هزاران راه رفتیم که بی نتیجه بود
جلسه پنجم از دوره چهارم سری کارگاههای آموزشی کنگره ۶۰ در روز دوشنبه 23دی ماه با نگهبانی آقای رامین سعادت جو ، استادی آقای مجتبی دهقانی و دبیری موقت آقای حمید با دستور جلسه" فرق عمل سالم و عمل به ظاهر نیک" و جشن آغاز پنجمین سال رهایی آقای علیرضا عیوضی ، راس ساعت 16:30 آغاز به کار نمود.

سخنان استاد :
شاید در کنگره واژه ها و تعاریفی به گوش ما می خورد که از نوع کاربردی بودن ، جدید هستد. مثلا دستور جلسه امروز ، عمل سالم و عمل به ظاهر نیک.
عمل سالم چیست؟ چیزی که من در کنگره آموخته ام و بارها از جناب مهندس دژاکام شنیده ام این است که عمل سالم به صلح ختم شده و سازنده است. حتما در کنگره شنیده اید که افراد می گویند ما می خواهیم عمل سالم و صالح انجام دهیم اما باید گفت انجام عمل سالم بسیار دشوار است. عمل سالم ظاهری سخت داشته و شاید خشن به نظر برسد اما این فقط در نگاه اول است. مانند سقوط آزاد.

***

***
****

شاید هزاران راه رفته شود اما تنها یکی از آنها راه و عمل سالم باشد. معمولا انسانها با تفکر یا بدون تفکر ، خواسته یا ناخواسته ، در مورد چیزی که دانایی کسب نکرده اند راه های مختلف را امتحان می کنند و تجربه به دست می آورند تا متوجه شوند عمل سالم چیست.
عمل به ظاهر نیک معمولا زمانی رخ می دهد که دانایی افراد در مورد مقوله ای کم است و در مورد آن موضوع انجام می گیرد و هیچ فسادی صورت نمی گیرد مگر در لباس تقوا باشد. مانند اینکه به افراد گفته می شود نباید ارتباط خارج از کنگره داشته باشند ، روزی بارانی را در نظر بگیرید که افراد سفر اولی از روی دلسوزی می خواهند دوستانی که با آنها هم مسیر هستند را تا درب منزل یاری کنند و آنها زیر باران نمانند. این عمل ظاهرا خوب و معقول و خداپسندانه است ولی درون آن مشکلات زیادی نهفته است و نتیجه آن اتفاقات بدی خواهد بود. در این قانون مسائل زیادی نهفته است و چیزهایی زیادی در نظر گرفته شده است و من باید رعایت کنم.
معمولا عمل به ظاهر نیک به گونه ای است که برای انجام محبت یا هر کاری یا فرمان الهی ، قوانین هستی زیر پا گذاشته می شود حال این نقض قوانین یا به صورت خواسته یا ناخواسته رخ می دهد. مثلا من یک مصرف کننده هستم و با هزاران مشکل می خواهم با حال خراب خود به دوستی کمک کنم که خانواده او در حال از هم پاشیده شدن است. در این مثال قوانین هستی می گوید من که مصرف کننده هستم نمی توانم به دیگری کمک کنم.
امروز تولد آقای علیرضا عیوضی می باشد ، این روز را به ایشان و خانواده محترمشان ، پدر و مادر عزیزشان تبریک می گویم. روز اولی که علیرضا وارد کنگره شد مصرف کننده کراک بود و قصد او رهایی بود. به یاد نمی آورم در جلسات غیبت داشته باشد مگر زمانی خاص که اطلاع می داد. مطلب مهم دیگر این بود که روی نظم پیش می رفت و فرمانبردار خوبی بود ، فردی که برای رهایی به کنگره می آید باید فرمانبردار باشد و تنها در این صورت می تواند به خود کمک کند.
او نیز مانند اغلب افراد مصرف کننده مشکلات مربوط به خود را داشت اما با تمام وجود حرکت کرد. همسفر ایشان نیز حرکت و حضور خوبی در کنگره داشتند. زمانی که به رهایی رسید کمترین تنش و آسیب را برای خود و دیگران داشت ضمن اینکه به افراد سفر اول نیز کمک بسیاری می کرد.
موضوع مهم دیگر این است که من بتوانم با دیگران ارتباط خوبی برقرار نمایم ، مشارکت کنم ، خدمت کنم و روی نظم باشم. او تجربه مرزبانی در پارک طالقانی هم داشت. همسفر ایشان نیز هم پای مسافر خود حرکت می کرد همچنین پدر و مادر ایشان هم حضور خوبی داشتند.
این روز را به او تبریک می گویم و تلاش خوبی داشت ، به افراد لژیون او تبریک می گویم و امیدوارم آنها نیز از علیرضا الگو برداری کنند چراکه الگوی بسیار خوبی است. او و همسفرشان حرکت بسیار خوبی در کنگره داشتند و به جایگاه خوبی رسیدند. این روز را به همسفر ایشان و راهنمای همسفرشان تبریک می گویم و امیدوارم به یاری خداوند آنها را در جایگاه راهنمایی ببینیم.
گاهی اوقات ما به خودمان هم بدهکار هستیم و اگر لژیونی خوب حرکت نکند یا تلاشی برای به وجود آوردن کمک راهنما نکند نوعی ناسپاسی است.
پیام تولد

از خداوند میخواهم در مسیر کنگره به سیر تکاملی برسم و بتوانم به دیگران کمک کنم.

***

سخنان مسافر ( آقای علیرضا عیوضی )
من با تخریب 3گرم کراک در سال 87 وارد کنگره شدم و حال خراب و تخریب بالایی داشتم. هیچگاه فکر نمیکردم نتیجه بگیرم چرا که راههای زیادی رفته بودیم و هر بار به بن بست خوردیم حتی برای اینکه ترک کنم به شهرستان نقلمکان کردیم اما باز هم نشد.
شرایط بسیار سخت بود و تجربیات بسیار تلخ ، تا اینکه خداوند راه کنگره را به ما نشان داد. امروز پدر و مادرم به دلیل مشغله نتوانستند حضور پیدا کنند و جای آنها بسیار خالی است. روز اول را به دلیل حال بدی که داشتم هیچگاه از یاد نخواهم برد. با پدرم دعوا کردم و از جلو درب نمایندگی آکادمی فرار کردم ، آنها با ماشین به دنبال من آمدند و با گریه کردن من را به آکادمی بازگرداندند. من به کنگره بازگشتم و این بازگشتن من واقعی بود.
هر چیز تا امروز آموخته ام از راهنمای عزیزم آقای مجتبی دهقانی است چراکه الگوی من ایشان هستند. در کنگره سعی کردم همیشه امیدوار باشم. من از ابتدای ازدواج دچار تخریب اعتیاد بودم اما هیچگاه ناامید نشدم و اگر جایی از کارهایی پشیمان می شدم همسرم من را امیدوار می کرد ، ما برای زندگی خود بسیار زحمت کشیدیم و بعد از درمان متوجه شدیم دیگران هم این عذاب را در زندگی داشته اند و خانواده های زیادی هستند که راه را نیافته اند ، ما باید تجربیات خود را به افرادی که درگیر این مسئله بودند منتقل می کردیم و موفق شدیم.
به خاطر این آموزش ها از خود راضی هستم و توانستم از رفتار بد دیگران هم آموزش بگیرم. در بدترین شرایط و با هزاران مشکل بوده ایم اما کورسویی امید باعث حرکت ما شد. هنوز هم در حال طی کردن پستی ها و بلندی های زندگی هستیم و در حال آزمون و خطا.
از خداوند به خاطر نعمت هایی که به من داد ممنونم . نعمتی دیگر فرزندم می باشد که بعد از 8 سال خداوند به ما عطا کرد. وقتی باورهای خود را تجربه می کنیم به ایمان تبدیل می شود ، این جمله آقای دهقان است و همیشه در یاد من خواهد ماند.
تنها راهی که می تواند به زندگی ما آرامش دهد و ما را به درمان واقعی برساند راه کنگره 60 است ، این حرف من از روی تعصب نیست چراکه ریشه تعصب جهل می باشد. من با عملکرد خود می توانم این راه را نشان دهم و نباید دیگران را مجبور کنم.
از خداوند سپاسگذارم به دلیل نعمت هایی که دارم ، به خاطر پدر و مادرم ، به خاطر همسفرم و ... از آنها ممنونم. از راهنمای عزیزم آقای مجتبی دهقانی ممنونم و با تمام وجود دستان ایشان را می بوسم. از راهنمای همسفرم خانم آذر آذر پور تشکر می کنم چراکه حق مادری بر گردن ما دارند. از همه عزیزانی که در تولد من شرکت کردند و از راه های دور تشریف آوردند ممنونم.
از همسفران تشکر می کنم ، آنها بال پرواز هستند ، از مسافران ممنونم. از آریای عزیز تشکر می کنم او در یک سالی که به دنیا آمد امید ما را به زندگی بیشتر کرد. از برادران لژیونی ام ، افراد لژیونی خود ، راهنمایان نمایندگی استاد معین و همه حاضرین تشکر می کنم.

سخنان راهنمای همسفر ( خانم آذر آذرپور )
بسیار خوشحالم امروز در خدمت شما هستم. این روز را به خانم آنی و آقای مهندس و آقای دهقانی تبریک می گویم. آقای علیرضا در این راه بسیار زحمت کشید همچنین مریم عزیز زحمات زیادی کشید ، من همیشه شاهد زندگی شیرین آنها بودم و برای آنها آرزوی موفقیت می کنم. همسفران می توانند ستون محکمی برای مسافرین باشند و مانند خورشید گرمای زیادی داشته باشند.

سخنان همسفر ( خانم مریم علیزاده )
از تمام حاضرین تشکر می کنم. آقای دهقانی زحمت بسیاری برای ما کشیدند. آقای مجتبی دهقانی از افرادی هستند که به انجام عمل سالم اهمیت زیادی می دهند و علیرضا به دلیل علاقه شدید به ایشان و ایمانی که به راهنمای خود دارد از آقای دهقانی الگوبرداری می کند. امیدوارم رهجویان علیرضا هم او را الگو قرار دهند و تخریباتی که به خود و خانواده خود وارد کردند را جبران کنند سپس به رهایی برسند و تولد آنها را جشن بگیریم.
آرزو می کنم خداوند حال خوش را از ما نگیرد و از خدا ممنونم به خاطر تمام نعمت هایی که به ما داد ، به خاطر آریای عزیزم ، به خاطر آرامشی که در خانه دارم و ...
از خانم جلالی ممنونم ، از شبنم عزیز تشکر می کنم ، از راهنما عزیزم و راهنمای مسافرم ممنونم و در نهایت از پدر و مادر علیرضا که جای آنها بسیار خالی است سپاسگذارم و از جانب آنها نیز به علیرضا تبریک می گویم.
امیدوارم شاهد شادی و رهایی تک تک شما عزیزان باشم.
نگارش و تنظیم گزارش: همسفر الناز رک
لژیون: سرکار خانم فتحینمایندگی: استاد معین
تاریخ: 92/10/23
نمایندگی استادمعین جمعیت احیای انسانی کنگره60 ،راهنمایی ، پیشگیری ، درمان با روش تدریجی ( DST ) به صورت رایگان