این جلسه نهمین جلسه از دور هفتم سری کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی استاد معین مورخ 12 بهمن ماه ۹۲ با استادی آقای علی اشکذری ، نگهبانی خانم منیژه و دبیری خانم فاطمه با دستور جلسه " وادی دوازدهم و اجرای آن (درختکاری) " راس ساعت 13:15 آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد :

من قسمتی از وادی را می خوانم سپس در رابطه با آن صحبت می کنم.

جانشین : انسان خلقی است که صور پنهان او مانند شما از آتش خلق شده است ولی صور آشکار انسان که در جهان خاکی سکنی گزیده اینگونه آغاز شد : در ابتدا قدرت مطلق امواج را متراکم کرد و جهانی را به عنوان جهان خاکی بنیاد نهاد که مجموعه آن از ستارگان و کهکشان ها تشکیل گردیده است که به شمارش در نمی آید.

یه سوالی هست که شاید برای برخی آشنا باشد ، در ابتدا مرغ بوده است یا شترمرغ ؟ وادی دوازدهم می گوید در ابتدا نه مرغی بوده است و نه شترمرغی بلکه در ابتدا امواج آگاهی بوده است که به دلیل تراکم آن امواج و دانش امواج ، شکلی برای خود طراحی کرده و چیزی را به وجود می آورد که به آن نفس می گوییم. در نتیجه در ابتدا نفس یا آگاهی بوده است و هرچیزی نسبت به آگاهی خود به گونه ای به وجود می آید. انسان نیز حاصل تراکم امواج است با هر آگاهی که دارد حتی شکل ظاهری و رفتار ما نیز در صورتی تغییر می کند که امواج آگاهی ما تغییر کند.

اگر خوب دقت کنید وادی های کنگره نیز از وادی اول تا چهاردهم این روند را به ما می گوید. وادی اول تفکر است که ساختار را به ما می گوید. هر تفکری باعث می شود که شکلی از خود بسازد.

ما در کنگره 60 ترک اعتیاد را قبول نداریم به دلیل اینکه باید امواج تغییر کند ، اگر امواج بدون تغییر باشد شاید ظاهری و مقطعی پیش برود اما درمان زمانی رخ می دهد که آگاهی تغییر کند. در کنگره 60 بیشترین تمرکز ما بر آموزش است ، تا زمانیکه آموزش تغییر نکند المواج تغییر نخواهد کرد و تا زمانیکه امواج تغییر نکند کلا هیچ چیز تغییر نمی کند. در وادی تغییر ، تبدیل و ترخیص بیان شده است که اگر این مراحل نباشد تغییرات ظاهری است و عمری کوتاه دارد.

ذرات تشکیل دهنده مانند کلسیم ، پتاسیم ، فسفر و آهن شهری را بنا نهاد به نام جسم و یا کالبد خاکی و طبق یک فرایند خاص مرا هم به این جهان خاکی اعزام و در این شهر یا جسم برای مدت محدود و از طرفی نامحدود ساکن کرد.

در اینجا منظور انسان است و انسان نیز طبق فرایندی دارد و از امواج به وجود می آید. هرچه انسان آگاهی بیشتری کسب کند ساختاری منظم تر تشکیل می دهد و کمتر بیمار خواهد شد چراکه شاید اکثر بیماری ها به آگاهی نفس انسان بازمی گردد که اگر آگاهی نفس تغییر کند بیماری نیز تغییر می کند مانند بیماری اعتیاد.

در وادی به محدود بودن و نامحدود بودن اشاره شده است. عمر انسان محدود است و از طرفی نامحدود و فنا ناپذیر است.

ساکنین : جهان خاکی چگونه به وجود آمد؟

جانشین : جهان خاکی از نظر ارتعاشات و طول موج کاملا به جهانی که شما زندگی می کنید متفاوت است. به همین دلیل زمینیان به آسانی قادر به درک شما نخواهند بود.

ما روح را نمی بینیم چون فیزیکی نیست و نمی شود با چشم فیزیکی یا درک فیزیکی آن را دید ولی با حس غیرفیزیکی قابل دیدن هست حتی کسانی که به نوعی با روح ارتباط برقرار می کنند می توانند به نوعی آن را روئت نمایند البته نه به صورت کامل. ما از نظر طول موج برابر نیستیم مثلا دو روح می توانند همدیگر را ببینند اما روح و جسم نمی توانند یکدیگر را رویت نمایند.

قدرت مطلق برای خلق جهان خاکی از طریق القا عشق در ذرات یا امواج دمید و در اثر قدرت شگفت انگیز عشق مقداری از امواج به هم نزدیک و متراکم شدند و هسته اولیه جهان خاکی را به وجود آوردند و سپس گویی آن را مانند یک درخت در این جهان فعلی ما و شما کاشت درست مثل کاشت گردو که می توانیم با موجود بودن سایر نیروها و مواد اولیه در زمین با فرایندی خاص با میلیون ها گردو برسیم.

به محض اینکه عشق از انسان گرفته شود محکوم به فنا است یعنی چیزی که باعث می شود که ذرات عشق به یکدیگر بچسبند و دوام داشته باشند همان عشقی است که درون انسان هاست. هرچه انسان عشقی بیشتر داشته باشد سلامتی او نیز بیشتر است  هرچه عشق کمتر شود سلامتی نیز کمتر می شود و امواج از هم جدا می شوند و نهایت جداشدن زمانی است که عشق از انسان جدا می شود در این صورت جسد شروع به متلاشی شدن می کند و تجزیه کامل اتفاق می افتد.

همه انسان ها از نفس واحده خلق شده اند اما دلیل اینکه شبیه به هم نیستیم به دلیل این است که از آگاهی واحد نیستند. بنابراین هر یک از ما منحصر به فرد هستیم و از هر یک از ما یکی وجود دارد ، نیازی نیست از هر نفر دو تا باشند و یکی کافی است. هر یک از ما برای ماموریتی خاص به دنیا آمده ایم و هر یک از ما به دلیلی خاص خلق شده ایم.

افرادی موفق خواهند بود که متوجه می شوند دلیل خلقت آنها چیست و کار خود را انجام می دهند و تجدید دوره نخواهند شد در غیر این صورت باید به قدری بیایند و بروند تا متوجه شوند دلیل چیست.

نفس وجود دارد و درون نفس آگاهی ماست ، همه از نفس واحد خلق شده ان اما مظروف باهم یکی نیست. مظروف چیزی است که ما خود درون نفس می ریزیم و هر کسی متفاوت خواهد ریخت. مثلا شخصی مصرف کننده شدن را درون آن می ریزد و مصرف کننده می شود سپس درمان را درون آن می ریزد و درمان می شود در نتیجه هر کسی خود تعیین می کند چه چیزی درون آن باشد.

لیس للانسان الا ما سعا ، انسان هیچ چیز نیست جز سعی و تلاش خود.

ضمنا جلسه با پرسش و پاسخ ادامه یافت.

با احترام همسفر الناز رک