نقطه از ظلمات خسته و تنها رها ساخته بود. ورود به ورطۀ اعتیاد و حواشی آن هر چه که هست کار ساده ای است؛ اما خروج از آن و هر آنچه با آن آمده نشدنی است برای من که راه های زیادی را برای درمان بیماری اعتیاد امتحان کردم چنین بود و در پایان حیران و سرافکنده در انتظار هر چه که پیش آید. البته کوتاه و در پرده سخن گفتن دشوار است اما در چنین شرایطی و در آستانۀ مرگ نور امید و حسی تازه پدیدار گشت تا برای بیرون شدن از دنیای تاریکی به تنها وسیله ای که در اختیارم قرار گرفت چنگ بزنم؛ مسیری که در بدو ورود با تفکر انسان را به وادی عشق رهنمود می سازد؛ برای من بسی  جای خوشحالی بود که پس از سالها دوری از خانه؛ نادانسته خود را در آن می دیدم؛ اکنون پانزده سال از آن خواسته می گذرد و من از چیزی که آن زمان بودم فاصلۀ بسیار گرفته ام؛ توانائیهایم بواسطۀ مصرف مداوم مواد مخدر از بین رفته ولی برای بدست آوردن هر چیزی باید قیمت آن تماما" پرداخت گردد؛ از همه چیز صحبت به میان آمد بجز عبارت اولین و کوتاه سخن از هر چه که بگذریم بیان حقیقت آرام بخش تر است.

جایگاه احتمالا" به شرایط و مکانی که در آن قرار گرفته ایم اطلاق می گردد و صور آشکار و پنهان هر فرد هر چه که هست را در بر می گیرد. مسئولیت نیز به باید هایی اطلاق می گردد که برای انجام در جایگاههای مختلف زندگی بر عهدۀ مان قرار می گیرد و ممکن است این باید ها بر حسب خواسته هایمان باشد و یا ناخواسته  بر عهدۀمان قرار بگیرد در هر صورت ناگزیر از انجام آن هستیم.

اما گاهی انسان به هزاران دلیل فراموش می کند؛ که چرا هست؛ برای چه آمده و چه می کند. در هیچ کجای عالم هیچ چیز اتفاقی نیست؛ ما همیشه در جایگاهی قرار داریم که باید باشیم؛ قدر شناسی یا قدر نشناسی با خودمان است حتی اگر ظرفیت و توان قرار گیری در جایگاهی را نداشته باشیم باید به مرور آنها را بدست بیاوریم و در نهایت و به قول بزرگانمان؛؛ آن که می داند آن می کند که حق می کند؛؛!

با احترام : مسافر محمد رضا

وبلاگ لژیون آقای سروش برقع وش