گره قدرت (قسمت دوم), و رد پای ان در آيه 188 سوره آل عمران (بدون ويراستاري)

استاد جلسه: آقاي امين دژاکام

مردم سه دسته اند:

1- گروهی که کار می کنند و انتظار پاداش یا تشکر از مردم را ندارند

إِنَّما نُطْعِمُکُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لا نُريدُ مِنْکُمْ جَزاءً وَ لا شُکُورا

ما برای خشنودی خداست که به شما می خورانیم و پاداش و سپاسی از شما نمی خواهیم

آيه 9 سوره انسان

2- گروهی که کار می کنند تا مردم بدانند و ستایش کنند

وَ الَّذينَ يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ رِئاءَ النَّاسِ وَ لا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ لا بِالْيَوْمِ الْآخِرِ وَ مَنْ يَکُنِ الشَّيْطانُ لَهُ قَريناً فَساءَ قَريناً

و کسانی که اموالشان را برای نشان دادن به مردم انفاق می کنند ، و به خدا و روز بازپسین ایمان ندارند. و هر کس شیطان یار او باشد ، چه بد همدمی است.

آيه 38 سوره نساء

3- گروهی که کار نکرده و انتظار ستایش از مردم را دارند که اینگونه افراد کسانی هستند که غیبت این افراد جایز است. مانند کسی که ادعای مقام یا تخصص یا رشته ای را دارد که صلاحیت آنرا ندارند.

 لا تَحْسَبَنَّ الَّذينَ يَفْرَحُونَ بِما أَتَوْا وَ يُحِبُّونَ أَنْ يُحْمَدُوا بِما لَمْ يَفْعَلُوا فَلا تَحْسَبَنَّهُمْ بِمَفازَةٍ مِنَ الْعَذابِ وَ لَهُمْ عَذابٌ أَليمٌ

[اى پيامبر!] مپندار آنان که به کردار زشت خود شادمانند و دوست دارند براى آنچه نکرده‏اند ستوده شوند، از عذاب [الهى‏] برکنارند، و برايشان عذابى دردناک است

آيه 188 سوره آل عمران

سخنان دبیر:

چهارمین جلسه از دوره چهل و هفتمین کارگاههای آموزشی کنگره 60 ویژه مسافران و همسفران در تاریخ 1392/04/26 با استادی و نگهبانی جناب آقای امین دژاکام و دبیری اینجانب آیدا با دستور جلسه " گره قدرت  "  رأس ساعت 18:15 آغاز به کارنمود.

 

                    

سخنان استاد:

جلسه قبل مطرح شد که ساختار قدرت يک ساختار حياتي است. اصولاً قدرت را اينجوري تعريف کردم. توان انجام کار و توان انجام ندادن کار يعني زماني قدرت در شکل درست خودش قرار مي گيرد که ما همانطوريکه توانايي داريم يکسري کارها را انجام مي دهيم و به تعادل برسند يعني هم وزن بشوند قدرت در وضعيت تعادل خودش قرار ميگيرد. ولي یکی از اینها به تنهایی می تونه باعث تخریب و گمراهی بشه. حالا توی ساختار قدرت، ساختاری حیاتی می باشد. توان انجام کار و توان انجام ندادن کار را، قدرت می نامند. زمانی که قدرت بدست بیاوریم، می توانیم یکسری از کارها را انجام دهیم و بلعکس؛ می توانیم از انجام یکسری امور هم خودداری کنیم.

درون هر مسئولیتی، قدرت هم وجود دارد. مسئولیت بدون قدرت شوخی بیش نیست. مثلا ما نمی توانیم شخصی را ناظم مدرسه قرار دهیم ولی قدرت ناظمیت را از او سلب کنیم.

اینکه ما ساختاری بوجود بیاوریم و بخواهیم قدرت سرجایش بماند و ما بتوانیم آن را توسعه و افزایش بدهیم، کار سختی است؛ چون در جهان هستی، هر چیز ضد یا آفت دارد.

یک مطلبی وجود داره که در کلام الله شریف ذکر شده است که میگه : سوال کننده را از خود مران.

طی فرمانهایی که داده می شه مثلاً دروغ نگو، تهمت نزن، حق یتیمان را نخور و ...

یکسری از فرمان ها نهی است و برخی امر.

ساختار قدرت، ساختاری حیاتی می باشد. توان انجام کار و توان انجام ندادن کار را، قدرت می نامند. زمانی که قدرت بدست آوریم، می تونیم یکسری از کارها رو انجام دهیم و بلعکس. می توانیم از انجام یکسری امور هم خودداری کنیم.

رنجاندن سوال کننده در قرآن نهی شده و جزء یکی از فرامین می باشد و دارای دو بخش پنهانی و آشکار می باشد.

مثلا، شخصی از ما آدرس می پرسد و ما مکان را به او نشان می دهیم و او را به مسیر هدایت می کنیم. ولی گاهی اوقات عمداً  یا سهواً مسیر غلط را به او نشان می دهیم، که این جزء بخش آشکار رنجاندن سوال کننده می باشد.

گاهی انسان یک خلق و منشی وجود دارد که کسی جراًت سوال کردن از وی را ندارد. در این صورت شخصی، تخریب زیادی دارد و بصورت پنهانی سوال کننده را از خود می راند.

نشانه ها و ویژگی هایی وجود دارد که باعث می شود به درستی یا نادرستی ساختار، پیش ببریم.

در ساختار قدرت، زمانی سیستم درست پیش می رود که ما بتوانیم نیازی را برطرف کنیم. مثلا، لژیون که نیاز افرادی که به درمان نیاز دارند را برطرف می کنند، تعداد رهایی ها یا خروجی های لژیون نشان دهنده این است که ساختار قدرت آن لژیون، درست است یا غلط.

به عبارتی ساختاری درست است که بتواند نیازهای معقول افراد را برطرف کند. بر آوردن نیاز، کار اصلی ساختار قدرت است.

پس در یک ساختار درست قدرت، همیشه امکان سوال کردن، بیان درد، مشکل و نیاز وجود دارد. اما این نکته را باید در نظر داشته باشیم که در موردی که علم و دانش آن را نداریم، دخالت بی جا، فضولی و اظهار نظر بی مورد نداشته باشیم.

همان طور که راه سوال کردن در سیستم قدرت، باز است، دخالت بی جا، فضولی بی مورد و ... بسته است.

در گره قدرت، انرژی از تایید دیگران گرفته می شود و نحوه انجام دادن کار چندان اهمیتی ندارد. در ساختار قدرت، انرژی از رضایت انجام عمل بوجود می آید و در مورد زایش، تولید و خلق وجود دارد. این تولید و زایش در قالب تبدیل انرژی از پایین به بالا انجام می گیرد.

تمام پیشرفت بشر از روی قانون تبدیل می باشد. نتیجه آن هم تفاوت شکل گذشته و حال جهان پیرامون می باشد. مثلا، در هزار سال پیش ماشین، اینترنت، موبایل و ... وجود نداشت.

درخت، مثال خوبی برای ساختار قدرت درست است. آبی که قابل خوردن نیست و کود را به خاکی که در نظر بی ارزش می آید، اما به مرور همین وسائلی که به نظر بی ارزش می آیند، باعث بوجود آمدن درخت و در پی آن میوه، سایه، غذا و ... می شود. به عبارتی انرژی از پایین به بالا می رود.

گره قدرت هم مانند خانواده ای می باشد که از نظر مالی چندان قوی نیستند، اما بین اعضای خانواده صمیمیت می باشد، فرزندان شادی دارند. اما بعد از مدتی پدر این خانواده عضو گروه های مافیایی و یا از این قیبل می شود و به مرور به وضع مالی خوب و عالی دست می یابد ولی دیگر آن صمیمیت سابق در بین اعضاء وجود ندارد، چون آن شخص از بالا به پایین تبدیل سقوط کرده است.

در گره قدرت، فضولی، دخالت بی جا و اظهار نظر بی مورد انجام می گیرد ولی لقمه شیرینی تایید.

گِشت دو نوع مادی و معنوی دارد. گِشتی که معنوی باشد به مرور به مادیات هم می رسد. راهنمایی که در لژیون درست حرکت کند در ادامه به مادیات و خیر هم می رسد.

اگر از سوال شخصی ناراحت و عصبانی شدیم و یا شخصی در جلوی خودمان از ما تعریف کرد و از شخصی بد گفت، باید بدانیم که به گره قدرت رسیده ایم.

در یک ساختار درست، تبادل درستی با محیط وجود دارد. مثلا فردی که تبادل درستی ندارد، غمگین و بی حوصله می شود. برخی افراد زمانی که غمگین و بی حوصله می شوند، موبایلشان را خاموش یا جواب تلفن را نمی دهند.

زمانی که تبادل نباشد یا ورودی و خروجی درست نباشد، تراکم بوجود می آید.

تراکم، باعث تورم می شود، شاید بشود در اتاقی 1000 جعبه را جا داد اما اگر آن 1000 به 10000 تبدیل شود تورم بوجود می آید.

تورم باعث بسته شدن حس می شود، اما زمانی که جاری می شود، حس قوی تری بوجود می آید.

زمانی که به چیزی، بیشتر از حد فکر می کنیم، بیشتر از حد برای ما ارزشمند می شود. افرادی هستند که برای چیزی که 3 میلیون هزینه دارد، 300 میلیون هزینه می کنند.

با احترام رهجو مازیار کشاورز

وبلاگ لژیون آقای امیر حسین باقری از نمایندگی استادمعین