من به دلایلی مختلف و با خواست خودم تبدیل به یک مصرف کننده شدم؛ کسی با اجبار و زور مرا وادار به مصرف مواد نکرد با توجه به این موضوع باید وقتی پی به اشتباه خودم می برم پای اشتباه خودم بایستم و تاوان اشتباهم را پرداخت کنم نه اینکه  مسئولیت را به گردن دیگران بیاندازم. بارها پیش آمده بود که من قطع مصرف کرده بودم و با پیشنهاد و یا دعوت دوستم مصرف مواد را شروع می کردم؛ و من همیشه دوستم را مقصر می دانستم؛ اما با آموزشهای کنگره فرق نگاه ایجاد شد. درست است که دوستم دعوتم می کرد اما من نیاز به مصرف مواد داشتم و من بودم که می خواستم مواد مصرف کنم. شیطان به کسی هم که برای اولین بار می خواهد مواد مصرف کند وعده ی لذت می دهد و او است که انتخاب می کند برود یا نرود. با توجه به این مطلب؛ به واسطه ی اختیاری که خداوند به انسان داده است من هم تاریکی را انتخاب کردم و رفتم؛ در نتیجه نمی توانم خداوند و یا دوستم را مقصر بدانم. مقصر واقعی را زمانی پیدا کردم که وارد کنگره شدم. مقصر اصلی خودم بودم و حال که این موضوع را دانستم باید تاوان اشتباهاتی هم که مرتکب شده ام را خودم پرداخت کنم. وقتی که در حال درمان هستم و ناراحتی جسمی دارم نمی توانم توقع داشته باشم که پدر و مادر و زن و فرزند دست به سینه به من خدمت کنند به این دلیل که من در حال درمانم؛ مگر موقعی که من مواد مصرف می کردم لذت آن را با کسی تقسیم می کردم؟ هر که خربزه می خورد پای لرزش هم می نشیند.

وادی اول چگونه و به چه چیز تفکر کردن را به من یاد داد؛ وادی دوم ناامیدی را از من گرفت و به من فهماند که هیچ نیستم و موجودی هستم که به کار می آیم؛ وادی سوم هم به من یاد داد که هیچ کس به غیر از خود من نمی تواند به درد من بخورد؛ و وادی چهارم می گوید که در هیچ مسئله ای نمی توانم مسئولیتم را گردن خداوند و دیگران بیاندازم و در غیر اینصورت به این معنی است که می خواهم مسئولیتم را بر گردن دیگران بیاندازم؛ کما اینکه در گذشته به این صورت بود و چیزی که باعث می شود این طرز نگاه عوض شود جهانبینی است.  برای هر تغییری دو مولفه نیاز است اول خواست و دوم فرمان. من اگر برای درمان خودم خواست داشته باشم و فرمانش هم صادر شود بایستی در جهت این خواسته حرکت کنم و همانگونه که قبلا نیز اشاره شد جهانبینی جزء جدانشدنی از مثلث درمان اعتیاد است برای به دست آوردن جهانبینی لازم است در جلسات آموزشی حضور به موقع داشته باشم؛  اگر باری به هر جهت و بی نظم باشم؛ برداشتی نخوهم داشت؛ بزرگترین نعمتی که خداوند می تواند به هر انسانی هدیه کند فرصت است و این فرصت هم اکنون برای همه ما در دسترس است؛ در جایی که بستر برای درمان فراهم است و همه ی افراد برای رسیدن به حال خوش در حال سبقت گرفتن از یکدیگر هستند؛ من اگر از این فرصت استفاده نکنم قطعا" از من گرفته خواهد شد.

از اینکه به صحبت های من توجه کردید از شما سپاسگذارم.

نگارش:مسافر محمدرضا