بر اساس اعتقادات، باورها، تجارب گذشته، موفقیت ها، شکست ها، تحقیر ها و پیروزی ها شکل گرفته است. اگر به صورت یک باغچه به ذهن نگاه کنیم و خود را یک باغبان درنظر بگیرید در طول روز مشغول کاشتن دانه هایی ( همان اندیشه هایی است که روزانه به فکر خود راه می دهید) هستید. هر چه را که می کارید در تن و محیط زندگی تان درو می کنید. اکنون مشغول کاشتن افکارمربوط به آرامش، عمل درست، حسن نیت و سعادت بشوید و به آرامی و علاقه درباره ویژگیهای آنها بیندیشید.آنچه را که اندیشیده اید به طور کامل در ذهن آگاهتان جای دهید و به کاشتن این دانه های شگفت انگیز ادامه دهید در اینصورت محصول با شکوهی را درو خواهید کرد ... بگذارید با مثال توضیح بدهم: ذهن را می توان به یک دریاچه هم تشبیه کرد دریاچه ای که هر چه ذلال تر باشد عمق آن واضح تر است. وقتی گل آلود باشد ژرفای آن معلوم نیست و نمی دانید زیر آبهای تیره چه خبر است. زیر آبهای دریاچه ذهن خود حقیقتی نشسته و منتظر است تا گل و لای فرو بنشیند و شما چهره حقیقی خودتان را ببینید. چهره حقیقی هر انسانی زیبا و درخشان و آرام است. ولی آنچه شما از پس گل و لای می بینید صورتی آشفته و نگران است و برای درست کردن آن چهره به چیزهای مختلف پناه می برید مثلا: قرص های آرام بخش و غیره. ولی این چیزها سبب نمی شود که آیینه ذهن پاک شود آنچه سبب می شود دریاچه ذهن طوفانی به نظر برسد افکار نامرتب و پریشانی است که در ذهن نگه می دارید. اگر آنها را کنار بزنید می بینید که آئینه ذهن دوباره صاف می شود و چهره خود حقیقی شما آشکار می گردد. این ما هستیم که زندگی خود را می سازیم. آنچه که ما را به زندگی امیدوار می کند و فکری که به خوشحالی و هیجان می رساند، از افکار مثبت سرچشمه می گیرد. 

با احترام : مسافر جعفر

وبلاگ لژیون آقای سروش برقع وش