نقاط ضعف در پس نقاط قوت هستند
1. با کسی که تاکید دارد وابستگی در رابطه به وجود نیاید چگونه باید برخورد نمود و خود چه کنیم که در رابطه ای وابسته نشویم؟
- باید صراحتا بگویم این مسئله ترس است. در واقع چنین افرادی با دست پس می زنند و با پا پیش می کشند. این تزلزل در شخص است یعنی خود نمی داند چه می کند و به کاری که می کند شناخت ندارد. همچنین او از مسئولیت می ترسد. افراد باید ابتدا مسائل را برای خود تحلیل نمایند در غیر این صورت چیزی جز اتلاف وقت و آسیب برای او نخواهد بود. سی دی موانع محبت می تواند بسیار کمک کننده باشد. باید احساس مالکیت در افراد معقول باشد و این بسیار راه گشاست.
2. در محل کار یکی از همکارانم بسیار حرف می زند و این مسئله حال من را خراب می کند ، باید با او چگونه رفتار کنم؟
- تا شما مشتری این فرد نباشید ادامه نخواهد داد. اگر صادقانه نگاه کنید خواهید دید خود شما به نوعی او را استقبال می کنید. اگر به صحبت های این افراد بها ندهید دنبال شخص دیگری خواهند رفت.
3. چگونه نفرت و دلسوزی به عشق تبدیل می شود؟
- در سی دی گره عشق و زخم عشق در اینباره صحبت شده است. خاصیت انسان این است که وقتی چیزی را دوست دارد تلاش می کند تا آن را بدست آورد ، زمانیکه آن چیز را به فرد نمی دهند تلاش بیشتری میکند و گاهی عصبانی می شود ، وقتی احساس نماید نمی تواند آن را بدست آورد دچار ترس می شود. در نهایت بعد از تلاش های بسیار وقتی نتیجه نگیرد ، از آن فرد دچار نفرت خواهد شد. ممکن است مسئله علمی باشد مثلا آموختن زبان خاصی که بعد از تلاش بسیار و بعد از مدتها به نتیجه نمی رسید و هر زمان نام آن زبان بیاید منزجرمی شوید.
این ناکامی است. ما باید مسائل را با خود حل نمایم. موانع درون خود افراد است اما به دلیل اینکه در درون است قابل رویت نیست اما بیرون را به راحتی می توان دید.
برای دیدن درون ما به آینه نیازمندیم. آینه ها چه هستند؟ تمام افرادی که در کنار ما وجود دارند آینه ما هستند. گفته می شود تکامل در جمع صورت می گیرد چون اطرافیان چیزهایی از ما را به ما نشان می دهند که در حالت عادی و تنهایی نمی توانیم آنها را بیابیم. این بسیار دردناک است. برای اینکه اشکال کار پیدا شود باید با چیزی روبرو شویم اما بعد از آن سوختن و تبدیل شدن به گلستان است.
داستان حضرت ابراهیم همین است. تبدیل آنش به گلستان ، تبدیل نفرت به عشق است. حضرت ابراهیم توانسته بود نفرت خود را به عشق تبدیل نماید که در سی دی شرک در اینباره صحبت می شود.
4. من باورهایم را در رابطه مسافرم از دست داده ام و نمی توانم او را باور کنم. تمام حرف های او برای دروغ است و این باعث ناراحتی در من شده است.
- این بدترین وضعیت در شماست. اینکه باور خود را از دست بدهید و اعتماد نکنید. پایه هر چیزی برای به وجود آمدن اعتماد است. برای اینکه بخواهید کسی را دوست داشته باشید باید اعتماد کنید و اگر اعتماد نباشد فاصله خواهید گرفت.
اعتماد است که جریان تبادل انرژی در هستی را به وجود می آورد. وجود هر انسانی دروازه هایی دارد که پنهان است. وقتی دروازه ها بسته باشد انسان نمی تواند از محیط انرژی دریافت نماید و وقتی انرژی دریافت نشود حسی پدید نمی آید. وقتی اعتماد وجود نداشته باشد ما دروازه ها را می بندیم و اجازه نمی دهیم حسی جاری شود.
سی دی مثلث شخصیت را گوش دهید و ببینید از کدام قسمت آسیب دیده اید.
5. با خودکم بینی چگونه مبارزه نماییم و با ترس در هنگام عمل چگونه مقابله
نماییم؟
- باید به آرامی نیروهای خود را پس بگیریم. ترس در اثر نیروهایی است که زمانی در
اختیار ما بوده است و از ما گرفته شده است. اگر بتوانیم نیروها را پس بگیریم ترس
ها به آرامی از بین می روند. با یک روز جنگیدن نمی شود به نتیجه رسید. گاهی نکته
ای در جهانبینی کوتاه بوده و حال ما را خوب می کند اما گاهی ما باید برای به وجود
آوردن صفتی در خود باید مدتی تمرین نماییم. کار روی این زمینه به تلاش نیاز دارد.
6. به نظر شما نوشتارهای سی دی با گوش کردن سی دی ها تفاوت دارد؟
- بله ، شنیدن کی بود مانند دیدن. هر کدام طعمی دارد اما مسلما تاثیر هر کدام متفاوت است. برخی افراد شنیداری هستند و برخی دیداری هستند. باید ببینید کدام حال شما را بهتر می کند.
7. زندگی من سراسر گرفتاری بوده است و هنوز مشکلاتم ادامه دارد. هیچگاه آرامش ندارم و همیشه در اضطراب هستم باید چه کار کنم؟
- فتح قله مراحل مختلفی دارد. تا زمان رسیدن به قله باید از موانع زیادی عبور نمایید. گاهی دامنه است و سریع جلو می روید ، گاهی به صخره می رسید و ...
استاد سیلور می فرماید : تکامل با حل مسائل پی در پی اتفاق می افتد.
مراحلی که در کوه اتفاق می افتد چند ایستگاه می باشد که باید طی شود. وقتی درس را آموختیم آن قله را فتح می نماید. مثلا در قله رهایی ، مسافر باید ایستگاه های زیادی را طی نماید تا به قله برسد. این ها زحمت زیادی می خواهد و زمانیکه قله فتح شد مشکلاتی از آن جنس وجود نخواهند داشت.
مشکلات سبک می شوند و به آرامش می رسید در نتیجه نباید از تلاش دست برداریم. باید بیاموزیم توقع خلاصی از مشکلات را نداشته باشیم. هر مشکل از دیدگاه خود رحمت است. وقتی مشکلات را حل می کنیم به ما اعتماد به نفس و قدرت و انرژی داده میشود. گاهی ما مشکلات را حل نمی کنیم و تنها آنها را رد می کنیم در واقع درکی از آنها نداریم. اگر ما مشکلات را درک کنیم و از حل آنها انرژی دریافت کنیم مسائل زیادی در ما حل می شود.
خلاصی ها انرژی را از ما می گیرد. ما می خواهیم در زندگی از مشکلات خلاص شویم به همین دلیل خستگی به خستگی های ما اضافه می شود و آرامشی نخواهیم داشت. باید لذت حل مسئله را داشته باشیم.
8. برای رسیدن به خواسته ها چگونه می توانیم آن را طلب کنیم و رها کردن یعنی چه؟
- گاهی مسائل زیادی در اطراف ماست و ما نمی توانیم متمرکز شویم. انسان ها نمی توانند همه چیز را با هم داشته باشند.
گاهی انسان باید چیزهایی را طلب نکند. طمع در کارها این است که می خواهیم چندکار را با هم انجام دهیم و اینگونه انرژی ما پخش می شود.
رها کردن نیز همان مسئله مالکیت و محبت است. هم مسئله مالکیت انسان را جذب می کند و هم مسئله محبت. وقتی بخواهید مالک چیزی باشید آن را در آغوش می گیرید همچنین اگر بخواهید محبت کنید آن را در آغوش می گیرید اما این دو کاملا متفاوت هستند و از جنسی دیگرند.
در چیزهایی که می خواهید داشته باشید و در اسارت خود نگه می دارید حکمت الهی وجود دارد. خداوند طبق حکمت انسان را از رسیدن به آن موضوع محروم می نماید چراکه می داند بدست آوردن آن برابر است با آسیب دیدن فرد.
9. فرزندم هیچ انگیزه ای برای درمان شیشه ندارد من نمی دانم چه کنم؟
- اگر کسی وارد رستوران شود و بگوید من هیچ غذایی نمی خواهم نمی توان غذا آورد. باید نیاز در فرد به وجود آید. باید درد را تجربه کند و خماری بکشد ، باید قبول کند که مشکلی دارد.
10. با مسافرانی که سخت سفر می کنند باید چگونه رفتار نمود؟
- بهترین راه برای کمک به نزدیکان این است که آنها را باور کنیم. باور ما نسبت به دیگران و اعتماد به آنها بیشترین کمک به آنهاست. اگر کسی را باور کنید به آنها قوت قلب می دهد ، به صور پنهان منتقل شده و به آنها خوراک داده می شود.
11. هرگز نمی توانم حرف های دلم را با مسافرم درمیان بگذارم ، آیا این دلیل بر منیت و خودخواهی من می باشد؟
- دیوار بلندی از بی اعتمادی در شماست و باید اعتماد شما بازگردد. شما سعی کنید ، در مشارکت تمرین کنید و در لژیون حرف خود را بزنید. گاهی برای انجام کاری فضا لازم است. اگر فضای مناسبی وجود ندارد باید آن را فراهم نمایید. باید فضا را از حالت آلوده خارج کنید و این مستلزم تلاش است.
برای اینکار باید از خود شروع کنید و زمان مناسب برای حرف زدن بسیار مهم است. اگر احساس می کنید برای حرف زدن شرایط مناسب نیست به حس خود اعتماد نمایید و بگذارید زمان سپری شود.
اگر مسافر شما در پله ای است که هنوز شرایط خاصی دارد مجددا صبر کنید تا شرایط برای حرف زدن مهیا شود. یکدیگر را باور کنید ، دوست داشتن و عشق بلاعوض را تمرین کنید تا فضا مناسب شود. وقتی فضا مناسب بود و زمان فرا رسید صحبت کنید.
در صحبت کردن تهدید کردن ، ایراد گرفتن ، زیر سوال بردن طرف مقابل و ... ایجاد مشکل می نماید. در واقع به فرد ضربه می زنید و انتظار صبوری از او دارید. حس خوب باعث نتیجه مثبت می شود. اگر می خواهید حرفی بزنید باید آن را پالایش کنید و بدی های آن را بگیرید سپس حرف خوب را در زمان مناسب انتقال دهید. البته باید شخصیت طرف مقابل را در نظر داشته باشید که اینگونه پذیرش فرد ساده تر و قابل قبول تر است.
با احترام همسفر الناز رک
نمایندگی استادمعین جمعیت احیای انسانی کنگره60 ،راهنمایی ، پیشگیری ، درمان با روش تدریجی ( DST ) به صورت رایگان