این جلسه؛ جلسه چهارم از دور نهم سری کارگاه های آموزشی خصوصی کنگره 60 نمایندگی استاد معین روزهاي پنجشنبه مورخ 7 آذر ماه 92 با استادی آقای حمید كشاني ، نگهبانی آقای سعيد  و دبیری حسین؛ با دستور جلسه " هفته‌ي همسفر (جشن) " راس ساعت17 آغاز به کار نمود.

سخنان استاد:

در گذشته واقعا" تصور مي كردم؛ موضوع اعتياد و طرز برخورد با يك مصرف كننده به ترتيبي است كه من مي دانم و راهكارهاي رفته شده را درست مي دانستم اما متاسفانه سر از ناكجاآباد درآوردم و گرفتاريهاي بسياري؛ هم براي خود و هم براي مسافرم ايجاد كردم. جالب است بدانيد وقتي شنيدم و متوجه شدم كه پسرم مصرف كننده‌ي مواد مخدر شده است؛ دو پسر ديگرم كه در سنين پائين‌تري قرار داشتند را به خارج از كشور فرستادم تا دچار اعتياد نشوند و اين راهكاري بود كه يكي از بهترين اساتيد علوم مشاوره كه استاد خود من نيز بود به من ارائه داد. به خاطر دارم ايشان پيشنهاد دادند كه فرزندانت را از مملكتي كه از در و ديوارش اعتياد مي‌ بارد خارج كن. دوران زيبايي نبود حتي يك استاد دانشگاه هم نمي دانست كه چطور بايد با يك مصرف كننده‌ي مواد مخدر برخورد كرد و چگونه مي‌توان او را ياري نمود. امروز اگر در كنگره‌ شصت هستيد بدانيد كه؛ چه مسافر و چه همسفر مورد لطف و عنايت خداوند قرار داشته ايد. بايد قدر اين موضوع را دانست و خداوند را سپاس گفت.

اما براي همسفري كه وارد كنگره مي‌شود؛ چه اتفاقي رخ مي دهد و چگونه ياري مي شود؟ اصلا" چه كاري بايد انجام دهد؟

شخصا" علاقه داشتم تحصيلاتم كه به پايان رسيد استاد دانشگاه بشوم و براي خودم كلاس يا رتبه‌ي مختص به خودم را داشته باشم و اصلا" در فكر بسياري از چيزهايي كه اكنون با آنها درگيرم و يا مشغله‌ي ذهني من است نبودم؛ اما دست تقدير مرا در كنگره‌60 قرار داد و آن قضايايي كه آن روز به‌عنوان دوران بسيار سخت؛ پرتلاطم و پرعذاب مي‌پنداشتم و مي‌ديدم؛ امروز تبديل به يك دوران بسيار طلايي و يا دوره‌ي شكوفايي براي من شده است. من سعي كردم كه خودم را وقف كنگره60 كنم و هر روزي از روزهايم كه در كنگره‌ي شصت مي‌گذرد زندگي بهتر؛ لذت‌بخش‌تر و پوياتري را حس مي كنم. الان كه نگاه مي كنم دستاوردهايي را كه در اينجا داشته ام به مراتب بيشتر و لذت‌بخش‌تر از چيزي است كه در صورت استاد دانشگاه شدنم به‌دست مي آوردم. به عنوان نمونه من علاوه بر پسرم؛ مسافر ديگري كه همسايه‌ي مابود را به كنگره آوردم؛ شخصي كه در آن زمان زندگيش در حال متلاشي شدن بود؛ امروز نزديك به يك ماه است كه به درمان رسيده است. و لذت اين موضوع را با هيچ چيز ديگري نمي‌توان مقايسه كرد. در طول چهار سال حضورم در كنگره هجده نفر را براي درمان به كنگره آورده‌ام و لذت اين موضوع را نمي توان با چيزي عوض كرد و هيچ چيز ديگري نمي تواند جاي چنين چيزي را برايم پر كند؛ احساس زيبايي دارد مانند يك مصرف كننده زماني كه به قول معروف توپ است و در اوج نشئگي قرار دارد؛ من  دائما" نشئه‌ام.

در زماني كه فرزندم محسن مصرف كننده بود؛ دوران افسرگي طولاني و خماري خيلي زيادي را داشتم بطوري كه گاهي صداي شكسته شدن استخوان هاي بدنم را مي شنيدم؛ هر اتفاقي كه افتاد  سبب خير بود و امروز راضيم و احساس مي كنم كه تقدير من و محسن را به اينجا كشانده؛ ممكن است خنده دار باشد ولي امروز واقعا" دعا مي كنم اي كاش آن يكي فرزندم هم مصرف كننده مي شد و با ورود به كنگره و حركت در آن مثل محسن مي‌شد من اين را با تمام وجودم مي گويم؛ چون دارم مي‌بينم اين تقدير و رحمت الهي را و نتيجه‌ي اين وضعيت را حس مي كنم. امروز شاهد هستيد كه مردم در كوچه و خيابان با كوچك‌ترين تلنگري به‌هم مي‌پرند بهم ريختگي زياد است؛ اكثر زن و شوهرها در خانه ها بهم ريخته‌اند؛ اكثر پدر و فرزندها بهم ريخته اند؛ شما كمتر پدري را مي توانيد پيدا كنيد كه با فرزندش در خانه با آرامش صحبت كنند؛ ولي فضاي خانه و زندگي ما مملو از خوشحالي و سرشار از نشاط و لذت است و اين موضوع را من فقط مديون برنامه ها و آموزشهاي كنگره مي دانم.

دوستان سفر دومي بيشتر از سفر اولي‌ها تجربه كرده‌اند كه در ابتدا گاهي ممكن است بين مسافر و همسفر درگيري‌ها و يا توقعاتي بوجود بيايد؛ اين مسائل طبيعي است؛ با حضور در كنگره و گرفتن آموزش اين مسائل كم كم برطرف مي‌شوند؛ دليلي هم وجود ندارد كه چه مسافر و چه همسفر همانطوري باشد كه ما دوست داريم؛ آموزشها راه درست را به ما نشان مي دهند. از خداوند درخواست مي كنم كه بتوانم هميشه يك خدمتگذار در كنگره باقي بمانم و بتوانم هر روز شاهد  رهايي عزيزاني كه گرفتار بيماري اعتياد هستند و همچنين شادي همسفرانشان باشم. ض

از اينكه به صحبت هاي من توجه كرديد از همه‌ي شما عزيزان سپاسگذارم


نگارش:مسافر محمدرضا