مطلب بعدی خویشتن خویش است. خویشتن خویش با خویش خویشتن معنای متفاوتی دارد. خویشتن خویش به ماهیت جسمی و فیزیکی و صور آشکار در جهان فیزیکی اشاره دارد و خویش خویشتن به محتوای تفکر ، جهانبینی و صورپنهان اعم از عقل ، آرشیو و ... می باشد.

در این وادی هنوز در ابتدای راه هستیم و گفته می شود با نگاه کردن به طبیعت به ابعاد گسترده دست یابید و مانند اصوات در جهان خود بدرخشید و خود کلید مسیر تندرستی خود را بیابید. بزرگان معتقدند قبل از اینکه پیامبران باشند ، پیام آور طبیعت بوده است و مادر آموزش ها طبیعت بوده است. انسان در طبیعت آموخت هیچ کاری به صورت یکباره اتفاق نمی افتد و تمام اتفاقات نیازمند فرآیند زمان است.

قسمت بعدی جمله این است که در جهان خودماننداصوات بدرخشید. سوال پیش می آید مگر ما درخشش داریم؟ ما مثلثی در کنگره داریم که عبارت است از صوت ، حس و نور. نور در حقیقت امواج است که از به هم پیوستن آن ماده به وجود آمد و مکان و زمان و فضا با آن معنا گرفت. صداها نیز دقیقا به شکل امواج هستند اما نمود آنها به گونه ای دیگر است. اصوات نیز درخشش دارند چرا که جز شنیدن در جان و روح ما تاثیر دارند و مانند این است که جلوه روشنگری دارند.

قسمت بعدی جمله این است که خود کلید مسیر رهایی خود را بیابید. منظور این است که خود افراد باید در زندگی موازنه ای ایجاد کنند و تعادل ها را به وجود آورند. در واقع اشاره به تعادل هاست.

اصلی ترین مفهومی که وادی دنبال می کند این است که گفته می شود "راهنمایان چراغ راه هستند و انگشت اشاره و درمانگر خود شخص است" مشکلاتی که در مسیر زندگی انسانها به وجود می آید هیچ یک شبیه به هم نیست. می توان برای مسافران پروتکل DST رادر نظر گرفت که بر اساس سال های تخریب و نوع شرایط ، راهنما برنامه می دهد. آموزش بعدی جهانبینی است اما بخش سوم همان درمانگر بودن خود فرد است.

بنابراین داشتن مرکز تعادل مانند پیدا کردن کلید است اما چگونگی انجام به فرد بستگی دارد. در واقع راهنما راه درست را نشان می دهد اما چگونگی انجام با خود فرد است.

چگونگی انجام همکاری بسیار حائز اهمیت است به همین دلیل وادی می گوید هیچ کس به اندازه خود انسان به خویشتن خویش نمی تواند فکر کند. خود ما هستیم که باید بیاموزیم و سنگ سنجش هایی که در صراط مستقیم هست را مرکز صقل قرار دهیم.

با احترام همسفر الناز رک