نغز فرمان: نمی دانم این کلمه را درست نوشتم یا غلط. وقتی به مدرسه می رفتم؛ همیشه در  دروس املاء و فارسی ضعیف بودم و نمرات پائینی داشتم؛ حال هر چه بر مغزم فشار می اورم که بر قلمم برای نوشتن کلمه (نقض) فرمان دهد باز نمی شود؛ مانند این است که فرمانده ای به زیر دستش فرمان دهد و آن زیر دست سرپیچی کند؛ در پایان فرمانده از او نا امید می شود. با مقدمه ای که ذکر شد می خواهم بگویم: در زندگی به خاطر مصرف مواد مخدر آنقدر از فرمان عقل سرپیچی کرده بودم؛ که دیگر فرمانده کل از من نا امید شده بود؛ چند وقتی است که با حضور در کنگره سعی می کنم با این فرمانده طرح دوستی بریزم و به فرمان هایش عمل کنم تا با من آشتی کند؛ وقتی به فرمان ها و آموزشهای کنگره می اندیشم؛ متوجه می شوم که همه اش درباره روشنایی ها و ارزش ها است. وقتی فرمان راهنمایم را اجراء میکنم؛ مشارکت و خدمت می کنم ؛

دارویم را به موقع مصرف می کنم و ... همه اینها برای آشتی با فرمانده کل (عقل) به من کمک می کنند. نقض فرمان از بزرگترین اشتباهات یا گناهان است؛ وقتی سبد جهت اجرای قانون یازده به گردش در می آید؛ و من کمتر از معمول مشارکت می کنم؛ احساس می کنم که نقض فرمان کرده ام؛ و با این کار تخریب در خود و در مکانی امن به وجود آورده ام زیرا برای خوردن چای خود نیز حاضر نشده ام مشارکت نمایم. وقتی به یاد می آورم که قبل از قرار گرفتن در این مسیر ؛ چه قدر تخریب و زیان در زندگی داشتم؛ و چه قدر برای خرید مواد مخدر هزینه می کرم؛ می بینم که باز به فرمان عقل در قالب فرمانروای بزرگ عمل ننموده ام.
حال که از این مسائل با یاری خداوند و کمک کنگره و راهنمای عزیزم نجات پیدا کرده ام؛ باید برای پایداری خود و کنگره تمامی فرمان ها و قوانین را محترم شمارم؛ انجام دهم و فرمان برداری خوب باشم.  در خاتمه خودم و خانواده ام برای آقای مهندس دژاکام و تمام خدمت گذاران در کنگره 60 سلامتی و پایداری آرزو داریم.
 
  نوشته مسافر علیرضا نادم
برگرفته از وبلاگ لژیون آقای برقع وش