صور آشكار و پنهان انسان بايستي به اندازه‌ي هم رشد كنند، وقتي صور آشكار و پنهان در امتداد هم حركت نمي كنند با حضور در جلسه جسممان حضور دارد ولي روحمان جاي ديگر است؛ و اين بدليل عدم شناخت است. درك مفاهيم و آموزشهاي كنگره نسبت به نگرش؛ ديد و جهانبيني شخص شكل مي‌گيرد. در تعريف جهانبيني گفته شده است: آنچه ما نسبت به كل هستي ( درون و برون) برداشت؛ احساس؛ ادراك و دريافت مي نمائيم جهانبيني نام دارد. واقعا" من چه چيزي را برداشت كرده‌ام؟ چه چيزي را احساس و ادراك كرده‌ام؟ صور پنهان به كنار؛ آيا از صور آشكار انسان چيزي مي دانيم؟ در وادي چهارم با اين مسائل آشنا شده و متوجه مي شويم تمام هستي بر پايه‌ي نظم استوار گرديده است و بدن انسان هم چون جزئي از كل است امكان ندارد كه روي نظم نباشد. حال پرسش اينجاست كه چه چيز باعث مي شود كه انسان از نظم خارج شده و دچار بي نظمي شود؟ اين موضوع به دليل جهل و ناآگاهي است.

در كنگره بر روي نظم تاكيد فراوان مي شود؛ كساني كه سر ساعت مقرر در جلسات حاضر مي شوند مطمئنا" براي امورزندگي خود برنامه ريزي دقيق دارند و اين موضوع نشانه اي از درك مطالب است و وقتي ادراك بوجود مي آيد ديگر در مسائل حياتي به خداوند مسئوليت نخواهيم داد و اين موضوع غريزي است و در فطرت انسان است؛ راه شكر گذاري از خداوند شناخت و انجام صحيح اعمال در طول حيات است؛ بايستي بدانيم اگر در جريان و زندگي هستيم يا اگر حيات داريم؛ اين حيات، مسائل حياتي ؛ حساس؛ پرتنش و پر اهميت دارد. يكي از مسائل پر اهميت اين است كه خويش و خويش خويشتنمان را بشناسيم؛ با مصرف مواد مخدر و انجام ضد ارزشها چنين چيزي محال است و دو كفه‌ي ترازو هيچگاه با هم برابر نخواهد بود.

در متن وادي نوشته شده كه هدف از فرستادن انسان به پائينترين نقطه‌ي خلقت اين است كه انسان با داشتن اختيار و پذيرش مسئوليت به بالاترين نقطه‌ي تكامل برسد. حال با دانستن اين موضوع چگونه مي توانيم  مسئوليت خود را بر گردن ديگري بياندازيم؛ و يا ديگران را مقصر بدانيم؟ واقعا" اينطور نيست؛ نگرش يا نوع نگاهمان را بايد تغيير دهيم؛ اگر واقعا" گلادياتور باشيم در ميدان نبرد ايستادگي خواهيم كرد و اساسا" رسالت انسان اينگونه است كه با آزمون و خطا و يا سپري كردن فراز و نشيب ها در سير تكامل حركت كند.  

فقط مواد مخدر نيست كه انسان را به تباهي مي كشاند؛ مواد مخدر شاخه اي از درخت ضد ارزشها است كه راهمان را به ناكجا آباد ختم مي كند. با حركت در مسير تزكيه و پالايش و با استفاده از ابزار كنگره مي توان به شناخت واقعي دست يافت؛ راه درازي در پيش داريم بايد از ابزار و آموزشها درست استفاده كنيم و وارد حاشيه‌ها نشويم؛ مهم نيست چه كسي مي گويد مهم اين است كه چه مي گويد؛ اين گفته ها در مسئوليت پذيري و مديريت بحران در زندگي ياريمان خواهند كرد.

از اينكه به صحبتهاي من توجه كرديد از شما سپاسگذارم.