دروغ نگو ، الکل مصرف نکن ، ربا نخور ، رشوه نگیر و....واما در اول فکر می کنیم که اعتیاد ضدارزش است اما فقر هم می تواند جزءاین قضیه باشد اما وقتی مابه سمت تاریکی می رویم در واقع یکسری از نیروهای خود  مخصوصاَ نیروی عقل از دست می دهیم  ،ما قبول داریم که عقل راهنمای درون است وقطعاَ اگر  بخواهیم از تاریکی  بیرون بیاییمنیازمند یک راهنمای بیرونی هم هستیم .اگر در کنگره به بعضی  از دستور جلسات اشاره می شود وبا توجه به اینکه 15 سال است از بنیان کنگره به ظاهر  می گذرد اما عمق این تفکر انگار میلیاردها سال است که در حال انجام است یک قسمتی می گوید قضاوت وجهالت ، خدمت وآموزش این دستور جلسات در کنار هم قرار میگیرندتا ما یک بار مادی ومعنوی را برداشت کنیم .

اما این 52 دستور جلسه ویا 14 وادی را مسافرین وهمسفران در طول 24 ساعت ناخودآگاه اجرا می کنند وامروز به بحث فرمانبرداری وفرماندهی رسیدیم .چرا این قضیه مطرح شد ؟ می دانید که قویترین نیروی منفی در کنگره خوابیده است یعنی شیطان بخواهد بیرون از کنگره کسی را اغواء کند هنری نکرده است چون افراد بیرون دانایی شان در حداطلاعات عمومی است ، دانایی کنگره در حد دانایی موثر است که قدرت عمل را در آن داریم پس اگر در کنگره کسی را بتواند به انحراف بکشد ابلیس آن موقع قهقهه می زند و زمانی در کنگره بعضی افراد بجای پرورش رهجو پرورش نوچه میدادند.در کنگرهراهنما رهجو را پرورش می دهدبرای اینکه استاد شود  .

چرا باید فرمانبردار شویم؟  زمانی هست که ما یک اطاعت کورکورانه داریم مثل کسی که یک مقدار ماده منفجره را به خودش می بندد ونقض فرمان می کند طبق آیه شریفه قرآن که : نفس خودتان را با دست خودتان به هلاکت نیندازید.اوپیش یک عده آدم می رود وهم خود وهم دیگران را منفجر می کند البته مصرف کننده هم در واقع همین کار را کرده واین یک اطاعت کورکورانه بوده است اما در کنگره شرایط فرق می کند این اطاعت براساس دانایی انجام می شود وقتی ما بهبازی در آگاهیاشاره می کنیم  این فرمانبرداری تا فرماندهی یعنی شروع بازی در آگاهی چون این تنها بازی است که در تمام دنیا دو طرف در حال برنده شدن هستند اگر رهجو به رهایی برسد هم راهنما وهم رهجو هردوبرنده شده اند پس فرمانبرداری که در کنگره از آن یاد می شود بر پایه دانایی است نه اطاعت کورکورانه.

بعضی اوقات ممکن است همسفران نگران باشند وبگویند مسافر ما راهنمای خود را بیشتر دوست دارد این یک واقعیت است اما حقیقت این نیست این نزدیکی شدنشان فوق العاده زیاد است اما  این بخشی ازفرمانبرداری است که رهجو باید حتما داشته باشد تا به جایگاه فرماندهی برسد ، قدر شناسی و سپاس گذاری از مراتب فرمانبرداری نسبت به خود و بعد همسفر است.فرق نگاه در  فرمانبرداری تا فرماندهی نقش اساسی را بازی می کند در این بخش اگر رهجو حس کند که  راهنما بعنوان بزرگتر به او امر ونهی می کند به خطا می رود چون این بازی ،بازی در آگاهی است مگر می شود یک راهنما بد رهجویش را بخواهد او می گوید مسافرت نرو ویا به همسفرت احترام بگذار اوباید این کارها را انجام دهد .

این اطاعت براساس محبت است ، نهایت اطاعت کورکورانه به تنفر می رسد اما در کنگره نهایت این اطاعت پیوند محبتی می شود که اصلا اساس کار کنگره است که ما در پیامها داریم که اساس کنگره ابتدا محبت بعد عقل وایمان است وچون عقل وایمان در مصرف کننده خوب کار نمی کند ،با محبت است که می توانیم رهجو را جذب کنیم اتفاقی که در داستان فرمانبرداری تا فرماندهی  می افتدمحبت است که ما رهجو را هدایت می کنیم ورهجو هم با چراغ راهنمایی ومحبت راهنما راه خود را انتخاب می کند .

آقای امین دژاکام راه ورود به تاریکی را نقض فرمان می دانند اما بیرون آمدن از تاریکی به این سادگی نیست واین از فردا امکان پذیر نیست چون با یک قانون خطرناک مواجه می شویم که در علوم اجتماعی وجامعه به آن "عدم قطعیت محض در اجرای یک کار " می گویند یعنی یک همسفر یا مسافر نمی تواند از فردا این توقع را داشته باشد که  همه کارها به ترتیب وبا نظم انجام شود چون این خروج هم باید تدریجی انجام شود .در کنگره چون اطلاعات ما براساس دانایی است پس در فرمانبرداری تا فرماندهی اجبار نمی کنیم کنگره آرام آرام وبسیار زیبا این کار راانجام می دهد در یک مرحله تثبیت راانجام می دهد وبعد تیپر 21 به 21 روز را انجام می دهد وبه دستور راهنما هر 21 روز یک جهش انجام می شود ویک پنجم به دانایی ما اضافه می شود چون اگر دانایی بالا نرود سر به عصیان می گذاریم.


مسافر امیرحسین باقری

وبلاگ لژیون اقای امیرحسین باقری