ای مسافر !

از کجا می آیی ؟

مقصدت کجاست ؟

می دانی در جستجوی چه هستی ؟

با سختی راه آشنایی ؟

ای کاش قدم هایت را استوارتر برداری !

ای کاش از سختی ها نهراسی !

می دانی با هر حرکت تو بندی می گسلد از دست های خسته ات ؟

و رهاتر می شوی و سبک بارتر ؟

می دانم سخت است

در هر وای قسمتی از وجودت را جا می گذاری که سالها با تو همرا بوده

باشد ، گله نکن ، شکوه نکن ، نترس

می دانی به جای آنها چه دریافت می کنی ؟

با هر رها شدنی یک آگاهی کسب می کنی و یک قدم به رهایی نزدیک تر می شوی

رهایی از جهل و آشتی با نور مقصد توست ، این را من می دانم و تو نیز می دانی

پس حرکت کن ! تشنه تر شو ، هر چه عطشت برای رسیدن بیشتر باشد به آنچه خواسته توست نزدیک تر می شوی

من چشم انتظار توام

چشم انتظار رسیدن تو !

دلنوشته سعیده همسفر احمد