این جلسه؛ جلسه یازدهم از دور نهم سری کارگاه های آموزشی خصوصی کنگره 60 نمایندگی استاد معین روزهاي پنجشنبه مورخ 3 بهمن ماه 92 با استادی حسن غفوری، نگهبانی آقای سعيد حاج‌محمدي و دبیری آقای محمد حسن؛ با دستور جلسه " وظایف رهجو  " راس ساعت17 آغاز به کار نمود.

سخنان استاد:

یکی از اصول پذیرفته شده ی کنگره60 این است که فرد رها شده از اعتیاد به کسانی که درگیر مواد مخدر هستند کمک می کنند. اگر این اصل را بپذیریم متوجه می شویم افرادی که از جنس خودمان بوده اند و اکنون به رهایی رسیده اند در اینجا آموزش می دهند.

ای بی خبر بکوش که صاحب خبر شوی      تا راه رو نباشی کی راهبر شوی

کسی که می خواهد راهبر باشد و دیگران را از این راه عبور بدهد حتما" باید خودش ره روی کرده باشد. کنگره60 برای کسانی تشکیل شده که خواستار رهایی از مواد مخدر هستند و این خواستار بودن شرط بسیارمهمی است. ممکن است فردی وارد کنگره شود و را حل ها و قوانین را نداند یا اینکه به اجبار خانواده اش به مراکز مختلفی مانند کمپ؛ شوک درمانی و غیره برای ترک اعتیاد رفته باشد؛ اما از همه گریزان باشد؛ ولی از ته دل دوست دارد از دنیای اعتیاد خارج شود.

وقتی چنین فردی به کنگره می آید؛ چون یک نفر از جنس خودش برایش صحبت می کند؛ حرفی که از دل مشاور بر می آید در دل فرد می نشیند. وقتی به او گفته می شود شهر وجودیت بر اثر مصرف مواد ویران شده در او انرژی یا حس حرکت ایجاد می شود تا خواهان رهایی شود.

در مواقعی خاص هم مشاهده می شود که فردی خواستار رهایی است اما خانواده بدون هیچگونه شناختی؛ با اقدامات اشتباه مانند زندانی کردن یا شوک الکتریکی او را فراری داده اند.

 با توجه به مسائل فوق در نهایت امر؛ فرد خودش باید بذر آزادی و رهایی را بکارد؛  در کنگره راهنما طریقه ی پرورش بذر را به رهجو  آموزش می دهد؛ کاشتن و تلاش وحرکت فرد خواهان در راستای هدف بسیار مهم است. فرد باید دائما" در حال حرکت و تغییر جایگاه باشد. راهنما همواره اطلاعات را در اختیار رهجو قرار می دهد و اصولا"رهجویی که تبدیل به رهجوی قابلی می شود از دل خواسته اش متولد شده و بیرون می آید و از این اطلاعات بهره می جوید.

کسی که خواسته ی قوی دارد تمام سختی ها و مرارت ها را قبول و تحمل می کند؛ آقای مهندس دژاکام می فرمایند: برای درمان اعتیاد باید کفش آهنی پوشید؛ و این به معنی تحمل سختی هاست و تنها در اینصورت؛ جوینده یابنده است.

رهجو پس از اینکه خواسته اش را یافت و جوینده شد بایستی آموزش پذیر باشد؛ و آموزش پذیر بودن با مقطع و زمان خاصی سر و کار ندارد به عبارتی دیگر نمی توان گفت در زمانی مثلا" شش ماهه یا یکساله آموزش پذیر خواهم بود و پس از این مدت؛ کسب علم کافیست؛ چون علم انتها ندارد. ما تا پایان عمر  و حتی اگر صدها بار بمیریم و زنده بشویم باز اطلاعات و آموزش برای آموزش و تغییر کردن وجود دارد؛ تغییرات از اعداد تبعیت می کنند؛ در نتیجه گنجایش برای تغییر و تکامل همیشه وجود دارد و برای بهرمندی بایستی ظرفیت را افزایش داد چون تمام اتفاقات؛ البته به شرط آموزش پذیر بودن؛ در درون ما رخ می دهند.

اجرای آموزش نیز به اندازه ی آموزش و چه بسا بیشتر از آن دارای اهمیت است. اطلاعات جمع شده توسط رهجو اگر اجرایی نشود؛ مانند یک فلش مموری است؛ به این صورت که وقتی کارت حافظه به کامپیوتر وصل می شود با ریختن اطلاعات در نقطه ای ظرفیتش تکمیل می شود و در آن زمان دیگر گنجایشی برای ذخیره ی اطلاعات تازه وجود ندارد. به همین صورت اگر اطلاعات توسط رهجو اجرایی نشود موجب تسخیر او شده و او را به جایی می رساند که گنجایش پذیرش آموزش های تازه را ندارد و در نهایت او را از مسیر آموزش خارج می کند.

از اینکه به صحبت های من توجه کردید از شما سپاسگزارم.

تهیه و تنظیم گزارش: مسافر محمد رضا امیریان

لژیون: آقای سروش برقع وش

نمایندگی استاد معین