ذرات بار مثبت و منفی دارند
باید در کنار درمان ورزش هم باشد که روان و جهانبینی ما نیز بتواند به درمان برسد. در کنگره 60 بر روی هر سه ضلع مثلث کار می کند و بارها گفته شده است که اگر جسم به سلامتی برسد روان نیز به درمان و تعادل خواهد رسید ولی اگر جسم مشکل داشته باشد با حضور در بهترین مکان ها قرار بگیریم باز هم لذت نخواهیم برد.
اگر از جسم و روان بگذریم به جهانبینی می رسیم که کنگره 60 تاکید بسیاری بر آن دارد.
دریافت ها ، برداشت ها ، ادراک ها و احساسات ما در جهان درون و بیرون تعریفی است از جهانبینی که شامل دو بخش جهانبینی درون و بیرون می باشد. اگر کمی دقت کنیم خواهیم فهمید که ما در دو جهان درون و بیرون در حال زیستن هستیم یعنی ما در جهان درون هم زندگی می کنیم. افرادی هستند که بنا بر شرایط خود ، در لاک دفاعی فرو رفته و جهان اطراف را نمی بینند بلکه در جهان درون خود زندگی می کنند.
من با ورود به کنگره آموخته ام که آموزش ببینم ، آگاهی کسب کنم و نسبت به خود و اطراف آگاهی کسب کنم. مثلث دانایی از سه ضلع تفکر ، تجربه و آموزش تشکیل شده است که مسائل بسیاری را برای ما مشخص می کند.
من در ابتدا برای رهایی مسافرم به کنگره آمدم اما با حضور درلژیون آموختم که باید برای خود به کنگره بیایم چراکه او نیزدارای راهنما می باشد و طبق شرایط آموزش خواهد گرفت اما وظیفه من سنگین تر است چون باید من هم تغییر کنم و اگر این تغییر نباشد نمی توانیم بر هیچ کسی کوچکترین تاثیری بگذاریم.
حال به واژه ها می رسیم. هر ذره ای در جهان هستی دارای دو بار مثبت و منفی هست مانند کلمه معتاد و مسافر که به خوبی بارهای منفی و مثبت آنها مشخص است. زمانیکه ما به فردی می گوییم معتاد به دلیل بارهای منفی ، بسیاری از حقارت ها ، ترس ها ، ناامیدی ها ، بی هویتی ها و . . . بر روی فرد سنگینی می کند و نمی داند این بار سنگین را چگونه حمل کند اما در کلمه مسافر بار منفی نیست بلکه انرژی داشته و فرد احساس هویت می کند ، خود را باور می کند و برای خود ارزش قائل می شود علاوه بر آن برای مسیر نیز ارزش قائل می شود.
اگر بخواهیم از الفاظ استفاده کنیم باید به گونه ای باشد که بار مثبت برای ما و اطرافیان داشته باشد.
نکته سوم فرق نگاه است. بزرگی و کوچکی افراد ، توانمندی و ناتوانی آنها ، ارزشمند بودنو بی ارزش بودن آنها و ... به فرق نگاه ما باز می گردد.
فردی که وارد می شود و مسافر تلقی می شود در ادامه متوجه می شود که باید بار مسئولیت کارهای خود را بپذیرد ، روی پای خود بایستد ، بازپرداخت بدهی های خود را بدهد ، قدم او از تاریکی است به نور و از قهر به مهر. فردی که معتاد تلقی می شود تمام مسئولیت های خود را بر دوش دیگران می اندازد ، فقط به دنبال مقصر است و سفر اواز نور به ظلمت است و از عشق به نفرت.
وقتی ما در کنکره هستیم به قدری آموزش ها قوی است که می آموزیم نفرت و کینه را تبدیل به عشق کنیم و غل و زنجیرهای خود را بازکنیم تا بتوانبم حرکت کنیم. در بخشش تنها به خود لطف کرده ایم و ذهن خود را آزاد ساخته ایم.
جهانبینی ریشه درمان اعتیاد است و مانند دانه ای است که کاشته ایمو در حال مراقبت از آن هستیم که روز به روز ریششه آن بزرگتر می شود و شاخه های تنومندتری می یابد. هرچه جهانبینی ما قوی تر باشد افرادی خوب و با کیفیت بالا خواهیم بود و در صورت جهانبینی پایین همه چیز بر عکس پیش می رود.
کائنات هوشمند است و از هر علمی که می آموزیم از ما امتحان می گیرد. تازه واردین باید این را بدانند که ما در مسیر آموزشی انمتحان می شویم و به مرور زمان امتحان بزرگتر می شود و بسته به شرایط ما سخت تر می شود.
مثلا در زمینه مادی فرد معتادی که به مشکل می خورد دائما درگیر است اما فرد مسافر آن را مسئله ای بیشتر نمی بیند و حکمت خداوند را در نظر دارد. منظور از این مثال این بود که کسانی که با جهانبینی سروکار دارند هر اتفاقی را امتحان الهی می دانند و درسی بزرگ برای خود اما افرادی که در مسیر جهانبینی نیستند دائما با همه چیز درگیر می شوند. ما باید آموزش ببینیم تا دست کم به خود و اطرافیان آسیبی وارد نکنیم.
با احترام همسفر الناز رک
نمایندگی استادمعین جمعیت احیای انسانی کنگره60 ،راهنمایی ، پیشگیری ، درمان با روش تدریجی ( DST ) به صورت رایگان