تمامي امكانات ووسايل وسرويسهايي كه دراختيار افراد خواهان رهايي از اعتياد قرار مي گيرد به مراتب مطلوب تر از مراكزي است كه از طرف يك يا چند ارگان دولتي وخصوصي حمايت مي شوند واگر از جنبه (بازدهي ) و نتييجه گيري در مورد درمان اعتياد نيز به اين جمعيت احياي انساني ، بنگريم و  مطالعه اي گذرا بر آمار رهايافتگاني كه دراين مكان به درمان قطعي رسيده اند (درمورد همه مواد مخدر ) ، داشته باشيم به خوبي در ميابيم كه تنها عاملي كه در اين همراهيهاي بي بديل ، افراد درمان شده را به فعاليت و حضوري بدون چشمداشت مالي ترغيب مي كند ، همانا عشق و محبتي است كه در كنگره 60 موج مي زند و (احساس ديني ) كه افراد رها يافته به اين مكان مقدس دارند .
اكثريت افرادي كه آشنايي چنداني با كنگره 60 ندارند ، پذيرش اين مساله كه راهنمايان كنگره هيچگونه حقوق و مبلغي در قبال صرف وقت و نيرويشان  دريافت نمي كنند ، بسيار سخت وغير قابل هضم مي باشد . البته اين امري است  طبيعي كه افرادي كه خارج ازكنگره هستند احساس كنند در دوره اي كه صلح ودوستي جاي خود را به نفرت وحاكميت مطلق ماديات داده وبه قولي پول حرف اول را مي زند مگر ممكن است چنين مكاني وجود داشته باشد ؟ مگر ممكن است فردي از زماني كه مي تواند به كسب وكار بپردازد ويا دركنار خانواده اش باشد صرف نظر كند وبدون هيچ مزدي در مكاني فعاليت داشته باشد ؟ مگرممكن است فردي كه تمام جايگاههاي شغلي واجتماعي خودرابواسطه اعتيادازدست داده وديگر چيزي براي از دست دادن نداشته وتمام درها را بسته مي ديده ، بتواند جايگاه هاي گذشته اش را بدست آورد و هرروز پايه هاي مالي ومعنوي اش مستحكم تر ازروز قبل بشود ؟ ودهها سوال و شبهاتي كه ممكن است در ذهن هر فردي كه در اين دوره وانفسا خطور نمايد و احساس كند كه اعتياد درماني ندارد ، احسا س كند درزمانه اي كه روابط انساني كمرنگ شده وحتي براي لبخندي محبت آميز و دستاني قابل اطمينان مي بايست بهاي گزافي پرداخت ، ديگر مكاني وجود ندارد كه محبت وحيات را مجاني به انسانها عرضه كند ...
حدود يكسال از آشنايي من با كنگره مي گذرد ، دراين مدت باتمام وجود پاسخ سوالاتي را كه دراوايل سفرم در ذهن مخدوش ونابسمانم خطور مي كرد ، يافته ام . حالا ديگر مي دانم كه هنوز هم كساني هستند كه يك مصرف كننده (اخر خطي ) را در آغوش بگيرند واورا به روزهاي روشني مژده دهند وبه بگويند : توهم مي تواني !!


آري هنوز هم جايي براي عشق ورزيدن هست!!

نوشته مسافرعلی ضیاء

منبع : dst60