باید از نیروی درون استفاده کنیم
زمانیکه خواندن را به چند روش انجام دهیم و مطالب آموخته را انتقال دهیم ، باعث می شود آنها را به خاطر بسپاریم و در زندگی کاربردی کنیم. خواندن چهار سطح دارد:
1. حافظه و سپردن اطلاعت به مغز
2. درک مطلب
3. تفسیر مطلب
4. انتقاد در مورد مطلب
اگر بتوانیم به سطح چهارم برسیم ، آنگاه در نگرش ما تغییر ایجاد می شود.
وادی سوم می گوید: با دانست هیچ موجودی به میزان خود انسان برای خویشتن خویش فکر نمی کند.
ما باید بدانیم در مورد هر موضوعی در زندگی ، مرکز خودمان هستیم. راهنمایان نقش راهنمایی دارند اما درمانگر خودمان هستیم. من باید دانایی خود را بالا ببرم و از نشریات استفاده کنم و بتوانم از آنها در زندگی خود بهره مند شوم. حال که متوجه شدم مرکز خودم هستم باید شهامت داشته باشم تا جلو روم.اعلام سف کنم ، مشارکت کنم ، خدمت کنم و ... آنگاه بازی در آگاهی شروع می شود. تا امروز زندگی من بازی در ناآگاهی بوده است ، تا امروز اشتباهات زیادی داشته ام و باید مسئولیت آنها را بپذیرم.
در یکی از سی دی ها مثالی مطرح شده است ، اینکه استکان چای را ریخته اید و می گویید چه کسی استکان را اینجا گذاشته است؟ من که نمی توانم از حواس پنجگانه ام استفاده کنم نباید دیگران را مقصر کنم ، باید از حواس خود به درستی استفاده کنم ، باید مسئولیت های خود را بپذیرم.
گفته می شود بازی در آگاهی ، خداوند راه را به من نشان داده است. راه را می بابیم و به آن ایمان داریم سپس شروع به حرکت میکنیم.
راهبی 20 سال به کوهی می رفت تا شروع به تزکیه و تفکر نماید و استادی متوجه این موضوع شد. استاد نزد او می رود و به شوخی با او می پردازد.
راهب عصبانی شده ومی گوید چطور می توانی با من اینگونه صحبت کنی؟ من تمام عمر خود را به تزکیه چرداخته ام و به زودی تبدیل به قدیس می شوم ، چطور جرات می کنی؟
استاد می گوید: تو نتوانستی برای لحظه ای آرامش خود را حفظ کنی ، در مدت 20سال چه می کردی؟
در این مثال علمی در کار نبوده است و تنها تزکیه و تفکر صورت گرفته است. راهب آموزش دیده و تنها یک بعد او رشد کرده است. کنگره همیشه می گوید در مثلث دانایی باید هر سه ضلع باهم رشد کنند سپس تبدیل به دانایی موثر شوند.
مطلبی که اکثرا افراد مطرح می کنند این است که چرا هرچه مطالعه می کینیم در ذهن ما جای نمی گیرد؟ در یکی از سی دی ها گفته می شود : در درون به هم ریخته نمی توان علمی ریخت. اگر می خواهید بیاموزید و مطالب را به هم پیوند دهید باید از درون آرام باشید و محبت درونی داشته باشید. باید به آرامی آموزش ببینید و نگرش و جهانبینی خود را تغییر دهید همچنین خواست درونی داشته باشید. تنها راه دوری از ضدارزشها رفتن به سمت ارزشهاست.
باید از نیروی درونی استفاده کنیم مانند اینکه در جلسات مشارکت داشته باشیم ، تجربیات خود را مطرح کنیم و ... گاهی راهنما تشخیص می دهد مسافر کار نکند ولی همسفر حاضر نیست غرور خود را بشکند و از خانواده کمک بگیرد ، باید شجاعت داشته باشیم خرد شوم تا دوباره ساخته شوم. همچنین در وادی گفته می شود نیروهای اهریمنی را بشناسید. بزرگ ترین دشمن انسان جهل و نادانی اوست که در درون خودش می باشد ، جهل و نادانی باعث می شوند انرژی های ما در سطح بسیار پایین بمانند. برای اینکه آتش درون تبدیل به خشم و ضدارزشها نشوند نیازمند علم هستیم.
وعده خداوند دروغ نیست و خداوند به کسی که معتقد باشد و در راه رسیدن به هدف تلاش کند کمک خواهد کرد. اگر ایمان داشته باشید که خداوند ما را یاری خواهد کرد حتما کمک های او را خواهیم دید. رحمت خداوند بی نهایت است و قطعا قسمتی از آن نصیب ما خواهد شد.
زمانیکه خستگی در زندگی می کنید به دلیل این است که در زندگی هدف ندارید ، باید اولویت های زندگی خود را مشخص کنید. اولیت در سفر اول با اولویت در سفر دوم متفاوت است و باید بررسی کرد. همانگونه که پله پله از روشنایی ها دور شدم باید پله پله بازگردم و روزنه روشنایی که کنگره می باشد را دریافت کنم. اگر از گذرگاه های سخت عبور کردیم به انسانی کارآزموده تبدیل خواهیم شد که آرامش خود را به اطرافیان منتقل می کنیم.
با احترام همسفر الناز رک
نمایندگی استادمعین جمعیت احیای انسانی کنگره60 ،راهنمایی ، پیشگیری ، درمان با روش تدریجی ( DST ) به صورت رایگان