این جلسه؛ جلسه دوم از دور دهم سری کارگاه های آموزشی خصوصی کنگره 60 نمایندگی استاد معین روزهای یکشنبه مورخ 20 بهمن ماه 92 با استادی آقای بهمن سبحانی، نگهبانی آقای علی رضا یوسفی و دبیری آقای امیر حسین؛ با دستور جلسه  " جهانبینی و فرق نگاه معتاد با مسافر " راس ساعت17 آغاز به کار نمود.

سخنان استاد:

در کنگره60 برای هر واژه تعریف و مختصات خاص آن واژه وجود دارد. در گذشته واژه هایی به نام اعتیاد و معتاد  وجود داشت اما تعاریفی درست برای آنها ارائه نشده بود. اگر از من که یک مصرف کننده بودم سوال می کردند معتاد چه کسی است؟ می گفتم معتاد کسی است که ظاهر کثیفی دارد؛ کارتن خواب است و کنار خیابان می خوابد. واگر از آن کارتن خواب سوال می شد؛ معتاد چه کسی است؟ جواب می داد من که معتاد نیستم؛ من بدشانسی آوردم و خانه و زندگی ام را از دست داده و کارتن خواب شده ام به همین دلیل گاهی اوقات برای اینکه گرمم بشود مواد مصرف می کنم. هیچ کس خود را معتاد نمی دانست چون اعتیاد تعریف خاصی نداشت.

من خودم شخصا" و شاید اکثر افراد موقعی که وارد کنگره شدیم؛ بعد از سه جلسه حضور اسم معتاد از روی ما برداشته شد و به مسافر تبدیل شد. من ابتدا فکر می کردم فقط به خاطر بار منفی کلمه ی معتاد است که از واژه ی مسافر استفاده می شود؛ اما در ادامه متوجه شدم که این بخشی از موضوع است و همه ی داستان این نیست. ما وقتی در چهارچوب کنگره قرار می گیریم و فرق نگاه صورت می گیرد؛ متوجه می شویم که دیگر معتاد نیستیم و مسافریم؛ افرادی که درست سفر می کنند بعد از چهار الی پنج ماه با اینکه هنوز مواد مصرف می کنند (شربت تریاک در نوع خود مواد مخدر است و همان تریاک است) دیگر حس معتاد بودن را ندارند چون دیدگاهشان نسبت به مواد عوض شده است. من روزگاری مواد را مصرف می کردم برای لذت بردن و نشئگی؛ مصرف می کردم تا بیخیال و بی تفاوت بشوم ولی الان آن مواد را به چشم دارو نگاه می کنم و از آن برای درمان استفاده می کنم بین این دو حالت دنیایی تفاوت وجود دارد به دیگر سخن داستان آن تیغ جراحی است که هم می توان با آن عمل جراحی کرد و هم می توان آدم کشی کرد. پس فرق نگاه در این میان بسیار مهم است.

فرد با ورود در کنگره باید بداند به دنبال چیست؛ ممکن است من به خاطر خانواده آمده باشم و هنوز رفتار و کردار سابقم را حفظ کرده باشم و رفتار های اعتیاد گونه را حمل می کنم و با اینکه خود را مسافر معرفی می کنم اما هنوز همان معتاد خارج از کنگره هستم. فرق عمده ای بین معتاد و مسافر وجود دارد؛ یک معتاد نمی داند که چه کاره است مبداء و مقصد ندارد و نمی داند هدفش چیست و به کجا می خواهد برسد. اما یک مسافر مبداء و مقصد مشخصی دارد و به دنبال نقطه ی هدف است. مسافر اعتیاد را می شناسد و در پی درمان است. یک مسافر بر خلاف یک معتاد دارای نظم است چون معتاد هر وقت که دوست داشته باشد مواد مصرف می کند اگر خوشحال باشد بیشتر مصرف می کند و اگر ناراحت باشد باز بیشتر مصرف می کند ولی یک مسافر اینگونه نیست با اینکه ممکن است داروی بیشتری در اختیار داشته باشد اما همان مقداری که در دفترچه اش نوشته است را سر ساعت مصرف می کند؛ چون به این آگاهی رسیده است که نیازش چیست و مصرف بیش از نیازش باعث تخریب خواهد شد.

یک مسافر باید در مسیر درست حرکت کند؛ باید جهانبینی و رفتار خود را تغییر بدهد. یک مسافر نمی تواند از رفتار و الفاظی که در گذشته استفاده می کرد استفاده کند. مسافر اگر در دیدگاه قبلی خود باقی بماند دیگر مسافر نیست؛ مسافر بر خلاف یک معتاد همیشه جوینده است. مسافر جستجو گر است و به دنبال شکافتن مطالب برای ایجاد حرکت های تازه است.

فرق نگاه زمانی بوجود می آید که آگاهی ما نسبت به مسائل بالا برود در نتیجه تا جهانبینی من تغییر نکند شخصیت و منش من تغییر نخواهد کرد و همان معتاد سابق باقی خواهم ماند و در این صورت با قطع مواد رهایی را تجربه نخواهم کرد. اعتیاد در سه بخش جسم؛ روان و جهانبینی تخریب ایجاد می کند و برای درمان لازم است هر سه بخش به تعادل برسد. جسم و روان با نظم و دارو به تعادل می رسد اما در ضلع جهانبینی اگر حرکت درست نداشته باشیم در برهه ای از سفر باعث جلوگیری از پیشرفت ما می شود. اگر رشد در بخش جهانبینی با تیپر کردن دارو هم عرض و هم سطح نباشد در برهه ای از سفر فرد قادر به کم کردن پله نخواهد بود.

وقتی بازیگر می شویم؛ تغییر نگاه و جهانبینی برای ما اتفاق می افتد اگر ما بازیگر نباشیم و از ابزارهای خدمتی که در کنگره وجود دارد استفاده نکنیم؛ به هیچ عنوان ارتقاء پیدا نخواهیم کرد. در پایان برای شما آرزوی موفقیت و سربلندی دارم.

از اینکه به صحبتهای من توجه کردید از شما سپاسگزارم.

نگارش و تنظیم گزارش: مسافر محمد رضا

لژیون: آقای سروش برقع وش

نمایندگی استاد معین

21/11/92