دلنوشته ی یک همسفر...

من و یا شما دوست داریم که نزدیک چه کسی باشیم؟...کسی که در کنار او احساس امن بودن داریم، یا کسی که در کنارش مضطرب و پریشان حال می شویم؟...مسلماً در پاسخ این پرسش خواهیم گفت: فردی که امن است . شخصی که برایمان امید به ارمغان می آورد چنانچه این فرد طول حیات خود سرزنده و با نشاط و به تمثیلی زنده باد گویان طی کند و معنای حقیقی خویشتن خویش را دریافته باشد، آن وقت است که آن فرد مورد دوست داشتن قرار می گیرد.
چرا که سرمنشاء و دلیل امید خواهد بود و قرابت و نزدیکی به همراه خواهد آورد. در نتیجه نزدیکی، نوازش در پی دارد و این نوازش یگانه واحدی است که همه ی انسانها به آن نیاز دارند. ولی نکته کلیدی اینجاست که اگر از راه سالم نوازش بگیریم دیگر نیازی به بازی نیست و دیگر نیازی به حضور در نقش های ناجی ، قربانی ، ستمگر و ستمدیده و ... نیست و نهایتاً دیگری نیازی به اخاذی روانی و کنترل دیگران نخواهد بود.
در کنگره60 ، مسافر من با استعدادهای ویژه ی خودش دوباره به دنیا آمد و قرار است این استعدادها به عملکردهای پخته و سنجیده در سفر دوم تبدیل شود. و در سفر دوم ما به سمت این پختگی و کمال حرکت خواهیم کرد و با رسیدن به مراحل بالاتر می بینیم که مراحل پایینی را تجربه و زندگی کرده ایم چون می دانیم که چه می خواهیم.
با احترام، فریبا همسفر شاهین
اردیبهشت 1394










نمایندگی استادمعین جمعیت احیای انسانی کنگره60 ،راهنمایی ، پیشگیری ، درمان با روش تدریجی ( DST ) به صورت رایگان