خیلی خوشحالم که بعد از مدتها فرصتی شد تا بتوانم در این جایگاه قرار بگیرم و خدمت نمایم و از نگهبان و دبیر نیز تشکر میکنم.

اما در مورد دستور جلسه و که چی، معمولاً اولین چیزی که در مورد این دستور جلسه به ذهن شخص می رسد این است که یک سوالی است که میتوان در جایگاه های مختلف آنرا بیان کرد و کاربردهای زیادی نیز دارد؛اما پرسیدن سوال کمترین چیز و کمترین کار ممکن است زیرا باعث میشود که به کاری که میخواهیم انجام دهیم کمی تأمل و فکر کنیم.

در آموزشها و ساختارهایی که در کنگره شناختیم، می دانیم که اکثراً همه چی از نفس شروع می شود و مطمناً همه ما تا الان متوجه شده ایم که خواستهای درونی مان متنوع و بسیار است و این تنوع خواسته ها می تواند انسان را به جاهایی ببرد که نتیجه آن بعدها روشن میشود و روشن ترین مثالی که میتوانم بزنم همین مواد و مصرف آن است که اول کار با یک خواسته کوچک و ساده شروع شد و بعد از مدتی از کمترین به بالاترین نقطه در تاریکی رسیدیم، اگر همان اول کار که چی را از خودمان میپرسیدیم هیچ وقت به مشکل بر نمیخوردیم.

که چی،زمانی که شخص در حال مصرف است به نظر من کاربردی ندارد بلکه زمانی کاربردی می شود که بخواهیم از تاریکی ها و ضد ارزشها دور شویم.

 اگر بخواهیم فقط به عنوان یک سوال ساده به آن نگاه کنیم می بینیم که فقط پرسیدنش نمی تواند ما را از کاری که انجام میدهیم منصرف کند، بلکه چیزی که باعث منصرف شدن از انجام آن میشود پشتوانه اطلاعاتی است که در زمینه انجام آن کار داریم و از مضرات و تخریبها و منفعات آن کار آگاه هستم.

خیلی وقتها در سفر اول مسافر دلیل فرمان راهنما را نمی فهد و نباید هم کاری به دلیل آن داشته باشد زیرا اگر دنبال دلیل باشد ممکن است آگاهی و دانشش کافی نباشد و مسیر غلط را انتخاب کند.

قبل از اینکه سوال که چی را از خودمان بپرسیم خیلی مهم است که پشتوانه اطلاعاتی کافی داشته باشیم تا بتوانیم راه و مسیر درست را پیدا کنیم و به آن عمل نماییم.

امیدوارم که همه شما برای که چی های خود پاسخی مثبت و راهی روشن و ادامه دار پیدا کنید.

 

با احترام مسافر محمدرضا