آنچه باور است محبت است و آنچه نیست ظروف تهی است
مگر می شود اسم این کار را محبت گذاشت؟! مدتی گذشت و در ادامه؛ این موضوع منجر به باز کردن فروشگاهی توسط من شد؛ در همان اوایل با فردی کار می کردم و او بلایی را که بر سر برادرم آورده بودم عینا" بر سرم نازل کرد؛ صحبتهایی که در مورد کارما در کنگره می شد برایم عینیت یافته بود؛ دیدم او عین بلاهایی که من بر سر برادرم آورده بودم را در حق من انجام می دهد و خوشبختانه چون در کنگره در حال آموزش و یادگیری بودم خداوند را صد هزار مرتبه شکر کرده و گفتم خدا کند همه بازپرداخت ها به این صورت باشد. در مواقعی محبت معنای واقعی دارد و گاهی نیز در پشت آن بلایی نهفته است؛ در کنگره هر چه هست رحمت است؛ اگر بواسطه آموزشهای کنگره بخشش را یاد می گیریم جای آن بخششیدن ها چیزهای بهتری عایدمان می گردد؛ اگر تاریکی را می بخشیم در عوض روشنایی به دست می آوریم؛ اگر مواد مخدر را می بخشیم در عوض دینورفین و اندرفین طبیعی بدن که سالهای سال آن گم کرده بودیم جایگزین می گردد؛ اگر از بیداری شب می گذریم در عوض لذت بیداری صبح زود را تجربه می کنیم.
در زمان مصرف مواد مخدر همیشه وسط روز وقتی که سوخت مواد خارجی تمام می شد؛ توسط خمیازه از خواب بیدار می شدم؛ اعتیاد طی سالها ساختارهایی را در من شکل داده بود و یکی از آنها بیدار شدن با حال خراب بود؛ در کنگره گفتند یازده ماه صبر؛ تحمل؛ خودداری و ... را در کنار هم قرار دهید تا پرونده مواد مخدر شما برای تمام عمر بسته شود؛ این لطف و محبت برای همه ما آرزوی بزرگ و دست نیافتنی بود ولی در اینجا امکان پذیر شد؛ از ذرات جرقه می توان به روشنایی وسیع رسید؛ باید این جرقه در ما زده شود و مطمئنا"روزی زده خواهد شد پس هر چه زودتر این اتفاق زیبا رخ بدهد بهتر است.
نمایندگی استادمعین جمعیت احیای انسانی کنگره60 ،راهنمایی ، پیشگیری ، درمان با روش تدریجی ( DST ) به صورت رایگان