"که چی؟" برای" انسان" پیش می آید چون انسان از مرحله ی نباتی وارد مرحله ی حیوانی و بعد انسانی می شود،دارای عقل و روخ می شود.در مرحله ی حیوانی نفس است که حاکم بر اوست و اگر حیوان هر کاری انجام می دهد به دلیل غریزه و نفس اوست و ذره ذره بالا می آید که معلوم نیست چه قدر طول می کشد تا وارد مرحله ی انسانی شود.

و در مرحله ی انسانی است "که چی" معنا پیدا می کند و می گوییم که چی؟

اگر خوب دقت کنیم می بینیم اگر انسانی آرام آرام سقوط کند به خودش نمی گوید "که چی" چون هم لذت می برد و هم فشاری به ما وارد نمی شود چنان چه در وادی قبل هم گفته شد مثلا اگر شخص سیگاری به او تعارف شود و یا مواد مصرف کند تا در لذت به سر می برد چشمانش را می بندد و نمی گوید "که چی؟"

اما همین که شخص بخواهد از تاریکی برگردد"که چی" ها شروع می شود؛برای چه وقت بگذاری و بروی جلسه برای چی مشارکت کنی برای چی وقت را اینجوری تلف کنی برو بازار بگرد و کفش بخر مانتو بخرو...

من همیشه در لژیون مثال می زنم وقتی شخصی حالش خوب است و لذت می برد و می خواهد با این حال خوش نماز بخواند سر درد می گیرد، کمر درد می گیرد و به هزار مشکل بر می خورد چون ساختار های منفی وارد عمل می شوند و کار نیروهای تخریبی و بازدارنده این است یا تخریب ایجاد می کنند و یا ما را نگه می دارند تا فرصت و زمان را از دست دهیم و گاهی که زیاد سرو صدا می کنند باعث می شوند ما جهت را از دست بدهیم.

...گاهی می آییم به تعادل برسیم جهت را گم می کنیم و می بینیم تبدیل به آدم زورگو شده ایم تبدیل به دیکتاتور کوچک که آقای مهندس فرمودند.

گاهی نفسمان می گوید تو که کارت درسته تو چند سال است می آیی این ها نمی فهمند و هزار سوال "که چی"دیگر مطرح می شود که شخص مسیرش را عوض می کند.

عبادت خداوند واجب است اما گاه عبادت می شودبیماری،حجاب؛گاهی عبادت می کنیم که دیگران ببینند،عبرت بگیرند، که من این کاره ام و تو این کاره ای و همین تخریب ایجاد م ی کند.

این همه رنگ . مد عوض می شود آخرش "که چی"؟ آیا ارزش من به لباس من است؟به طلا و جواهر من است یا ارزش من به تلاش من است به چیزی است که در جهان های دیگر بتوانم از آن استفاده کنم.

یادمان باشد اگر نتوانیم توجیه درستی رای نفس پیدا کنیم نفس ما را به بی راهه می برد ،اگر می خواهیم درمان شویم باید بدانیم برای چه می خواهیم درمان شویم.

و در آخر چیزی را که من همیشه به دختر خود می گویم "اگر ندانی کجا می خواهی بروی سر از همه جا در می آوری،اگر سرگردان باشی هر کس دست تو را می گیرد و به هر جا می برد.

سپاسگزارم و جلسه را به مشارکت می گذارم تا از صحبت های دیگران استفاده کنم.

با احترام:همسفر آمنه