه دوستان، از خصوصیاتی نسبتا شبیه به هم برخوردارند و با به عبارتی دیگرمعمولا طیف دوستان و همنشینان هر شخص، افراد خاصی هستند که خصوصیات اخلاقی نسبتا شبیه به هم دارند.قانون جذب فقط منحصر به اشیا و خواسته های مادی و معنوی نیست بلکه در مورد افراد نیز صادق است. یعنی ما تا اندازهای میتوانیم تعیین کنیم که چه کسی را جذب خواهیم نمود.در اواخر جزوه جهان بینی2به مقوله هاله تابان اشاره شده، هر کسی دربردارندۀ هالهای از انرژی در اطراف خود است که این هالۀ انرژی به تفکرات فرد بستگی دارد؛

تفکرات مثبت هاله های انرژی مثبت و تفکرات منفی هاله های انرژی منفی را تولید میکنند. پس با توجه به اینکه هاله های انرژی در اطراف هر شخصی وجود دارد، مجاورت با افراد مثبت اندیش یا منفی نگر باعث تاثیر در رفتار ما میشود. برای مثال با خود تصور کنید که چرا یک کودک در آغوش مادر خود احساسی بسیار خوب دارد؟
بقیه درادامه مطلب
خداوند قادر و توانای مطلق است بر همه چیز واقف و نظارت کامل دارد؛ وکیل کل ابناء بشر است ولی در امور و خواسته های بندگان خود دخالت نمی کند مگر در شرایط خاص و آن در مواردی است که سعی و تلاش فراوان بشود و حرکت در جهت ارزشی و روشنایی باشد. بندگان خداوند باید همیشه توکل و امید به درگاه احدیت داشته باشند و در هیچ شرایطی او را از یاد نبرند تا او نیز آنان را هدایت نماید. خداوند برای گردش کائنات و کل جهان هستی نظاماتی دقیق و منظم تعیین کرده و بندگان او نیز برای انجام کلیه امور زندگی خود و روابط اجتماعی؛

قوانین و مقرراتی وضع نموده اند تا بتوانند امور یکدیگر و خود را به انجام برسانند زیرا با اختیاری که داریم و با تفکر و تعقلی که می کنیم میبایست با توکل به خداوند بزرگ برای خواسته ها و حل مشکلات حرکت نموده و آنرا بدست آوریم در غیر اینصورت نظام هستی و مقررات انسانی از سیستم و مسیر اصلی خود خارج می شود.
خداوند چاره ساز و وسیله ساز است؛ انسان در فراز و نشیب های زندگی و در شرایط سخت نیاز به وکیل و یا کارشناس دارد؛ این وکیل یا کارشناس در ابتدا والدین است برای راهنمایی و حل مشکلات فرزندان؛ پزشک است برای درمان؛ معلم یا استاد است برای کسب علم و دانش؛ وکیل دعاوی دادگستری است برای حل دعواها و مجادلات کیفری و حقوقی؛ راهنمای کنگره60 است برای درمان اعتیاد و افزایش دانایی و توانایی و... که این موارد تماما" چاره ها و وسیله های خداوندی است؛ تا نیازها و خواسته های بشری توسط خود...
ادامه مطلب...


تفکر: چرا یک ساعت تفکر بهتر از هفتاد سال عبادت است؟ برای چه در عالم مقام بالایی دارد؟ باید دانست که دین اسلام دینی است بر پایه عقل و تفکر که هم به عبادات بدنی مانند نماز و روزه و غیره دستور می دهد؛ و هم به تفکر. اساس هر عملی چه نیک و چه بد تفکر است به عبارت دیگر اندیشیدن درست؛ انسان را به سمت خدا سوق می دهد و نیاندیشیدن و تفکر بد او را به سمت شیطان می کشاند. در حقیقت دنیای درون ما همانند کندویی که مملو از زنبور است؛ از اندیشه های یکسان؛ که مدام در حال تکرارند لبریز است. اما نوع دیگری از تفکر که مورد تاکید فلاسفه است؛ اندیشیدن درباره آنچه است که انسان را به خدا نزدیکتر می کند و آن اندیشه درباره مخلوقات خداوند اعم از آسمانها و زمین و هر آنچه میان آنها است؛ به نقل از روایات؛ تفکری است که بر معرفت انسان بیافزاید.
تجربه: تجربه
معانی متعددی دارد؛ گاهی این واژه معنای آزمون را به ذهن تداعی می کند؛
برای مثال: (می گوییم؛ فلانی شخص با تجربه ای است) یعنی در طول زندگی خود
امور مختلفی را آزموده و با تجربه شده است.

قوانین یا قائده بازی یعنی یکسری دستورالعمل ها چه ما بخواهیم و چه نخواهیم انجام و اجرایمی شود؛ قوانین بازی یک الگو برداری در اشل خیلی کوچکتر از زندگی خودمان سیاره و کهکشان و کائنات است؛ قوانین بازی در زندگی مشخص است؛ چه از لحاظ علمی و چه از لحاظ دینی و اعتقادی؛ مثلا از لحاظ علمی ما نمی توانیم یک روز را در بیست و هفت ساعت بگذرانیم به این منظور که روز خوبی داشته باشیم یا دو به علاوه دو را پنج حساب کنیم؛ این قوانین به طوری دقیق و حساب شده هستند که به هیچ عنوان نه می توانیم آنها را تغییر دهیم و نه می توانیم تداخلی در آنها ایجاد نمائیم چون از حیطه دست انسان خارج است.
قوانین از لحاظ دینی و اعتقادی که هر انسانی با آن آشنا است؛ مثل دروغ گفتن که اکثرا انسان هر روز با آن دست و پنجه نرم می کند؛ انسان می داند که دروغ جزو قواعد و قوانین بازی نیست و خطا محسوب می شود ولی هر روز و در هر لحظه خطا می کند و داور الهی یا خدا شدیدا به این خطا کارت قرمز نشان می دهد؛ و به قول راهنمای عزیزم دیر و زود دارد ولی سوخت و سوز ندارد؛ اگر ما به هر نحوی خارج از قواعد بازی که از صفت انسانی به دور است و در کتب الهی نیز به خطا بودن آن تاکید شده؛ بازی کنیم؛ یک انرزی منفی به اندازه آن عمل منفی که انجام داده ایم؛ به انرژی بزرگ که در کائنات به صورت دایره وار می چرخد وارد می کنیم.
بقیه در ادامه مطلب...

برای شروع این مقاله در ابتدا میخواهم بدانم که در واقع عکس چیست؟!
1.بیان هنری یک یا دو بعدی از واقعیت سه بعدی که در آن احساس وجودی از "فضا" به دست میآید، این بیان میتواند حاوی نکاتی از درون مایههای احساسی یک فرد باشد و هم می تواند بازگو کننده دردها و رنجهای انسان باشد.
2.عکس روایتی است از زندگی که در کنار عبارات مرسومی چون تکنیک و حس هنری و با استفاده از ابزار (دوربین) ایجاد میشود. قابی برای تماشای دنیای در حال عبور، دستمایه قرار دادن زمان در یک قاب با تفکر و تلاش.
3.عکس مجموعهای از پیچیدگیها و ابهامها است که پیش از آنکه آینه واقعیت باشد نمایانگر برخورد عکاس با واقعیت است.
بله درست است، عکس تعاریف مختلف و گوناگونی دارد و پژوهشگران دریافتند که نگاه کردن به عکس و تصویر میتواند همانند یک داروی طبیعی تسکین دهنده درد،شادی آور،مولد انگیزه و ... عمل کند.
تماشای تصاویر فرزندان، والدین، همسر و یا دوستان نزدیک میتواند افکار مثبتی را در ذهن افراد ایجاد کند. این افکار مثبت به اندازه ای قوی هستند که میتوانند به تسکین درد و حذف بیشتر ناراحتیهای فیزیکی و درایجاد انگیزه و هدف جدید نقش بسزایی داشته باشند چون همانطور که میدانیم همه چیز با یک تفکر و اندیشه خلق می شود.
من برای آزمایش اثرات عکس و تصویر را بر روی 15 تن از دوستانم مورد امتحان قرار دادم. در این آزمایش من از یکسری از عکس های تسکین دهنده طبیعی و شاد و خانوادگی،ورزشی و... استفاده کردم و واکنشهای شرکت کنندگان را تحت نظر قرار دادم.

نتیجه ای که من از این موضوع گرفتم این بود که بهترین عکس العمل ها ( هم شاد و هم غمگین ) زمانی به دست آمد :
1.عکس دارای رنگ ها شاد و متفاوت بود( که این را اغلب در عکس های تولد و رهایی در کنگره60 میبینیم)
2.زمانی که عکس اتحاد و همدلی و وابستگی را نشان می دهد( عکس های جمع خانوادگی ،عکس های لژیون و جمعی کنگره60 )
3.زمانی که عکس یک پیام شیرین و آموزنده در چارچوب حرمت ها دارد.
4.عکس هایی که پیام های شاد و بامزه دارند با ( مضمون عروسی ،نامزدی،سفر، شوخی و ...)
5.عکس دارای یک پیام سوزناک و انسان دوستانه است.( عکس های عزیزان از دست رفته و یا اتفاقات طبیعی مثل زلزله،سیل،خشکسالی و...)
6.عکس هایی که تصویر کودکان را نشان می دهد.
7.عکس های که مروری بر گذشته دارد و باعث برگشت به گذشته و خاطرات می شود.
8.عکس های ورزشی و...
9.عکس های طبیعت ناب
نتیجه ای من از این عکس العمل ها گرفتم این بود که نگاه کردن به یک عکس می تواند حال و هوایی عجیب در شخص بیننده ایجاد کند و هم می تواند هیچ تاثیری بر روی شخص بیننده نداشته باشد.به نظر من تاثیر پذیری یک عکس یا تصویر بر روی شخص بیننده به چند پارامتر مختلف بستگی دارد:
1.نیاز شخص بیننده
2.شرایط روحی و روانی که بیننده در حین دیدن عکس دارد
3.شرایط جسمی و حسی بیننده در حین دیدن عکس دارد
4.زمان دیدن عکس
5.دیدگاه و سطح دانایی شخص بیننده
مطلبی که بصورت خیلی کامل و روشن مشخص است این است که عکس و تصویر تاثیر بسیار زیادی بر روی ذهن ،افکار و اندیشه شخص بیننده دارد و می تواند در مسیر زندگی اواتفاقات بسیار بزرگ ،شیرین و تلخی را رغم بزند.
بله درست است هم شیرین و هم تلخ.چون همانطور که عکس می تواند پیامی برای روشنایی و آبادی بدهد ( عکس رهایی و تولد ) به همان اندازه می تواند پیامی خطرناک و کشنده بدهد ( عکس مصرف و نمایش لذت های کاذب ).به نظر بنده دقیقا مانند سفر در کنگره 60 ،مهمترین پارامتر برای برداشت از یک عکس و یا تصور خواست و دانایی شخص بیننده می باشد.
انسان، در بعد عقلی و رشد فرهنگی، سیری طولانی داشته است. از آغاز دوره هایی را که تاریخ نشان می دهد، به کارهای فرهنگی و علمی گر چه در سطحی پایین پرداخته است و تجربه هایی اندوخته و به دانشها و حقایقی دست یافته است. در میان دست آوردهای علمی که نصیب انسان شده است،عکس و تصویر و نقاشی مقامی بلند و ارزشمند دارد.در نهایت به نظر بنده عکس و تصویر می تواند تاثیر بسیار زیادی یا می توانم بگویم بیشترین تاثیر را در مقوله انتشار درمان اعتیاد و القاء آن در افرادی که سالهاست با این بلای خانمان سوز دست و پنجه نر می کنند و راهی برای رهایی خود از بند اهریمن و اعتیاد پیدا نمی کنند و خواستار این موضوع هستند داشته باشد.
با تشکر: مسافر سروش برقع وش
منابع:ویکی پدیا . دانشگاه آزاد اسلامی
... گفتی می شود کم کم از واژه ها و کلمات به نشانه ها و واقعیت ها نگاه کرد . با نگاهی ژرف و دقیق برای بهتر شدن و زیباتر زندگی کردن و کمی آرام تر به دوربرمان دققت بیشتری نمود . چرا ؟
برای اینکه زیبائی ها و نعمت ها همیشه دردسترس ما بوده و هست و خواهد بود ، ولی ما چشم دیدن آنرا نداشتیم ، حال اگر بخواهیم که خواسته ایم با چشم دیگری به آنها نگاه بیاندازیم در خواهیم یافت و درک خواهیم نمود و مشاهده خواهیم کرد که همه چیز و همه انسانها زیبا و خوب هستند ، ما بودیم که کج و کله و تار وبرعکس می دیدیم ...
خداوند ، بعقیده این حقیر مارا برای بازی زیبائی که خود سناریوی آنرا نوشته به کره خاکی گسیل کرده است . اما ما بازیگران خوبی نیستیم . بقول فرمایش جناب مهندس دژاکام که می فرمایند :جهان آرامگاهی است که اگر در پی دغدغه های دیگر نباشی به کهکشانهای اطراف نیز سفر می کنی و خلقت را ، هستی را و نیرو و قدرت و انرژیهای بی انتها را چون رشته های انوار مشاهده خواهی نمود ، اما باید آسایش و آرامش اندیشه را مهیا نمود .

ای برادر تو همه اندیشه ای مابقی خود استخوان و ریشه ای
برای فراهم نمودن اندیشه آرام می بایست به درون خود فرو رویم و آنچه زیبائی هست انتخاب نمائیم و با آنها زندگی کنیم که رود و دریا و اقیانوسها ، پاک و زلال و عمیق هستند .
همه ما مثلث عشقیم سایه هستیم ، جاذبه داریم ، حس مشترک داریم که جای آن دل ماست که برای یکدیگر می طپد . ما با هم هستیم و اگر خود ندانین به یکدیگر احتیاج داریم نیازما در دل یکدیگر نهفته شده است پس بیشتر به نشانه ها و نعمتها تفکر و اندیشه نمائیم و خدمت را شروع کنیم که شروع کرده ایم تا بازیگران خوبی برای خودمان و دیگران باشیم .
تا از خود نگذری ... به خود نرسی

ما مصرف مواد را به صورت تدریجی پائین می آوریم و به ازاء آن به همان صورت دانایی خود را بالا می بریم.در گذشته و در زمان مصرف مواد مخدر؛ دید غلطی نسبت به مواد و مصرف کنندگان مواد داشته ایم که با بالا رفتن دانایی؛ دید ما نیز به مسائل به گونه ای دیگر است.
با همین مثال می توان به این نکته پی برد نگاه انسان؛ با رها شدن از دام اعتیاد کاملا دگرگون میشود؛ حواس و رفتار؛ کاملا تغییر می کنند. دید یک مسافر با طول سفر یک ماه؛ با دید مسافر دیگر با طول سفر سه ماه یا چهار ماه یا فرد رها شده کاملا متفاوت است؛ در طول مدت زمان با تفکر تجربه و آموزش و به طبع آن تبدیل دانایی به دانایی موثر روز به روز نگاه ما بهتر از گذشته می شود.
شخصی که چهار ماه از سفر او گذشته است باید قوانین بازی در گنگره را آموخته باشد فرق نگاه در او ایجاد شده باشد؛ چهار ماه سفر یعنی پنجاه جلسه آموزشی؛ یعنی دویست ساعت آموزش آن هم به صورت کاملا فشرده.
همسفر شخصی بعد ازگذشت چهار ماه از سفر مسافرش؛ گلایه میکند که مسافرش رفتارش بدتر شده و جدیدا حتی با او دعوا و مشاجره شدید می کند.
صحبت اینجاست اصلا فرق نگاه یعنی چه؟ فرق نگاه کی قرار است ایجاد شود؟ من چه قدر میخواهم نگاهم را افیونی نگاه دارم؛ تا کی می خواهم عملکرد غلط گذشته خود را تکرار نمایم.
من هنوز همانطور لباس می پوشم که زمان مصرف می پوشیدم, هنوز همانطور صحبت میکنم که زمان مصرف؛ صحبت می کردم؛ هنوز همانطوررفتار میکنم که زمان مصرف صحبت می کردم و هنوز همانطور داروی خود را نگاه می کنم که در زمان مصرف ؛ ماده مخدررا نگاه می کردم. در وادی سوم خواندیم که: هیچ موجودی به میزان خود انسان به خویشتن خویش فکر نمی کند ؛ باید تکلیف خودم را مشخص کنم؛ یا می خواهم مواد مصرف کنم یا می خواهم درمان شوم از این دو حال خارج نیست و اگر حالت دوم است باید حرکت را شروع کنم. من نمی گویم که این حالت باید یک شبه ایجاد شود ولی بعد از چهار ماه حد اقل هایی باید بوجود آمده باشد.
البته یک زمانی برای لژیون حضور شخص با حال خراب و دید افیونی لازم است. تا من؛ متوجه فرق حال بد با خوب بشوم و تا حال خراب وجود نداشته باشد ؛ با چه ملاکی متوجه میشویم که حال خوب چیست؟ از چه کسی برای بهتر سفر کردن درس بگیریم؟
ولی همواره باید این نکته را مد نظر قرار دهیم که الگوی رفتارهای صحیح باشیم و از افراد درستکار الگو برداری کنیم؛ همیشه آن فرد خوب باشیم نه آن فرد حال خراب. من که در طول چهار ماه یک جلسه سر وقت حضور نداشته ام ؛ وقتی صحبت جلسه ورزشی جمعه پارک می شود دنبال سوراخ موش هستم؛ چگونه می خواهم درمان شوم چگونه می خواهم فرق نگاه را ایجاد و حس کنم؟
در ادامه مسافر سفر دوم عباس کریمی در تکمیل مبحث اینگونه ادامه دادند:
بقیه درادامه مطلب
جهان بینی چه هست؟و چرا در درمان کنگره 60 نیز تا این حد مهم است؟
همان طور که می دانید خداوند به جهت رشد و تکامل ،اختیار را به انسان داد که راه را خود بیابد و در این راه یکی مستقیم ترین و دیگری پر یچ و خم ترین را انتخاب می کند.یکی سنگلاخ و بی راهه و آن یکی راهی که مناظر و چشم اندازهایی نیز داشته باشد.

یکی برای رسیدن به مقصود لشکرکشی می کند و دیگری یکه تاز است،یکی با چنگ و دندان و دیگری در صلح وآرامش .اما در این بین توجه به این که در هر نقطه از مسیر به چه میزان به مقصود نزدیک و یا از آن دور می شویم مسئله ای است و دگر این که در این خونخواهی ها و یا صلح طلبی ها چه قدر خود را بیابیم و یا از دست دهیم نیز حائز اهمیت است.
اگر نگاهی به تاریخ بیندازیم و یا مکاتب مختلف را و حتی متون مذهبی را مطالعه کنیم و یا علم شیمی و فیزیک را بررسی کنیم در می یابیم همگی به دنبال قدرت لایزال،جاودانگی،اکسیر جوانی و ماهیتی این چنینی بوده اند؛داشتن قدرت و رسیدن به فرماندهی،خواست حقیقی همه بوده ،هست و خواهد بود...
ادامه مطلب >>>
تک تک ما زمانی که وارد کنگره 60 شدیم و پس از طی مدت زمانی کوتاه با ادبیاتی آشنا شدیم که قبل از ورود به کنگره و حضور در جلسات هیچ پیشینه ی ذهنی از آنها نداشتیم ،واژه هایی از قبیل:دانایی ،دانایی مؤثر،ذهن آرشیو ،لژیون ،رهجو و...
برای معرفت پیدا کردن نسبت به تک تک این واژه های بعید ناگزیر از مقالات و جزوات جهان بینی کنگره 60استفاده نمودیم تا علامت های سؤال پیدا شده در ذهن خود را پاسخ گوییم.
جهان بینی یعنی چه؟
جهان بینی در جزوه ی جناب آقای امین دژاکام به طور ملموس شرح داده شده ؛(( جهان بینی یعنی مجموعه ی نگرش ، احساس ، ادراک و برداشت ما نسبت به محیط پیرامون ، این نگرش به دو بخش درونی و بیرونی تقسیم می شود ؛نگاه ما به درون و برداشت ما از درون و نگاه ما به بیرون و برداشت ما از بیرون .))
جهان بینی یعنی چگونه دیدن جهان هستی ؛جهان کوچک زندگی فردی و جهان درونی خود فرد ،این چگونه دیدن بسیار اهمیت دارد چون جهان بینی ماست که جایگاهمان را مشخص می کند .
جهان بینی تک تک جایگاه های فردی و اجتماعی انسان را تحت تأثیر قرار می دهد .
چگونه من به عنوان همسر؛خواهر و... یک فرد مصرف کننده با کلی جبهه گیری و تنفر نسبت به تمام مصرف کنندگان وارد کنگره می شوم و با گذشت مدت زمان اندکی به آرامش نسبی دست پیدا می کنم، حتی اگر حال مسافرم آن قدرها هم که باید خوب نشده باشد؟
چگونه من به عنوان همسر؛خواهر و... فردی را که روزی سرمنشأ تمامی تاریکی ها می دانستمش با بند بند وجودم دوست دارم؟
چگونه من به عنوان همسر؛خواهر و... فردی را که روزی مسبب تمام بدبختی ها می دانستمش حالا دستش را به گرمی می فشارم و به او اطمینان می دهم که بال پروازش خواهم بود ؟
اصلا" می خواهم بدانم چه اتفاقی می افتد که روزی معتادی کارتن خواب ،با حالی خراب وارد کنگره می شود و پس از چندی پایبند اصول و قوانین می شود و حالش هر روز آباد تر از قبل می شود ؟معتاد صرف یا مصرف کننده ی سفر اولی خراب آباد !!!
تأثیر مستقیم تغییر در جهان بینی به عنوان اصلی ترین ضلع مثلث درمان اعتیاد (جسم،روان و جهان بینی)؛ضلع مهمی که حتی اهمیت آن از قطع ناگهانی مواد مخدر و به قول مصرف کنندگان درگیر اعتیاد ترک بسیار بیشتر است ،آن قدر که اگر فرد مصرف مواد را به صفر برساند ولی جهان بینی پیدا نکند به درمان و یا حتی همان (ترک) حقیقی نرسیده و امکان بازگشت او به سوی تاریکی ها بسیار زیاد است.
کنگره 60 بر این باور است که هر بیست و یک روز که فرد بیست درصد ازمواد مصرفی خود را کاهش می دهد باید توانسته باشد بیست درصد دانایی و جهان بینی خود را افزایش بدهد؛ پس آموزش جهان بینی جزو مهم ترین پارامترهای درمان اعتیاد و سوء مصرف مواد مخدر می باشد.
نهمین جلسه از دور چهل و پنجم سری کارگاههای آموزش جهانبینی کنگره ۶۰ در مورخ 91/10/20 با نگهبانی و استادی جناب مهندس حسین دژاکام و دبیری خانم مریم رضایی با دستور جلسه " مسائل داخلی کنگره " 60رأس ساعت ۱۶:۳۰ آغاز به کار نمود.


هنوز هم اشکهای دختری که میخواست دکتر شود تا مادرش را از اعتیاد نجات دهد و بقول خودش او را جمع کند خیلی ها را تحت تاثیر قرار داده است ، برنامه شوک ، سه شنبه شب گذشته ، از خیلی جهات نسبت به ...

امیر مومنان حضرت علی (ع) می فرماید:عدالت هر چیز را سر جای خودش می نشاند.
ایشان یگانه ترازوی عمل و مظهر عدالت،زمانی که در بیت المال بودند و به امور مسلمین رسیدگی می کردند از نور شمع بهره می بردند و به هنگام کارهای شخصی ،نور شمع را خاموش می کردند.
به راستی چه چیز باعث می شود که کسی این گونه عمل نماید؟چه چیز باعث می شود که یکی امیر مومنان شود و فرماندهی وجود خود را نیز این گونه به دست گیرد و دیگری…؟!
به نظر من دو چیز که باعث می شود جایگاه انسان ها متفاوت از هم شود؛یکی :نگرش و نوع نگاه به زندگی و امور و دوم :عملکرد افراد و سعی و تلاش در نهادینه کردن ارزش ها است.
عدالــت یعنی قرار گرفتن هر چیز سر جای خودش درست همان جایی که باید باشد؛قراز گرفتن زحل در جای خود، تابیدن خورشید در روز و غروب آن و هم چنین مهتاب در شب و قرار گرفتن هر خار کنار گل و این خود زیبایی و تکامل است.
تا دیروز من و مسافرم در وادی اعتیاد رنج های فراوانی داشتیم و امروز به واسطه ی تلاش ،قدری تفکر و برگشت از ضد ارزش ها به عملکرد و عمل سالم رسیده و می رسیم.شرایط دیروز ما عین عدالت بود و شرایط فعلی ما هم عین عدالت است.
هر آن چه که لازم است از قبل به ما داده شده است؛خمر،عشق،ایمان،عقل چشمه های جوشانی است و چشم دست پا و…نعمت ها و مواهبی است که خداوند به ما اعطا کرده است و این در همه ی ما از آغاز یکسان داده شده است و این…عدالــــت است منتهی من تعیین می کنم که با حرکت به سمت ارزش و یا ضد ارزش چه میزان از دارایی ام در اختیارم باشد و این عملکرد، چشمه های مرا جوشان تر سازد و مرا از عقل و عشق و ایمان و معرفت و خمر درست بهره مند کندو مرا به عمل سالم نزدیک ویا دور سازد مرا در جایگاهی که باید نشاند ،همانندیک مصرف کننده ی موا مخدر که چشمه های خود را ویران و جایگا ه های خود را از دست داده و یا یک عالم که بسیار متعادل رفتار می کند.آیا این چیزی جز عدالت است؟
آیا همه ی افراد در کنگره باهم برابرند؟
آیا دانایان با نادانان برابرند؟آیا کسی که به نور پشت کرده و درها را بسته با کسی که در رفت و آمد است و در جلسات حاضر و به آموزش ها گوش جان می سپارد و پیرو راه و راهنماست برابر است ؟
در کنگره با وجود مثلث کنگره به معنی عدالت می رسیم مثلثی که یک ضلع آن معرفت است و به ما یاد آور می شود آن کسی که آموزش می بیند و نسبت به خود و مسیر درمان و پیرامون خود به شناخت و دانایی می رسد ،عدالت در مورد او برقرار می شود و آن رسیدن به تعادل در جسم،روان و جهان بینی است چنین انسانی به عمل سالم رسیده و می رسد.این همان مثلثی است که من را از تک بعدی بودن در می آورد،چشمه های جوشان مرا خروشان و خروشان تر می سازد.
5 الگوی مهم که در تعادل وجود دارد اشاره می کنم:
۱>دوست داشتن خود و دیگران
2>شناخت خود و دیگران
3>بهبود روابط و نوع روابط
4>مدیریت خود و دیگران
5>شناخت و رسیدن به جایگاه خود /.
گاه باید هزاران قدم برداشت تا به یک قدم سالم رسید.برای این امر باید پیوسته در جریان بود.
"و لیس الانسان الا ما سعی":انسان چیزی جز سعی و تلاش نیست ؛هر که با تلاش به خواست خود برسد ،عدالت پروردگار رانسبت به خود جاری کرده است.
آن گاه که رود سنگ ها و صخره ها را پشت سر می گذارد و در ادامه ی مسیر خود از هیچ تلاشی فرو گذار نیست،وقتی با خروش خود را به سنگ ها می کوبد و از رفتن به هیچ وجه نمی ماند تا درنهایت به بحر و اقیانوس برسد آیا این چیزی جز عدالت است؟و آب ِ راکد می ماند تا بگندد و این هم عین عدالت است.برای راهبر شدن و به فرماندهی رسیدن گاه باید باد بود حتی سرگردان وگاه نسیم؛نوازشگر،گاه باید کوه بود؛استوار و گاه رود،اما …همیشه در جریان و کوشا.این آن عدالتی است که خداوند می خواهد باید در جریان و تلاش بود تا به آن جایی که باید برسیم .
با احترام همسفر آمنه
منبع:وب لژیون همسفر رشوند
