از ورزش نباید سوءاستفاده کرد
من فوتبال بازی می کردم و اکثرا" هم شرطی بازی می کردم؛ دروازه ی گل کوچک به دوش به اتفاق هم بازی ها از این محله به آن محله می رفتیم و حسابی درگیر این موضوع بودم. من تریاک مصرف می کردم تا بهتر بازی کنم و یا بتوانم به اندازه ای خارج از توانم بدوم. به عبارتی؛ من مواد مصرف می کردم تا از انرژی کاذبی که ایجاد می کرد برای بهتر ورزش کردن استفاده کنم.
اما با ورود به کنگره و در ادامه ی آموزشها این دستور جلسه و یا سئوال مطرح شد که برای چه ورزش می کنم؟ کنگره نوع دیدگاه انسان را بصورت تدریجی تغییر می دهد؛ در جلسه ی دیروز هم آقای مهندس دژاکام فرمودند که ما باید بدانیم برای چه ورزش می کنیم. مثال فوتبال را می زنم: من از همان ابتدا که وارد ورزش کنگره شدم دوست داشتم در مسابقات قهرمان شوم؛ دوست داشتم وقتی دیریبل می زنم همه مرا ببینند و دوست داشتم خوب بازی کنم تا مورد تشویق دیگرا قرار بگیرم. البته این به معنای درست شدن کامل ساختارهایم نیست؛ من همین الان هم با این مسئله درگیر هستم و هنگامی که بازی می کنم درصدی از آن برای مورد تشویق قرار گرفتن است. اما خوشبختانه در کنگره نوع دیدگاه انسان به ورزش بصورت تدریجی اصلاح می شود.
باید این موضوع را بدانیم؛ ما ورزش می کنیم که سلامت باشیم؛ ورزش نمی کنیم که قهرمان باشیم؛ من در کنگره قهرمان هم شدم؛ ما در تیم فوتبال نمایندگی استاد معین دوره ی قبل قهرمان جام سردار شدیم. از نقطه نظری؛ جنبه ی قهرمانی در ورزش لذت بخش است اما تاثیرات آموزشی و جهانبینی اش خیلی بیشتر از جنبه ی قهرمانی آن است. اتفاقا" قهرمانی در آن دوره؛ برای ما آغاز یک مرحله و آموزش خاص بود؛ ما در بازی آخر یکی از بچه های تیم (زنده یاد مسعود ربیعی)که خدا رحمتش کند را از دست دادیم. به این صورت که ما قهرمان شدیم و جام را حدود ساعت دوازده ظهر بالای سر بردیم و یک ساعت بعد از آن مسعود ایست قلبی کرد و و ساعت چهار نیم در سردخانه ی بیمارستان ایرانمهر بودیم؛ یعنی ما به یکباره از اوج شادی به عمق غم فرو رفتیم. هر وقت به این موضوع نگاه می کنم خارج از بحث قهرمانی و زنده یاد مسعود؛ می گویم چرا این اتفاق باید برای تیم ما می افتاد؟ و از آن موقع به بعد نگاهم به فوتبال و ورزش تغییر کرد؛ سعی می کنم حرص و جوش؛ طمع؛ منیت و به هم ریختگی را هنگام ورزش از خودم دور کنم. در ورزش فقط باید به دنبال حفظ سلامتی باشیم؛ کاپیتان تیم فوتبال کنگره60 همیشه در سر تمرین به نکته ی خوبی اشاره می کنند و آن این است که ورزش قهرمانی؛ لایه های درونی انسان را نشان می دهد. و این موضوع درست است چون موقعیت مسابقه به گونه ای است که تمام به هم ریختگی های انسان را آشکار می کند. شما وقتی می توانید مسئله ای را حل نمائید که صورت مسئله را داشته باشید و ورزش کنگره کمک بسیاری برای یافتن صورت مسئله و حل آن به ما می کند. خود من سال اول در هنگام مسابقات خیلی به هم ریخته بودم ؛ از فریاد زدن و بی ادبی گرفته تا مشاجره با داور و غیره. این مواردی بود که عیان شد و غیر از خودم دیگران و یا تماشاچیان نیز شاهد این موارد بودند. و این به من کمک کرد تا بر روی جهانبینی ورزشی خود کار کنم و برای حل مسائل اقدام نمایم و این آموزشی بود که نه تنها در بازیهای کنگره بلکه در بازی های خارج از کنگره هم اجرا کردم؛ نمی گویم این مسائل به طور کامل برطرف شده بلکه به هم ریختگی ها خیلی کم تر شده است. این موضوع بسیار مهم است که من بدانم برای چه ورزش می کنم. اگر در کنگره ورزش می کنیم برای سلامتی و برای رسیدن به حال خوش است.
از ورزش نباید سوءاستفاده کرد. شخص با بازی در مسابقه ی فوتبال از مسیر درمان خارج شده است چون دنبال قهرمانی؛ شرطی بازی یا قماربازی بوده است. در کنگره باید دیدگاه نسبت به ورزش تغییر کند. نمی گویم قهرمانی چیز بدی است؛ قهرمان شدن بسیار هم لذت بخش است؛ ولی وقتی در مسیر روشنایی حرکت کنیم و دید درست نسبت به ورزش داشته باشیم مطمئنا" قهرمانی را بدست می آوریم. در کنگره تیمهایی برنده و قهرمان می شوند که اعضای آنها را افرادی با جهانبینی درست تشکیل داده اند؛ اعضایی که یکدل و همدل هستند تکرار؛ تمرین و نظم دارند؛ اعضایی که تمام وادی ها را اجرایی کرده اند. عملکرد یک تیم به مانند یک مسافر است، موقعی برنده می شود که نظم داشته باشد حضور داشته باشد همدل باشد و به کاری که می کند ایمان داشته باشد. و این فرق نگاه است که قهرمان واقعی را مشخص می کند. آیا من برای قهرمانی و شکست دادن دیگران بازی می کنم؛ یا برای سلامتی جسم و جان؟
در پایان با توجه به فرمایشات آقای مهندس دژاکام دیدگاه و زندگی کسی که ورزش می کند با کسی که ورزش نمی کند متفاوت است شما اگر از یک فرد 60 ساله که ورزش نمیکند بپرسید که برنامه زندگیات چه هست ؟ میگوید که از ما گذشته و باید فکر یک سفر کربلا باشیم و از آنجا برای خود کفن بیاوریم . از ما که گذشت . کمردرد دارم ، فشارخونم بالاست و یکبار عمل قلب باز انجام دادم. در مقابل؛ اگر از یک فرد 70 ساله که ورزش باستانیکار میکند بپرسید که برنامهات چیست ؟ در جواب خواهد گفت که میخواهم نوهام را داماد کنم ، آن یکی نوهام را هم عروس کنم و برای آنها خانه بسازم و به آنها سرو سامان بدهم و برای 30 الی 40 سال خود برنامه دارد و زندگی خود را رنگی میبیند فقط به این دلیل که ورزش میکند و شبه افیونی بدنش خوب کار میکند و همیشه سرحال و قبراق است و همیشه برای زندگیاش برنامه خواهد داشت.
ما در کنگره ورزش را دشمن اعتیاد نمی دانیم؛ و همانطور که قبلا اشاره شد ممکن است گاهی دوست و رفیق اعتیاد هم باشد. در کنگره نرمش و ورزش و حتی یک پیاده روی ساده مکمل درمان است.
ما برای اینکه انسانی باشیم که تاکنون نبوده ایم؛ بایستی کارهایی انجام دهیم که تاکنون انجام نداده ایم.
از اینکه به صحبت های من توجه کردید از همه ی شما عزیزان سپاسگذارم.
نگارش مطلب: مسافر محمد رضا امیریان
نمایندگی استادمعین جمعیت احیای انسانی کنگره60 ،راهنمایی ، پیشگیری ، درمان با روش تدریجی ( DST ) به صورت رایگان