سنگی که می خواهد لوح زرین شود باید تیشۀ سخت بخورد
تفاوت اصلی سیستم درمانی کنگرۀ60؛ با سیستم های دیگر در که در زمینه ترک و کنار گذاشتن مواد مخدر کار می کنند؛ در نظر گرفتن پارامتر زمان است. کنگره60 تنها مرکز درمان اعتیاد است که قطع سریع ندارد و زمان را عاملی مهم در درمان اعتیاد می داند. کنگره؛ مسافر را در بدو ورود با واژۀ صبر آشنا می کند و در تعریفی ساده می گوید: صبر یعنی در نظر گرفتن زمان برای انجام هر کاری.
من در زمان مصرف با صبر آشنا نبودم یا به این شکل صبر را نمی شناختم؛ چون در زندگی من چیزی به نام صبر وجود نداشت و خیلی از کلمات صفات و افعال در زمان مصرف مواد برای من مصرف کننده فقط یک اسم بود. صفت مصرف کننده مواد بودن این است که باید سریعا" به چیزی که می خواهد برسد و چون چنین صفتی داشته مصرف کننده باقی مانده است؛ با نگاهی به گذشته در خواهیم یافت؛ و من در خاطر دارم که در زمان مصرف به محض اینکه می خواستم نشئه بشوم مصرف می کردم؛ درگیر بودم و بی درنگ حتی قبل از؛ از بین رفتن تاثیر مواد دوباره مصرف می کردم و این چرخه ادامه پیدا می کرد. در کل صبری وجود نداشت و زمان را در نظر نمی گرفتیم و ساعات آن را در کنار بساط بیهوده و بدون درنظر گرفتن نتیجه ای مثمر ثمر هدر می دادیم. فرمان و اختیار ما از خوردن و نخوردن تا رفتن و نرفتن کاملا" در دست مواد بود و صبر و زمان برایمان مفهومی نداشت. در کنگره بسیار شنیده اید که مواد روانگردان وخصوصا" شیشه که خود من مصرف کنندۀ آن بودم؛ زمان را از دست ما خارج می کند؛ در این زمینه تجربۀ خودم را می گویم؛ من وقتی در محل کارم برای چند دقیقه مصرف به دستشویی می رفتم؛(خصلت شیشه مصرف مداوم آن است) حدود ساعت دوازده می رفتم دستشویی که یک دود یا دو دود بگیرم و زود خارج شوم ولی چند ساعت بعد درب می زدند و مرا با مصیبت و التماس از دستشویی بیرون می کشیدند؛ و واقعا" من آن چهار ساعت را احساس نمی کردم چون شیشه؛ زمان را از من دزدیده بود و همین زمان از مسائل مهمی است که کنگره دقیقا" از روز اول نقش آن را پر رنگ می کند؛ هیچ چیز در کنگره لحظه ای و آنی اتفاق نمی افتد برای رها شدن بایستی یازده ماه سفر کرد؛ برای نگهبان جلسه شدن باید شش ماه از رهایی گذشته باشد و حتی برای ترک سیگار باید سه ماه رهایی داشته باشید و در همۀ قسمتها یکی از پیش نیاز های اصلی زمان است چرا اینکار را می کند؟ چون یکی از پایه های آفرینش زمین خاکی زمان است؛ زمین زمان دارد و به همین دلیل مهد آموزش است. زمان بوجود آمده تا در آن بتوانیم آموزش ببینیم یا اگر در جایی بیراهه رفتیم بتوانیم آن را اصلاح نمائیم.
صبر مدیریت می خواهد؛ شخصی گریز می زند و صبر می کند که درست بشود ولی با چنین صبری چیزی درست نخواهد شد. در کنار صبر باید کلیدهای دیگر نیز بکار گرفته شوند؛ شما اگر صبر می کنید و نظم؛ حضور؛ خدمت و مصرف به موقع دارو را ندارید؛ نتیجه ای نخواهید گرفت اگر قرار بود با صبر همه به درمان برسند که ما اینجا نبودیم!
گاهی نیز صبر را به درستی پیشه کرده ایم؛ اما در مرحله ای صبرمان تمام می شود؛ اما به قول راهنمایم که می گفت صبر که تمام می شود؛ جایی نرو چون تازه معرفت شروع می شود. همیشه مثال ورزشکاران رزمی کار را می زد و می گفت که آنها ساعتها تمرین می کنند و وقتی خسته می شوند پس از آن چند ساعت هم تمرین می کنند چون در حالت خستگی است که بدن در حال ساخته شدن است؛ به عبارتی وقتی صبر تمام می شود معرفت شروع به ساختن انسان و تیشه زدن می کند و این بسیار مهم است که در وادی پنجم هم به آن اشاره شده که ما بایستی در صبر بی صبری نکنیم.
و اما استقامت که با صبر رابطه ای تنگاتنگ دارند؛ به معنی مقاومت؛ پایداری و حرکت در حین صبر است. زندگی یا درمان اعتیاد در مراحلی بسیار سخت می گردد که باید به این گونه باشد؛ در تمثیلی از کارهای ضد ارزش؛ همیشه گفته ام که من صد میلیون چک کشیده ام و در لحظه برگشت می گویم خدایا دیگر این کار را انجام نمی دهم؛ خدا قوت و خداوند هم حمایت می کند اما چک برگشتی را چه کسی باید پاس کند؟ من اگر تصور می کنم چون از پشت به نور به سمت نور شده ام همه چیز حل خواهد شد؛ سخت در اشتباه هستم؛ بایستی بازپرداخت بدهی نموده و محل چکها را پر نمایم. تخریب را من ایجاد نموده ام؛ نشئه گی برای من بوده؛ آیا زمانی که نشئه بودم به کسی گفتم که بیا نشئه گی را با من سهیم شو؟ زمانی که تک بعدی بودم برای خود بودم و حالا هم اگر سختی و فشاری بوجود می آید باید تحمل و استقامت کنم؛ سفر در کنگره در عین آسانی سخت است و بسیار سفر باید تا پخته شود خامی. کنگره چیزی به مفت به کسی نمی دهد؛ همه چیز تحت صبر و استقامت بدست می آید و نکتۀ متفاوت این است که این استقامت شیرین است؛ نه مقاومتی تلخ و تحت فشار؛ این شکنجه نیست؛ بلکه استقامتی است که راندمان و نتیجه اش روشنایی و رسیدن به حال خوش است.
سقوط آزاد نمونۀ بارز برای استقامت در سفر است؛ شخص اگر بداند که بعد از سقط آزاد چه چیزی در انتظارش است به سر دویدن آن را انجام می دهد؛ اما اکثرا" از آن می ترسند. من باید چیزی را رها کنم؛ یا خرج کنم و یا باید تلاشی بکنم تا به رهایی برسم واگر نه چیزی عایدم نخواهد شد. تمام کسانی که رها شده اند تحت فشار بوده اند چه مالی؛ چه معنوی و چه خانوادگی. همۀ ما بایستی در مسیر حرکت کرده و بر روی کم کردن ضد ارشها کار کنیم آقای مهندس دژاکان همیشه می گویند سنگی که می خواهد لوح زرین شود باید تیشۀ سخت بخورد و در نهایت ما با کاشتن صبر و استقامت و حرکت درست در کنگره؛ گلی به نام آرامش را برداشت خواهیم کرد؛ که آن تعادل در رفتار کردار گفتار و پندار و پایداری در آن است. ما برای اینکه انسانی باشیم که تا کنون نبوده ایم بایستی کارهایی انجام دهیم که تا کنون انجام نداده ایم؛ از اینکه به صحبتهای من توجه کردید سپاسگذارم.
نگارش:مسافر محمدرضا
نمایندگی استادمعین جمعیت احیای انسانی کنگره60 ،راهنمایی ، پیشگیری ، درمان با روش تدریجی ( DST ) به صورت رایگان