می شود مواد مصرف نکرد و نشئه بود؛
وقتی مواد مذاب از درون آتشفشان خارج می شود؛ شکل خارجی بدست آمده حاصل عملکرد مواد درونی است؛ و واقعیت امر همین است؛ مطمئنا" به علت زیادی مصرفی که من نوعی داشتم این حال خرابی ها را از درون خودم به بیرون نشات می دادم و به علت تعدد مواد مصرفی حالتهای عجیب و غریبی برایم بوجود می آمد؛ و به جرات می توانم بگویم که یک دیوانۀ به تمام معنا بودم و همین چیزها باعث می شد در محیط اطرافم حال خرابی و تخریب بوجود آورم. در وادی دوم گفته می شود که انسان از نیروهایی که در درون دارد می تواند استفاده نماید؛ در گذشته نیروهای درونی به صورت ضد ارزش نمایان می شدند اما ورود به مسیر کنگره و آموزش دیدن باعث تغییر جهت نیروهای درونی و قرار گیری انسان در صراط مستقیم می گردد و در نهایت او را به سر منزل مقصود می رسانند. اوایل ورودم وقتی این صحبتها را میشنیدم، با خودم می گفتم اینها چه می گویند و این نیروها چه کاری می توانند برایم انجام دهند؛ ولی می دیدم نمی شود من که روی این صندلی نشستم وانمود کنم که به سخنان راهنما عمل می کنم اما بیرون از این محیط کار خودم را انجام دهم؛ و این نشدنی است وقتی ما اینجا آموزش می بینیم و از راهنما راهکارهای زندگی درست را می گیریم نباید فقط شنونده باشیم بلکه بایستی آموزشها را کاربردی کرده و آنها را انجام دهیم.
در قسمتی دیگر از وادی راجع به شناخت انسان و مواد مخدر صحبت به میان آمده؛ برای اینکه بدانیم هیچکدام از مابه هیچ نیستیم بایستی انسان و مواد مخدر را بشناسیم. باید بدانیم اعتیاد حاصل ازدواج انسان با مواد مخدر است و وقوع چنین ازدواجی باعث انجام ضد ارزشهای بسیار دیگری می گردد. برای بالا بردن شناخت؛ انسان باید ابتدا از خود شروع کند؛ تا من خودم را نشناسم نمی توانم مسائل و مشکلات پیرامون خود را حل نمایم و در کل بایستی بدانم از چه چیزهای تشکیل شده ام. ابتدای وادی گفته شده هیچ مخلوقی و نگفته هیچ انسانی؛ حتی یک پشه و یا یک کرم نیز در جای خود قرار دارند و منشا اثر هستند؛ در هستی هر مخلوقی به جهت کاری مفید خلق شده و هیچ چیز بیهوده آفریده نشده است. در شناخت انسان خود من نمی دانستم که بدن من چند سلول دارد؛ و نمی دانستم که بسیاری از اینها مانند ریه؛ کبد؛ قلب؛ کلیه و غیره که من با مصرف مواد به همۀ آنها آسیب رسانده ام عملکردشان نا خودآگاه است و به خوبی کار خود را انجام می دادند؛ اما من بواسطۀ مصرف خارجی مواد مخدر کلیۀ سیستم های بدنم را از حالت تعادل طبیعی خارج ساختم؛ و این موضوع یعنی جسم من نمی توانست امور روزانه اش را انجام دهد.
کنگره60 روی سه ضلع جسم؛ روان و جهانبینی ما کار می کند؛ جسم و روان ما به طور طبیعی با متد درمانی در حال تغییرند ولی مهمترین پارامتر نگرش و جهانبینی ما است که اگر تغییر نکند هیچ هدفی را نمی توانیم دنبال کنیم و در نهایت هیچ اتفاقی نخواهد افتاد. اگر قرار بود بدون تغییر دیدگاه اتفاقی بیافتد تشکیلاتی اینچنینی با آموزشهای مدون بوجود نمی آمد؛ مهمترین هدف از تشکیل کلاسهای آموزشی؛ جهانبینی و تغییر نگاه است و دیدن این آموزشها خود را در سفر دوم نمایان می سازد وقتی گفته می شود در سفر دوم پرونده مواد مخدر برای همیشه مختومه می شود بدلیل بوجود آمدن همین تغییر در دیدگاه و جهانبینی است و همین ها است که به اشخاصی مثل من کمک کرده تا به درمان برسند.
می توان سیستم جسم را به نحوی مطلوب و غیر قابل باور بازسازی کرد؛ سخت است ولی شدنی است؛ می شود مواد مصرف نکرد و نشئه بود؛ حق گرفتنی است؛ جناب مهندس دژاکام می فرمایند: در بعضی جاها با چنگ و دندان باید حقتان را بگیرید. هجده سال مصرف مواد و تخریب برای من بس بود. من دیگر فقط برای رهایی تلاش می کردم؛ نگاه که می کردم اکثر دوستانم یا کارتن خواب شده بودند و یا... اما من کجای کار بودم؟ آمدم و تلاش کردم تصویر گل گرفتن را همیشه مدنظر داشتم به این نتیجه رسیدم که من واقعا" هیچ و پوچ نیستم و در ورای خلقت من نیز هدفی بوده است و اکنون با همین در صراط مستقیم بودنها؛ حرکت کردن ها؛ به بیراهه نرفتن ها و... باعث خدمت گذار شدن من در کنگره شده و از این خدمت کردن و در کنار شما بودن لذت برده و کسب انرژی می کنم. به یاری خداوند همه ما هر چه جلوتر تر می رویم با آموزشهایی که می گیریم بتوانیم جسممان و مواد شبه افیونی آن را به خوبی بازسازی نمائیم و به تعادل مد نظر کنگره برسیم؛ برای همه شما آرزوی موفقیت می کنم از این که به صحبتهای من توجه کردید سپاسگذارم.
نگارش:مسافر محمدرضا
نمایندگی استادمعین جمعیت احیای انسانی کنگره60 ،راهنمایی ، پیشگیری ، درمان با روش تدریجی ( DST ) به صورت رایگان