من تو را چگونه در جهان می بینم،آن گونه که خود بینی!
گاهی شخصی را آنچنان شاد و غرق در لذت می بینی که دوست داری از امکانات رفاهی اش بیشتر بدانی یا علت را بدانی و گاه فردی را ناراحت و همیشه در خود می بینی.گاهی دو دوست،دو همراه و حتی دو نفر را میی بینی که در زیر یک سقف منزل دارند و در ظاهر از یک آب و هوا و امکانات برخوردارند ،اما با دو جایگاه و دو حس متفاوت.
این که چه قدرر از دنیا سهم داشته باشی و نیمه روشن ِ آن، از آنِ تو باشد یا تاریکی اش،این که مناظر خوب و یا بد تو را مشغول کند،شادد باشی یا ناراحت و این که در بیرون از خودت ،صاحب چه باشی و چه میزان از هستی را تصاحب کرده باشی همگی بسته به درون تو و باز پس گرفتن نیروهای درونی و فرماندهی وجودت دارد و زمانی می توانی در خانه ،محل کار ،بین دوستان بدرخشی و فرمانده خوبی باشی که ابتدا قرماندهی ذرات وجودی را در دست داشته باشی.
جهان بینی کمک به یافتن راه می کند و آن دانشی است که باعث می شود نه تنها درشادی بلکه در اعماق رنج و تاریکی به کمک آن از لاک سخت خود سر در آوری.
جهان بینی نگرش ما و نگاه ما نسبت به خود ،هستی و خداوند است.همان طور که در جزوه آمده برداشت ،دریافت،ادراک و احساس ما نسبت به خود ،هستی ،میحط اطراف ،خداوند...
این که نسبت به محیط اطراف چه احساسی داشته باشم،و چه برداشت و دریافت نمایم رابطه مستقیمی با این که از درون چه قدر از دانایی برخوردار باشم و چه قدر حس سالم داشته باشم و از قوه تشخیص و عقل بهره مند باشم دارد.
گاهی همه چیز داری و هیچ نداری و گاه هیچ چیز در ظاهر از آن تو نیست و همه چیز داری .واقعا تا به حال اندیشیده اید که بعد از دوران پر اشوب اعتیاد و،بعد از آن که یک مصرف کننده همه چیز را با مواد معامله کرد،چه چیز بعد از درمان او را امید وار نگه می دارد و به شخص امنیت و آرامش می دهد و قدرت حرکت؟!
جهان بینی نه تنها داشتن تصویر درستی از خود و جهان است بلکه دادن تصویری زیبا از خود به دیگران است؛در نظز بگیرید روزهایی که مقابل ایینه می ایستید و خود را زیبا و روزهایی نا زیبا می یابید و در همان ساعات دیگران هم شما را همان گونه حس می کنند و می بینند و این دقیقا به حس و حال درونی ما بستگی دارد،زمانی که افکار دست و پا گیر را از ذهن نرانیم و پا بر ترس و منیت های نا به جا نگذاریم نه تصویر درستی از محیط دریافت و احساس می کنیم و نه تصویر درستی به محیط می دهیم نه زیبا می بینیم و نه زیبا دیده می شویم و زیبایی در تعادل است.
وقتی نسبت به خود و نیروهای درونی شناخت داریم درست همان جایی قرار می گیریم که باید.و به فرماندهی وجود نائل می شویم و همین کافی است.قدرت و جاودانگی از درون آغاز می شود و نیاز به لشکر کشی و راه و بیراه رفتن نیست،از این روست که می گوییم ما همان گونه که خود را در جهان می بینیم،خداوند و کل هستی هم ما را همان گونه می بینند،اگر من تصور کنم که دانا ام،لایق ام زیبا ام ،در کمال سلامت و آرامش هستم و باید باشم،برای رسیدن و داشتن این جایگاه ها همیشه در تلاش هستم و این گونه خواهم بود.
داشتن جهان بینی درست یعنی بودن در لحظه حال،داشتن آرامش ،صبح به موقع برخاستن،شب آسوده سر بر بالین گذاشتن و در طول روز در کمال تعادل به همه امور رسیدن ،به گونه ای که هر لحظه در جایگاه بهتری باشی.
کسی که از جهان بینی درستی برخوردار است، مراقب امور خود است و هر لحظه به سمت رشد میل می کند و هرچه به او وارد می شود او را از مسیر اصلی اش خارج نمی کند و در این نوع نگرش انتظار یک زندگی سالم و آرام می رود اما برای رسیدن به این امر، باید آموزش دید و به دانایی رسید و داشتن دانایی به داشتن یک نگرش درست نسبت به خود،خداوند و هستی کمک می کند.
کسی که بداند برای چه پا به هستی گذاشته و بداند که همه چیز از شناخت خودش شروع می شود،قطعا می داند به کجا هم باید برود.
و....مقصد همین نزدیکی هاست؛وقتی که من عاشق باشم وقتی که با عکس خودم تو آیینه صادق باشم.
با احترام: همسفر آمنه
نمایندگی استادمعین جمعیت احیای انسانی کنگره60 ،راهنمایی ، پیشگیری ، درمان با روش تدریجی ( DST ) به صورت رایگان