که با یک نفس موادم را تمام می کردم بعد از مدتی هم تریاک بود هم متادون که جوری حرفه ای شده بودم که اول متادون می خوردم بعد تریاک که بیشتر خودم را بسازم خلاصه ای از خودم گفتم. حال وارد کنگره می شوم، در تاریخ 92/1/8 وارد کنگره شدم با ده روز سقوط آزاد که طی این ده روز مواد از بدنم بیرون رفته بود، ماه اول نمی فهمیدم راهنما یا اعضای کنگره چه می گویند چون برای من کلمات غریب بود بعد وارد ماه دوم شدم ماه اول تماشا و تفکر، ماه دوم حرکت و بازی. از ماه دوم بازی شروع می شود، بازی نه بازیی که مثل زمان مصرف باشد بازی در آگاهی، خواندن وادی و کتاب و جهان بینی و اجرا کردن چیزهایی که در کنگره به ما می آموزند به خصوص راجع به درون و بیرون خودمان. اگر بخواهیم تماشاگر باشیم یعنی گوش ندادن به حرف راهنما، نخواندن نشریات، خدمت نکردن خواه ناخواه از کنگره و مسیر خارج خواهیم شد چون سیستم کنگره اینگونه است. اما وقتی که بازیگر می شوم خدمت، خواندن نشریات، سر خود را با سر راهنما عوض کردن و حضور منظم و خدمت رهایی با حال خوش را دارد. در این مرحله سلولهایی که از چرخه طبیعی جسم خارج شده اند دوباره به چرخه بر می گردند صور آشکار و صور پنهان. حس، نفس، عقل همه به سلامت ترمیم می شوند و اگر خدایی ناکرده بیماریی هم در این بین باشد به روش DST و با این متد حتما" درمان خواهد شد که نمونه هایی بوده اند و هستند که در کنگره مانده اند تا بدهی خود را باز پرداخت کنند تا به آن مرحله بالای فرمان عقل برسند.

با احترام : مسافر محمود
وبلاگ لژیون آقای سروش برقع وش