این جلسه؛ جلسه هفتم از دور نهم سری کارگاه های آموزشی خصوصی کنگره 60 نمایندگی استاد معین روزهاي پنجشنبه مورخ 5 دی ماه 92 با استادی آقای احمد ربیعی، نگهبانی آقای سعيد حاج‌محمدي و دبیری آقای محمد حسن؛ با دستور جلسه " وادی پنجم و تاثیر آن روی من  " راس ساعت17 آغاز به کار نمود.


سخنان استاد:

در دستور جلسات کنگره؛ با سپری کردن چهار وادی نخست به وادی پنجم می رسیم. تا وادی چهارم به ما چگونه فکر کردن؛ برای خود ارزش قائل شدن و به هیچ نبودن آموزش داده شد و به نوعی نقشه ی راه برایمان در مسیر صرف شد. اما وادی پنجم به ما می گوید تاکنون هر فکری که کرده اید بسیار عالی است؛ اما در جهان ما تفکر قدرت مطلق حل نیست؛ یعنی اگر تاکنون صرفا" فکر کرده اید کاری انجام نداده اید؛ درست است که تفکر لازم است ولی کافی نیست بلکه توأم با رفتن و رسیدن است که آن تفکر را کامل می کند. تا وادی پنجم ما فکر کردیم و برنامه ای که داده شده و مسیری که مشخص شده است را در ذهنمان ترسیم کرده ایم و برای آن برنامه ریزی نموده ایم و حالا نوبت حرکت است؛ چون حساب و کتاب فکر کردن و حرکت کردن با هم تفاوت دارند. قرار است حرکت کنیم و از این حرکت برداشت نمائیم چون حرکت بدون نتیجه؛ برایمان ثمره ای جز یأس و ناامیدی نخواهد داشت. این موضوع را بارها و بارها شاهد بوده ایم؛ حتی در مسیرٍ بسیار درست و متد دقیق کنگره؛ افرادی وارد شده و دچار فقط رفتن شده اند. فقط رفته اند اما در این مسیر باید رفت و رسید تا همه چیز کامل شود؛ تا امید و پاداشی که گرفته می شود ره توشه ی قدمهای بعدی گردد. این حرکت مختص به سفر دی اس تی نیست اگر خوب نگاه کنید در تمام مسیر و ابعاد زندگی صدق می کند، برنامه ریزی می کنیم، حرکت می کنیم و به پایان و نتیجه می رسیم.

هر حرکتی ابزار حرکت می خواهد، برای درست حرکت کردن، برای درست راه رفتن و برای درست سفر کردن نیاز به ابزار داریم. برای طی کردن سفر مناسب باید ابزار مسیر مورد نظر را در اختیار داشته باشیم، برای رفتن به منطقه ی سردسیر ابزار خاصی مورد نیاز است و برای رفتن به مناطق گرمسیری نیز باید ابزار خاصی را تدارک دید همچنین برای گذشتن از منطقه ای صعب العبور نیاز به ابزاری متناسب با شرایط اقلیمی آن منطقه داریم. در این وادی به ما گفته می شود برای حرکت چه کاری باید بکنیم. وادی های کنگره هر کدام دریایی از مطالب است چه برای سفر و چه برای زندگی اما این وادی برای درست حرکت کردن و درست زندگی کردن ما چهارچوبی را تعیین می کند و پارامترهایی را درنظر می گیرد. اولین پارامتر برای حرکتی درست و گرفتن نتیجه ای مطلوب؛ بازگشت از ضد ارزشهاست. وادی صحبت از بازگشت از ضد ارزشها می کند نه توقف آن. با دیدن این پارامتر همیشه این مثال در ذهنم تداعی می شود: در مسیری با اتومبیل در حال حرکت هستیم که ناگهان تابلویی را می بینیم و متوجه می شویم که مسیر را اشتباه آمده ایم؛ اگر بخواهیم با سرعت بالا ناگهان توقف کنیم ممکن است چپ کنیم یا اتومبیل عقبی به ما برخورد کند؛ در چنین شرایطی بهترین کار این است که پای خود را از روی پدال گاز برداریم؛ راهنما بزنیم و در دور برگردان اول دور بزنیم تا به نقطه ی اول برسیم و سپس در مسیر درست به راه خود ادامه دهیم. صحبت ما در مورد درمان اعتیاد است ما اکنون متوجه اشتباهمان و همچنین تخریبهایی که بوجود آورده ایم شده ایم و در مسیر اشتباهی که در حال پیمودن آن بوده ایم سرعتمان را کم می کنیم؛ می ایستیم و شروع می کنیم به درست حرکت کردن.

پارامترهای دیگری نیز ارائه شده اند که یکایکشان در هر مقطعی از زندگی چاره ساز است؛ وادی صحبت از خودداری می کند و در جمله ای کلیدی می گوید: از انجام دادن کارهایی که درست و غلط بودن آن مشخص نیست خودداری کنید و مشخصا" این مثال زده می شود که: اگر قرار است به منزل دوستی بروید که نمی دانید در آنجا ممکن است به شما آسیبی وارد شود یا نهغ از انجام این کار خودداری کنید. در هر قسمتی از زندگی نیز اگر ما اطمینان به درستی نتیجه نداریم حاصل انجام ندادن آن کار؛ ضرر نخواهد بود.

در پارامتری دیگر صحبت از صبر و شکیبایی شده و زمان در نظر گرفته می شود. هیچ چیز خلق الساعه نیست و اگر قرار باشد چیزی سریع اتفاق بیفتد مطمئنا" پایداری نخواهد داشت. در تمام کائنات هیچ فرآیندی به سرعت اتفاق نمی افتد؛ همه چیز با صبر ذره ذره شکل می گیرد و نتیجه را در ادامه به ارمغان می آورد. بذر کاشته می شود و با صبوری و مراقبت محصول به دست می آید؛ قرار نیست هر روز بذر را از دل خاک بیرون بیاوریم تا ببنیم چه اتفاقی برایش افتاده است.

 در پارامتری دیگر صحبت ار قناعت می شود؛ واقعا قناعت در تمامی زوایای زندگی کاربرد دارد و به قول سعدی: قناعت توانگر کند مرد را.

 قناعت در هر جایی لازم است؛ برداشت اشتباه نشود قناعت گداصفتی و نداری نیست؛ قناعت لاابالی گری و بی کارگی نیست بلکه استفاده ی درست و بهینه از منابع و داشته هایمان است.

اولویت افراد در این مسیر درمان اعتیاد است و نباید حواسمان پرت شود. صحبت از توکل می شود؛ اینکه کسی را؛ بعد از همه ی کارها و سعی و تلاش هایی که انجام داده ایم؛ به عنوان وکیل خودمان انتخاب کنیم. وقتی در محکمه ای بخواهیم از حقمان دفاع کنیم؛ سراغ وکیلی می رویم که به تمام فوت و فن آگاه است تا بتواند به درستی برایمان احقاق حق نماید و حقمان پایمال نگردد. در سفر نیز بعد از انجام تمام سعی و تلاش خود و بکارگیری تمام توان برای حرکت؛ به خداوند توکل می کنیم: خدایا در حال حرکت صحیح هستم و همه چیز هم برای حرکت صحیح من در این مسیر در نظر گرفته شده است در ادامه ی حرکت مرا یاری کن.

همچنین پارامترهایی دیگر؛ و در انتهای وادی یادآوری می شود مراحلی که در این وادی وجود دارد می تواند مراحل دشواری باشد.

اجرای این وادی به تمام معنا یک تزکیه و سیر و سلوک است؛ ممکن است تمامی آنرا به طور کامل نتوانیم اجرا نموده و انجام بدهیم اما از ابتدای سفر اول مشق انرا می نویسیم تا یاد بگیریم که چگونه حرکت کنیم تا بتوانیم محصولی را که در آینده قرار است نصیبمان گردد را برداشت بکنیم و نتیجه ی همه ی این انجامها در نهایت آرامش است و آرامش هیچ چیزی نیست جز آن بهشتی که خداوند به ما وعده داده است.

از اینکه به صحبتهای من توجه کردید از همه ی شما عزیزان سپاسگزارم.

نگارش و ویرایش گزارش: مسافر محمد رضا