نقش اول و نقش مکمل
آن را كاملا" تجربه است و تا حدودي از شرايط آگاهي دارد. ولي در مورد همسفر قضيه متفاوت است همسفر وقتي وارد كنگره مي شود حالش بهتر از مسافرش نيست و تفاوت در اين است كه خودش خبر ندارد و نمي داند در چه شرايط و چه وضعيتي است و اين موضوع كار را كمي سخت مي كند. همسفر وقتي وارد جلسات مي شود فكر مي كند براي خوب شدن حال مسافرش آمده است و مي گويد من كه مشكلي ندارم؛ من كه اعتياد ندارم و اين يعني نداني را نمي داند در نتيجه كار كمي سخت مي شود در صورتي كه مسافر خماري را مي شناسد؛ حال خراب و بد را مي شناسد و تكليفش را مي داند. همسفراني كه وارد كنگره مي شوند اكثرا" داراي نااميدي و خشم شديدي هستند نااميدي به اين دليل كه قبلا" راه هايي را انتخاب كردهاند كه به نتيجه نرسيدهاند و خشم هم به اين دليل كه سبب تمام اين مشكلات و درگيريها را متوجه وجود مسافر مي دانند.
يك همسفر با اين شرايط وارد كنگره مي شود. مسافر و همسفر قرار است يكديگر را بفهمند و درك كنند. به همسفر گفته مي شود كه بايد مسافر را درك كني بايد ياد بگيرد كه اعتياد چيست و شرايط اش را بداني تا متوجه بشوي كه مسافر در چه وضعيتي قرار دارد. گفته مي شود نيازي نيست كه بصورت حق اليقين بدانيد ولي بايد در مرحلهي عين اليقين قرار بگيريد. همين را به مسافر هم مي شود گفت؛ براي اينكه مسافر بتواند همسفر را بشناسد بايد بداند كه همسفر با چه شرايطي وارد كنگره مي شود. تاريكي هايي كه همسفر در آن قرار دارد تاريكي هاي پنهاني است كه ديده نمي شود؛ ولي وجود دارد. مسافر چون براي تغيير آمده است؛ در بدو ورود جذب راهنما مي شود. ولي همسفر با يك شخصيت شكل گرفته و با واكنش بسيار وارد ميشود او براي تغيير دادن خودش نيامده است؛ براي مسافرش و به منظور سفر كردن مسافرش آمده است و خبر ندارد كه بايستي خودش هم اين كار را انجام بدهد.
بسيار گفته مي شود كه همسفر بايد به مسافرش كمك كند و به نظر من مسافر هم مي تواند در كمك به همسفر نقش داشته باشد. همسفر هم در بدو ورود مانند يك مسافر؛ حال خوبي ندارد و نياز به زمان دارد تا متوجه موضوع بشود. همسفر بعد از چند ماه آمدن و رفتن تازه متوجه مي شود كه خودش خيلي چيزها را بايد اصلاح كند. به همسفر گفته مي شود كه اگر مسافر تحت تاثير مواد مخدر قرار دارد و كار اشتباهي مي كند؛ آرامشش را حفظ كند. مسافر نيز بايد بداند كه همسفر هم همين گونه است و تحت تاثير يكسري نيروهاي بازدارنده قرار دارد؛ به مسافر گفته مي شود كه اين همسفر نيست و اين خشم و نااميدي وترس است كه صحبت مي كند. براي همين دليل اگر ما اين موضوعات را بدانيم روابطمان بهتر و راحت تر و درستتر خواهد شد؛ اگر نقش مكمل بتواند نقش خود را خوب بازي كند مصمئنا" بازي نقش اول بهتر خواد شد و بيشتر به چشم خواهد آمد.
در پايان اين هفته هفتهي همسفر نامگذاري شده و بايد از همسفرانمان شكرگذاري و تشكر كنيم؛ بهترين نوع شكرگذاري سفر خوب يك مسافر است و در كنار آن بايد به شكل مناسبي از همسفرمان قدرداني و تشكر نمائيم.
از اينكه به صحبتهاي من توجه كرديد از شما سپاسگذارم.
نگارش: رهجو محمد رضا
نمایندگی استادمعین جمعیت احیای انسانی کنگره60 ،راهنمایی ، پیشگیری ، درمان با روش تدریجی ( DST ) به صورت رایگان