دیروز از آن روزهایی بود که از خودم جدا مانده بودم. میدونی از کدام روزها ؟ از همان هایی که اینقدر نا آرامی و آرامش نداری که حتی میخواهی ازخودت هم فرا کنی.

اما آدم است دیگر، گاهی وقتها مجبور است خودش را تحمل کند . نه به خاطر اینکه صبور است، به این خاطر که چاره ای جز این ندارد. از خودت که نمیتوانی فرار کنی !

فکروش را نمیکردم به یک روزهایی مثل امروز، که برسم به کارهای خوب عادت کنم. نه اینکه بخواهم ادعا کنم آدم خوبی هستم، نه ! منظورم این است که بعضی کارها یه حس لحظه ای خوب بودن و آدم بودن به آدم می دهند، ماندگار کردن چنین احساساتی اراده می خواهد. و آدمهای این چنین با اراده اند که لحظه های خود را خوب زندگی میکنند .

امروز برایم سخت بود طبق روال هر روز ادامه دهم. فکر میکنم سختی کار تازه شروع شده. قبلا هیجان انجام دادن کارهایی داشتم که برایم نو و تازه بودند، اکنون آن همه شور و ذوق و شوق خوابیده، حالا باید ببینم چند مرده حلاجم!

یک ماه پیش قبل از اینکه بیمارستان بستری بشم احساسات ناراحت کننده ای داشتم درمورد احساس فرد دیگری نسبت به خودم. مدام از خدا می پرسیدم خدایا چرا من رو نمیبخشه ، چرا از من بدش میاد. ذهنم خیلی درگیرش بود. در نهایت شروع کردم به گوش دادن سی دی خواست تقدیر تفکرات استاد امین آخه میدونید من عاشق این سی دی هستم، گاهی پیش میاد که بزرگترین خواسته تو ، واقعا چیز جزئی و کوچکیه. چطوره که خدا خواسته تو رو اجابت نمیکنه؟

دنیا و کائنات یک سیستمه. شاید خواسته تو واقعا کوچیک باشه ولی برآورده شدن همین خواسته کوچیک واقعا ممکنه تاثیری داشته باشه که زندگی خیلی ها رو عوض کنه مطمئنا صلاح نیست تا اذن و فرمانش صادر بشه تا خواتسته به انجام برسه.

ولی من مطمئنم که خواسته ام هیج تاثیر بیرونی نداره. من میخوام یه نفر من رو ببخشه و ته دلش از من متنفر نباشه و دوستم داشته باشه. حتی اگه به من نگه . یعنی یه چیزی باشه فقط برای خودش. من نمیخوام هیچ فعل و انفعالی صورت بگیره. هیچ اتفاقی بیفته. هیچ سرنوشتی عوض بشه. فقط بدونم که همچین حسی داره .

گوش دادن به این سی دی برای بار چندم  واقعا جالب بود و مشکل فکری من رو کاملا برطرف کرد :

خدا بنده هاش رو تو رابطه باهم ارزیابی میکنه. یعنی رفتاریکه هر کس به اختیار خودش انجام میده صرفا یه واکنش به رفتار طرف مقابل نیست. یه ارزیابی در دایره وجودی خودشه. خدا هر کس رو در دایره وجودی به اندازه ظرفیت خودش امتحان میکنه. اگه واقعا خواسته تو هیچ تاثیری در دنیای بیرون نمیذاره، پس یه امتحانه برای خودت و واقعا اگر راجع به اون تفکر داشته باشی مسیر حرکتت روشن میشه قبول کنی یا از زیرش فرار کنی. احساسی که ما نسبت به بقیه داریم برای ما امتحان تلقی میشن . هیچ کس نمیتونه بگه هیچ کاری نکرده هر کاری که کرده باشیم تقدیرش اتفاق میفته حالا خوب یا بد غیر از این نمیتونه باشه. اصلا هیچ کاری توی این دنیا نداریم که بازتابش رو نبینیم ممکن زمان بخوره اما قطعا بطرفت برمیگرده . بعضی وقتها کاری نکردن خودش یه جور کاره ، یه جور انتخابه . همون طور که گفتم دنیا  و کائنات یه سیستمه و همه عمل ها و عکس العمل ها روی همدیگه تاثیر میذارن. نمیشه کسی بگه خودش رو از این سیستم جدا کرده. چون چنین چیزی امکان پذیر نیست .

خدا هرکسی رو با ویژگی های شخصیت خودش محک میزنه.

و همان روزها که این سخنان را شنیدم ،ذهن و فکرم آزاد شده. اگر تقدیر اتفاق میفته خوشحالم که زمانی هست که اون رو جبران کنم از همان روز هر بار دستانم را بالا می آورم، به جای اینکه بگویم خدایا ای کاش مرا ببخشد، میگویم خدایا اگر کاری کردم تلاش میکنم جبران کنم خدایا اون دوست رو کمکش کن تا بتونه راحتتر درکم  کنه کمکش کن تو هیچ امتحانی  رد نشه.

خدایا

به  همه ما کمک کن هر روز بیشتر خودمان را متعالی کنیم و بیشتر به تو نزدیک شویم .

خدایا

کمک کن این پیله ای که از خودمان به دور خودمان تنیده ایم را بشکافیم .

آمین...

شاد و پیروز باشید

منبع:وبلاگ لژیون آقای  مسعود باغجری