در کنگره خدمت ها بدون توقع می باشد و هیچکس از دیگری توقعی ندارد و محبت اساس کنگره است اما من آموزش می گیرم که سپاسگذار باشم و اینگونه قدر آن نعمت را بیشتر می دانم. دستورجلسه شکرگزاری به این دلیل است که من قدر همه چیز را بهتر بدانم و بفهمم از آن ها چگونه استفاده نمایم.

امروز تولد کامران عزیز می باشد. ابتدا به او این روز را تبریک می گویم و به خانواده او عرض تبریک دارم. امیدوارم روزی برسد که کامران استادی جلساتی را به عهده بگیرد که تولد رهجویانش است. روزی که کامران وارد کنگره شد مانند همه حال خوبی نداشت اما آرام آرام با تلاش و پشتکار و اینکه خود جستجوگر بود به این جایگاه رسید. او برنامه خود را به درستی اجرا می کرد و اگر خطایی داشت بازگو می کرد. اینکه من خطا نکنم مهم نیست بلکه مهم این است که از خطاهای خود درس بگیرم و با راهنمای خود در میان بگذارم. هر خطایی تاوانی دارد و باید تاوان آن را بدهم همچنین باید از آن درس بگیرم.

خانواده کامران بسیار پیگیر بودند و هنوز هم همراه او هستند همچنین کامران و خانواده او بازیگر هستند. در کنگره چند چیز عامل موفقیت است آموزش ها ، عمل به آنها  و خدمت کردن ، بدون خدمت کردن درمان ناقص است. کامران خدمتگزار خوبی بود و امیدوارم ادامه دار باشد. در کنگره همه کمک می کنند تا فرد به رهایی برسد و من هم این رهایی را به همه تبریک می گویم.


پیام تولد

در تمامی گفتگوها شرح داده شده که کار کنگره کاریست بسیار گسترده و اشخاص بایستی حوصله کافی داشته باشند. مانند یک کشاورز با نیروی عقل خویش همه آنچه هست تبدیل به بهترین نمایند.

آرزوی مسافر:

آروزی من برای تمام افرادی است که اعتیاد دارند و امیدوارم با کنگره آشنا شوند.



سخنان مسافر (آقای کامران)

در ابتدا هفته OT را به تمام خدمتگزاران در این زمینه تبریک می گویم. من با اپیوم سفر کردم اما نتوانستم سفر خوبی داشته باشم تا اینکه با شربت اپیوم تینکچر سفر کردم و درمان من به خوبی به اتمام رسید. من چیز زیادی از زمان مصرف به یاد ندارم و نمی توانم فکر کنم روزی مصرف کننده بوده ام و هشت سال تمام کراک مصرف می کردم. در زمان دانشجویی شروع به مصرف کردم و زمانی که وارد کنگره شدم به اجبار بود. ترک های زیادی داشتم که بی نتیجه بود اما زمان ورودم به کنگره مصادف بود با تولد آقای حمید فرشاد ، از چهره ایشان و آرامش ایشان بسیار لذت بردم و آقای فرشاد را به عنوان راهنما برگزیدم.

با حضور در لژیون به راهنمایم گفتم می خواهم هم کراک مصرف کنم و هم تریاک تا ببینم چه می شود و ایشان گفتند اشکالی ندارد ، تو برادری خود را ثابت کن ، جلسات را به خوبی سپری کن و ... اگر این حرف را در انژیویی دیگر می گفتم قطعا من را بیرون می کردند و با من برخورد می شد اما آقای فرشاد به گونه ای دیگر پاسخ من را دادند.




***


سخنان پدر مسافر:

همانگونه که کامران گفت شاید از دوران مصرف خود چیزی به یاد نداشت باشد اما واقعیت این است که من و مادر او چیزهای زیادی به یاد داریم. هراس و دلهره ای که در خانه ما بود غیرقابل توصیف است اما امروز همه چیز فرق کرده است بنابراین از جناب آقای فرشاد کمال تشکر را دارم.

سخنان مادر مسافر:

روزی که متوجه اعتیاد پسرم شدم بدترین روز زندگی ام بود و امروز که اولین سال رهایی او را جشن می گیریم بهترین روز زندگی من است. این روز زیبا را مدیون کنگره 60 و آقای فرشاد هستیم چراکه زحمات بسیاری کشیدند و می خواهم بگویم کار شما از کار پیامبران کمتر نیست. از جناب مهندس دژاکام و خانواده ایشان تشکر می کنم و دستان آقای فرشاد را می بوسم. اگر امید باشد هر در بسته ای گشوده خواهد شد.

با احترام همسفر الناز رک