وادی ها،قوانین جاری در زندگی هستند
سخنان استاد:
وادی های کنگره60 از وادی اول تا وادی چهاردهم؛ قوانین جاری در جهان هستی و زندگی ما هستند. وادی ها قوانینی جاری هستند و مجموعۀ این قوانین در تمام مراحل زندگی و هر چه که با آن سر و کار داریم؛ کاربرد دارند. وادی اول می گوید با تفکر ساختارها آغاز می گردد و بدون تفکر آنچه هست رو به زوال می رود؛ در قسمتی از متن وادی نوشته شده؛ هر چیزی برای خلق شدن و بوجود آمدن نیاز به یک تفکر یا اندیشه دارد. مهم این است که چرا در کنگرۀ 60 تفکر در وادی اول قرار گرفته است؛ برای اینکه ما بتوانیم ساختار جدیدی را شکل دهیم؛ بایستی در مورد آن تفکر نمائیم. در زندگی همیشه تصور می کردم که من خیلی فکر می کنم و گاهی نیز دچار توهم شده و می گفتم من خیلی متفکرم و انسان دانایی هستم. خیلی از انسانها نیز به این گونه اند حتی اگر به ظاهر هم عنوان نکنند در باطن و درون خود دائما" آن را تکرار می کنند. ما اکثرا" راجع به انسانها؛ خلقت؛ پزشکی؛ نجوم و در کل به همه چیز فکر می کنیم؛ اما با نگاهی متوجه می شویم که زندگی ما رو به زوال؛ تاریکی و انهدام پیش می رود. در گذشته این گونه فکر می کردم که اگر اوضاع و شرایط من به هم ریخته و نابسامان است به دلیل محیط اجتماعی؛ خانواده و موضوعاتی از این دست است و هیچگاه علت را در خود نمی دیدم؛. من نمی دانستم که چیزی که راجع به آن تفکر و تعقل می کنم در نهایت روزی ساختاری را بوجود خواهد آورد؛ گاهی نیز می گفتم من افکار زیادی دارم پس چرا ساختار جدید ایجاد نمی شود؛ ولی مدتی بعد متوجه شدم که من فقط فکر می کردم و تفکری در کار نبوده است. شاید در روز افکار متعددی در ذهن ما خطور کند؛ اما تفکر مانند ذره بینی است که آن را بر روی یک نقطه خاص متمرکز می کنیم. نکته حائز اهمیت این است که تفکر این طور نیست که فقط در انجام ساختارها و اعمال درست نتیجه بدهد اگر درست نگاه کنیم گاهی ما در مورد بهم ریختگی های درونی و مشکلاتی که داریم تفکر می کنیم؛ معمولا" تفکر درست و ارزشی کار دشواری است و تفکرات منفی و ضد ارزشی به آسانی صورت می پذیرند. ما چه تفکر درست و چه تفکر غلط داشته باشیم در حال شکل دادن به ساختاری هستیم؛ در همین راستا اکثر اوقات به مسائل ارزشی فقط فکر کرده و تفکر نمی کنیم و در مسائل منفی ناخودآگاه وارد پروسۀ تفکر می شویم که بعد از مدتی با محصول آن که همان هم ریختگی است مواجه می شویم. وقتی ما متمرکز شده و تفکر می کنیم در کائنات هر چیزی که همسو با تفکرات ما است را جذب می کنیم.
حال سئوال اینجا است که برای ایجاد ساختار و آغاز درست چه باید کنیم؟ کاری که من کردم این بود که شروع تفکر در مورد موضوعات را با طرح یک سئوال انجام دادم؛ مثلا؛ آیا من برای درمان وارد کنگره شده ام؛ آیا با تمامی وجود می خواهم درمان شوم؟ عزیزانی که پس از گذشت چند ماه هنوز درگیری دارند باید این سئوال را از خود بپرسند و راجع به آن تفکر کنند. اگر من بتوانم در خلوت خودم و تفکر خودم جواب این سئوال را پیدا کنم؛ مطمئنا" در مواقع بحرانی و در شرایط و مکانهای ناخواسته ای که قرار می گیرم؛ می دانم که چه کاری را باید و چه کاری را نباید انجام بدهم. این سئوال سوالی است که اگر یک سفر اولی از خود بپرسد پروسۀ درمان خود را به راحتی به اتمام می رساند و هیچ چیز و هیچ کس نمی تواند مانع رسیدن وی به هدفش باشد.
تفکر کردن نیاز به زمان و مکان مناسب دارد؛ من ابتدا باید بیاموزم و بدانم که در کجا و در مورد چه چیزهایی تفکر نمایم؛ موضوعاتی نیز مانند برنامه ای که راهنمایان می دهند وجود دارد که تفکر به آنها به من ارتباطی ندارد و نباید در این امور دخالت نموده و فقط باید آنها را اجرا نمایم؛ و این ارتباط نداشتن به دلیل تجربه نکردن و ندیدن آموزش در مورد چگونگی عملکرد متد است.
نگارش:مسافر محمدرضا
نمایندگی استادمعین جمعیت احیای انسانی کنگره60 ،راهنمایی ، پیشگیری ، درمان با روش تدریجی ( DST ) به صورت رایگان