در مورد اینکه آیا همه افراد در کنگره با هم برابرند؛ باید بگویم که این قضیه دو روی یک سکه است؛ هم می توانیم بگوییم بلی و هم می توانیم بگوییم خیر. بلی چون همه انسان هستیم و خیر به دلیل اینکه همه افراد نمی توانند در کنگره با هم برابر باشند اگر اینطور باشد عدالت بی معنی می گردد. چگونه می شود بدون تلاش و بدون خدمت کردن جایگاه بدست آورد؛ کسی که راهنما؛ مرزبان و حتی نگهبان نظم می شود تلاش کرده و در حال تلاش است؛ ارتقاء جایگاه به دلیل سعی و کوشش افراد است؛ هر کس به اندازه عقل؛ و دانایی که بدست آورده؛ برای بدست آوردن آن تلاش می نماید. بی دلیل نیست که می گویند؛ وقتی وارد کنگره شدید؛ هر چه اطلاعات در خورجینتان دارید در بیرون گذاشته و داخل شوید؛ چون اگر چیز هایی که ما می دانستیم به کارمان می آمد به این وضعیت دچار نمی شدیم؛ وقتی با ظرف خالی وارد شویم می توانیم دانایی و آگاهی های مفید و قابل انتقال را برداشت نمائیم و دیگران را با این آگاهی از منجلاب ها و تاریکی ها  نجات دهیم.

انسان هیچ چیز نیست جز سعی و تلاش خودش؛ و با عملکرد ما مشخص می شود که چه هستیم؛ دانایی جایگاه ما را مشخص می کند؛ وقتی کسی حرفی ناشایست  می زند و من با او درگیر می شوم, چه فرقی است میان من و او؟ با این وضعیت نمی توانم در مورد عدالت و بی عدالتی در کنگره نظر بدهم چون دانایی کسب نکرده ام؛ اگر به دانایی عمل کرده و آن را به فرآیندی موثر در زندگی تبدیل نمائیم خود به خود در رفتار و منش ما بروز می یابد و عملکرد ما بازتابی مثبت در دیگران خواهد داشت و آنگاه است که پیرو آن عدالت برقرار خواهد شد.

کسی که خواست داشته باشد؛ هدف را مشخص کرده و  همیشه در حرکت است و در حال تغییر و تبدیل است؛ و هم اکنون در حال مشخص کردن جایگاه خود است که این خواست از لباس پوشیدن و رفتار و برخورد با دیگران گرفته تا  حفظ تمام حرمتها؛ در رفتار و کردار آن شخص مشهود است.