در واقع آن چه که در این دستور جلسه مطرح است و مد نظر کنگره 60 است "که چی " هایی است که ما را در تاریکی نگه می دارند و تمام باور و موجودیت ما را می گیرند و حتی قدرت تفکر و حرکت را از ما سلب می کنند و دقیقا کاری که باید انجام داد همین است که حرکت کرد و پوست انداخت اما آسان نیست و تنها راهش کسب آموزش و بالا بردن دانایی است.

افرادی که از دانایی بالایی برخوردارند و تصویر واضحی از مسیر پیش روی خود دارند و به خوبی می دانند که چه باید بکنند، قطعاً این را هم می دانند که وقتی گفته می شود"که چی" مشارکت کنی؟"که چی" سی دی گوش دهی" و در نهایت "که چی" به جلسات یروی؟ دنبال جواب نیست و این یک تعیین تکلیف است این یعنی نیازی نیست حرکت کنی و به رشد برسی و آن که خواهان رهایی باشد و خواست مبنی بر درمان داشته باشد این سوال نه تنها او را گمراه نمی کند بلکه مصمم تر نیز می کند چرا که هدف او را به یادش می آورد.

و... اما آن که تکلیفش با خودش روشن نیست و نمی داند از کجا آمده و آمدنش بهر چیست در این بین این که به کجا برود و سرگرم چه کاری باشد را این "که چی" ها و نیروهایی که حکم تخریب و بازدارندگی دارند روشن می کند؛آن ها می گویند به کجا برو و یا اصلا نرو چرا که آن ها هدفشان گرفتن " زمان" و فرصت هاست در اصل آن ها می خواهند بگویند "که چی" زندگی کنی ،از این رو با سوال های کوچک تمام اعتماد به نفس و باور و موجودیت فرد را می گیرند و بعد که او را نا امید ساخته ،قدرت تفکر و تلاش را از او می گیرند.

و برای مقابله با این امر باید پیوسته آموزش دید و خدمت کرد و به سلاح علم و ایمان مجهز شد چنین فردی همواره وصل است و اتصالش با نیروهای الهی و چرخه حیات برقرار است و به بیان بهتر ریشه اش در خاک وشاخه هایش  به آسمان است ،چنین شخصی از تعادل و حال خوش برخوردار است هیچ گاه در بیهودگی سیر نمی کند و ان قدر به دانایی رسیده که بداند جواب چه سوال هایی رابدهد ! که چی" یعنی چه کاره ای؟ یعنی برای چی؟ یعنی چند چندی ؟یعنی می خواهی چه کنی و برای رسیدن به جواب آن باید حرکت کرد و از خود شروع کرد تا به خود رسید.

السوال نصف العلم...

مهم نیست که این "که چی " ها مطرح شود بلکه مهم این است که به این "که چی" ها چه پاسخی بدهیم؛قانون جاذبه درست زمانی کشف شد که برای نیوتن سوال ایجاد شد اما در پاسخ به ان نیوتن چه کرد؟؟

قوانین زمانی وضع می شوند و ساختارها و علوم زمانی به درستی پدیدار می شوند که در راستای آن تلاش، تمرکز ،حرکت و استقامت به خرج دهیم و تمرکز اصلی باید بر خودمان باشد و نیروهای منفی دقیقاً می خواهند همین را از ما بگیرند.

"چرایی" ها همیشه مطرح می شوند مهم به "چگونگی " آن رسیدن است ومهم تر از آن...حفظ خود و مراقبت از خویش خویشتن و توجه وتمرکز داشتن به تمامیت خود است.

و در آخر...

<<مراقب خود باشید و پایداری یادتان نرود؛مراقب روح خود، احساس خود ،مبادا "زندگی لب تاقچه عادت از یاد "من " و "تو" برود/.>>

با احترام:همسفر آمنه