همسفر
خواسته ای که هر انسانی دارد، به عنوان امر و یا دستور اول اطلاق می شود. به عنوان مثال فردی عنوان می کند که می خواهم گندم بکارم و یا می خواهم به دانشگاه بروم، این امر اول می شود. امر اول چه زمان اجرا می شود؟ در آخر کار. اگر امروز گندم بکاریم، چه زمانی محصول به دست می آوریم؟ ده ماه بعد از کاشت آن. یا اگر وارد دانشگاه شدیم، چه زمانی لیسانس می گیریم؟ چهار سال پس از ورود به دانشگاه. پس برای انجام هر کاری باید زمان را در نظر گرفت.
همه ما این قضیه را می دانیم، اما زمانی که به بحث تعلیم و تربیت می رسیم، زمان را در نظر نمی گیریم. می خواهیم در زمان کوتاهی یک مصرف کننده کراک را به درمان برسانیم و یا یک همسفر به هم ریخته را که بیست سال در این شرایط بوده است، درست کنیم و این امکان پذیر نیست. این قضیه به زمان نیاز دارد. یکی گفت اگر یکساله می خواهی به نتیجه برسی صیفی جات بکار؛ اگر می خواهی ده ساله به نتیجه برسی، درخت میوه بکار و اگر می خواهی صدساله به نتیجه برسی، آدم تربیت کن! بنابراین، تربیت یک انسان، صد سال زمان می برد.
بعضی خانواده ها به من مراجعه می کنند که فرزند ما سه ماه است که به کنگره 60 می آید، اما هنوز در حال مصرف شیشه است. من به آنها پاسخ می دهم که او باید شش ماه به کنگره بیاید تا تنها الفبا را یاد بگیرد. در سطح جهانی اعتقاد بر این است که اعتیاد غیر قابل درمان است. تنها جایی که اعتقاد به درمان اعتیاد در آن وجود دارد، کنگره 60 است. با این حال، شما نمی توانید انتظار داشته باشید که در طی یک شب، مسافر شما به درمان برسد.
بعضی از شما همسفران، باید بجنبید تا عقب نیفتید و مسافر از شما پیشی نگیرد. اگر به خود نجنبید یعنی به علم، اخلاق، بهداشت و وضعیت ظاهر خود توجه نکنید، نتایج بدی در انتظار شما خواهد بود. مسافری که مدتها در حالت خواب بوده، بعد از سفر بیدار می شود و در این شرایط احساس او شروع به کار می کند و شما هم باید خود را به او برسانید. در زمان اعتیاد هر چه به او می گفتید، او جوابی نمی داد، و حالا آن دوره دیگر تمام شد. اکنون شما باید ورزش کنید و فکر، اندیشه، اخلاق و کردار خود را تغییر دهید، وگرنه دچار بحران می شوید.
تصور نکنید که مسافران شما افرادی مصرف کننده و بهم ریخته هستند و شما هیچ مشکلی ندارید. من در طول چهارده سال به این نتیجه رسیدم که بعضاً مشکلات همسفران از مسافران بیشتر است. یعنی به هم ریختگی و عدم تعادل همسفران به مراتب بیش از مسافران است. به دلیل اینکه مصرف کنندگان یا خمار و یا نشئه هستند و به دنبال هپروت اند و هیچ چیزی را احساس نمی کنند، اگر دنیا را آب ببرد، آنها را خواب می برد! به عنوان مثال، اگر به آنها گفته شود که قبض برق یا آب، اجاره خانه و اقساط پرداخت نشده توجهی نمی کنند، چون در حالت طبیعی نیستند. بنابراین، در این شرایط آسیب کمتری می بینند. اما یک همسفر، نظاره گر این شرایط است. مثل اینکه در یک روز برفی و در جاده چالوس، یک فرد مصرف کننده که مشاعر او کار نمی کند، در حال رانندگی است و یک همسفر در کنار او نشسته است. مسافر به قوانین توجهی نمی کند. او خود نمی فهمد، اما کسی که در کنار او نشسته است هر لحظه می میرد و زنده می شود! سر هر پیچی دچار اضطراب می شود و وحشت می کند؛ بنابراین آسیب روحی بیشتری می بیند.
توصیه من برای همسفران این است که: اگر در ابتدای کار، شما به عنوان کمک به مسافرتان وارد کنگره 60 می شوید، بایدعلم، دانش، آگاهی، صبر، بردباری، متانت و دانایی خود را بالا ببرید، اگر این عوامل در شما افزایش نیابد، تبدیل به عضوی مخرب می شوید. نه تنها نمی توانید کاری انجام دهید، بلکه بیشتر تخریب ایجاد می نمایید. بنابراین، شما باید مراقب قضیه باشید. شما در ابتدا برای مسافر به کنگره 60 می آیید، اما در ادامه برای خودتان می آیید. در سه ماه اول، اولویت با بهبودی مسافر است، ولی زمانی که با قوانین و اصول کنگره 60 آشنا شدید، دیگر باید برای خودتان بیایید. شما کاری به مسافر ندارید، او راهنما دارد و پروسه درمان را طی می کند، بنابراین، در کار او دخالت نکنید. شما زیر نظر راهنمای خودتان باشید که خودتان به تعادل برسید. شما نیز به عنوان یک انسان حق حیات دارید.
چندی پیش بود که در سر کلاس از چند خانم پرسیدم که شما برای چه زنده هستید؟ چون هر کسی برای زنده بودن باید دلیلی داشته باشد. تقریبا همه آنها اینطورعنوان کردند که: «من زنده هستم که بچه ها ی خود را بزرگ کنم». به آنها گفتم که شما دو عامل را در نظر نگرفته اید که خیلی اساسی و مهم است. در وهله اول "خودتان" را در نظر نگرفتید. آیا شما موجود زنده ای هستید و حق حیات دارید یا نه؟ شما به دنیا نیامده اید که فقط بچه ها را بزرگ کنید. آیا شما به عنوان یک موجود زنده نباید خواسته داشته باشید؟ نباید برای خودتان زندگی کنید؟ همچنانکه در وادی سوم آمده است که «باید دانست هیچ موجودی به میزان خود انسان برای خویشتن خویش فکر نمی کند»؛ پس یکی از مسائل مهم، خود بودن است و "خود" ارزشمند است. مسئله دیگر اینکه شما همسر خود را در نظر نگرفتید و تنها توجه شما به فرزند، پدر، مادر و یا برادرتان است و این به دلیل این است که بیکارید و در این شرایط به دیگران توجه می کنید. تمام این موارد در کنار یکدیگر و با هم است.
بنابراین، شما باید برای خودتان و شخص خودتان به کنگره 60 بیایید و برای خود ارزش قائل شوید و بگویید که «من در وهله اول برای خودم به کنگره 60 می آیم و بعد برای مسافرم».
از طرفی، همچنانکه در گذشته اشاره شد، زمانی که وارد کنگره 60 می شوید، در هر جایگاهی که قرار دارید، آن را در پشت در کنگره گذاشته و سپس وارد شوید. اگر دارای اطلاعات بالایی هستید، خیلی خوب است؛ اما در هنگام ورود به کنگره باید آن معلومات را پشت در کنگره بگذارید و سپس وارد شوید. در کنگره 60 باید تسلیم باشید. کلاس های یوگا، مدیتیشن و ... یا نقل قول از دیگران در کنگره 60 به کار نمی آید. ما به اشعار مولانا و حافظ و یا گفته های دکارت و ... کاری نداریم. آنچه که در اینجا به شما آموزش داده می شود، به درد شما می خورد. تمامی منابع آموزشی در کنگره، متون داخل کنگره است. سعی کنید شنونده باشید تا در لژیون ها یاد بگیرید. اگر ما دچار وضعیت ناهنجاری شدیم، به این دلیل بود که راه را بلد نبودیم و ما باید به آرامش و صلح برسیم.
بنابراین، قبل از هر چیزی، باید چهارده وادی را به تدریج بیاموزیم و بعد از طی آن، می فهمیم که حافظ چه می گوید یا مولانا و سهروردی و شکسپیر و ... چه می گویند و در آن زمان، بهترین برداشت را از گفته های آنان خواهید کرد. آنچه که من می گویم می بایست یاد بگیرید که علوم پایه و پایه های این قضیه است.
اگر به کنگره 60 آمدیم و تسلیم بودیم، به حرف راهنما گوش کردیم، پذیرفتیم و اجرا کردیم، آرام آرام به صلح و آرامش می رسیم.
نتیجه کلی: دیگر منت نگذارید که برای مسافران خود می آیید؛ بگویید برای "خودمان" می آییم. چون اگر برای خودتان بیایید و به تعادل و آرامش برسید، می توانید بهترین نتیجه را به مسافر منتقل کنید.
وبلاگ نمایندگی فلاح
نمایندگی استادمعین جمعیت احیای انسانی کنگره60 ،راهنمایی ، پیشگیری ، درمان با روش تدریجی ( DST ) به صورت رایگان