در کنگره، شخصیت به من داده شد؛
چه کاره ام؟ چه کاری از دستم برای انجام دادن بر می آید؟ یا اینجا واقعا" وظیفه و نقش من چیست؟. واقعا" چیزی معلوم نبود و این موضوع بعد از مدتی هم عذاب آور شد و هم باعث بی حسی و بی خیالی من نسبت به محیط اطراف و زندگی شد. تا اینکه به کنگره آمدم؛ بعد از سالها در کنگره احساس کردم که یک صندلی برای من است و باید آن را حفظ کنم؛ من حتی در خانه جایی که چای می خوردم و یا در آن استراحت می کردم مشخص نبود. در کنگره صندلی من مشخص شد؛ حس کردم که یک جایگاه به نام فرشید وجود دارد یعنی وقتی که من به کنگره می آیم سرویسهای متعددی به من داده می شود؛ افرادی وجود دارند که به فکر من هستند؛ و از همه مهمتر پیوندی در حال شکل گیری است. و این جایگاه نه در اجتماع و نه در خانه؛ بلکه فقط و فقط درکنگره آرام آرام وسعت گرفت؛ من از حالت تازه وارد خارج شده و یک سفر اولی پر و پا قرص شده بودم؛ ورزش انتخاب کردم و مشارکت کردن را آغاز کردم و در میان اعضاء شناخته شدم در اینجا بود که حس کردم دارای نقش بخصوصی هستم. اجرای قوانین و رعایت نمودن حرمت کنگره شخصیت تازه ای به من داد حس می کردم جدای از مرزبانانی که در شعبه حضور دارند من هم با حفظ حریم برای خودم یک مرزبان هستم و در ادامه در سفر دوم و بعد از خدمتهایی که انجام دادم؛ آرام آرام همه چیز تغییر کرد و احساس کردم در حال پیدا کردن جایگاه واقعی خود در خانه و اجتماع هستم.
چه خوب است که انسان کسی و یا جایی را داشته باشد که حس کند آن شخص و یا آنجا برایش کاری را انجام داد و او را به منزلگاهی رساند.
در کنگره این منزلگاه به من اعطاء و شخصیت به من داده شد؛ کنگره من را باور کرد. اولین کاری که کنگره برای من انجام می دهد این است که وقتی می گویم فلان قدر مصرف می کنم می گوید: قبول دارم؛ می گویم امروز مصرف نکردم؛ می گوید: قبول دارم؛ می گویم سه روز سقوط آزاد رفتم می گوید: قبول دارم و این یعنی من را باور می کند و به من شخصیت می دهد. این باور کردن یکی از بزرگترین کارهایی است که کنگره انجام می دهد؛ در جامعه برای اینکه کسی را باور کنند دهها نوع چک و سفته و ضامن طلب می کنند اما در کنگره شخص پس از دو سال رهایی بدون هیچ آدرس و نشانی؛ مرزبان می شود چون کنگره به آموزشها و جوابی که افراد از این آموزشها می گیرند ایمان دارد. شاید نتوان با کلمات مفاهیم را رساند؛ امروز پنج شنبه است و کسانی که دیروز در شعبه ی آکادمی بوده اند قطعا" در جریان موضوع قرار دارند؛ کنگره برای انجام امور اداری شعب خود ؛ساختمانی را به مبلغ 490 میلیون تومان خریداری کرده بود که از این مبلغ 400 میلیون تومان پرداخت شده و 90 میلیون تومان آن مانده بود. دیروز در شعبه ی آکادمی حدود 100 میلیون تومان پول جمع شد.
من خودم را می گویم اینکه اینجا سبدی دست به دست می گردد؛ و من نقشی را ایفا می کنم حسی در من بوجود می آید؛ و آن اینکه: اینجا متعلق به من است. من در خانه تا وقتی که بلند نشدم تا یک لیوان را بشویم حس نکردم که من و مادرم و یا من و پدرم با هم نسبتی داریم. کنگره این حرکت را انجام داد یعنی این فرصت را داد تا بتوانم چه از نظر مادی و چه از نظر معنوی در آن مشارکت داشته باشم؛ نگفت من می سازم؛ تو بیا و استفاده کن گفت: دیگران کاشتند و ما خوردیم ما بکاریم تا دیگران بخورند؛ گفت: خودت بساز؛ هر چه بهتر بسازی؛ خودت می توانی از آن بهره ی بیشتری ببری؛ واین شروعی تازه است ممکن است شعبه ی استاد معین و دیگر شعب در آینده ای نزدیک ساختمانی برای خود از محل مشارکت اعضای خود داشته باشند و قطعا" اینگونه خواهد بود؛ من اگر مشارکت نکنم دیگری این کار را انجام خواهد داد همانطور که دیگرانی انجام ندادند و اکنون افراد دیگری در حال انجام آن هستند. این اتفاقی است که می افتد و هر چه من در آن بیشتر سهیم باشم؛ در بازگشت بهره ی بیشتری خواهم برد. این امر در تمام سطوح صادق است؛ افرادی برداشت و نفع بیشتری دارند که از خود سهم بیشتری به جا گذاشته اند. در پایان برای همه ی شما عزیزان آرزوی توفیق و سلامتی روز افزون دارم.
از اینکه به صحبتهای من توجه کردید از همه ی شما سپاسگذارم.
نگارش و تنظیم گزارش: مسافر محمد رضا امیریان
نمایندگی استادمعین جمعیت احیای انسانی کنگره60 ،راهنمایی ، پیشگیری ، درمان با روش تدریجی ( DST ) به صورت رایگان