برای مثال تازه واردی را در نظر بگیرید که وارد کنگره شده با شمشیر از رو بسته میخواهد به جنگ اعتیاد بیاید و بی درنگ از بند اعتیاد و تاریکی ها رها شود. اما وقتی میفهمد که برای انجام این عمل به ظاهر ساده باید حداقل ۱۱ ماه وقت بگذارد ناگهان شوکه میشود و تفکر دیگری میکند و شاید هم از کنگره برود. چون قصدش این است که یک شبه بتواند ریشه های اعتیاد را بخشکاند.

دلیلش هم این است که آموزش ندیده و گول تبلیغات فریبنده ی کلینیکها و درمانهای زودرس مراکز ترک اعتیاد را خورده است.مانند متادون درمانی ها و سم زدایی ها که به نتیجه دلخواه هم نمیرسند.

 ما در کنگره بعد از تحمل ۱۱ سفر با تلاش و آموزش به راحتی به رهایی میرسیم و حتی از روز اول هم سالم تر میشویم زیرا با تفکر و آموزش از اعماق تاریکیها بیرون آمده ایم.

در بیرون از کنگره و در سطح جامعه تفکرات مختلفی حاکم است اما اینجا تفکر این است که یک شبه نمیتوان بیماری به  این عظمت را که در جسم و ذهن و روح ما رخنه کرده درمان کرد.پس اول باید تکلیفمان را باخود روشن کنیم و بعد به درمان جسم و روح بپردازیم و چون هدفمان مشخص است راه هموار خودش پیدا میشود.

در باره درختکاری هم باید گفت که برای به ثمر نشستن بذر باید فرصت داد .باید اول دانه های امید را کاشت و بهد آنرا با روش مطلوب پرورش داد و بعد از مدتی برداشت نمود.

ناگفته نماند که در اینجا ما جسم و روان و جهان بینی را باهم به تعادل میرسانیم.و بعد از درمان جسم و روان مهمترین مسئله جهان بینی میباشدو با درک آن میتوان به درمان کامل رسید و از مرحله تبدیل و تغییر به مرحله ترخیص رسید.

در آخر پیشنهاد میکنم که با درختکاری گوشه کوچکی از اشتباهات و خساراتی که به جهان پرامون خود و طبیعت زده ایم جبران کنم.البته به شرطی که بعد از کاشت آن به آن رسیدگی کامل کنیم تا به خوبی پرورش یابد.

 

پاینده باشید