خودمان است. یک فرد معتاد خود را در حصار اعتیاد زندانی می کند و وقتی به خود می آید که شاید دیر شده باشد ولی باید این را دانست که انسان به امید زنده است. در این مقوله انسان به یک مسئله دیگر نیز امید دارد و آن امید به رهایی است، شاید این رهایی به سادگی قابل دسترس نباشد چرا که اگر از راهش وارد نشود کاری بس مشکل خواهد داشت. زیرا این رها شدن ها را بارها تکرار کرده ام اما موفق نبوده چون درمان نشدم. ولی امید را نباید از دست داد چرا که اکنون من از راهش وارد شدم زیرا کنگره راه رهایی و درمان را برای من تضمین کرده است به شرط آنکه من نیز خواست واقعی داشته باشم و در این راه سعی و کوشش داشته باشم به امید آن روز.


با احترام : مسافر وحید فروغی