انسانی که خواسته و تمنا دارد به رشد نزدیک می گردد و هر لحظه به آن جا که از آن انشعاب یافته جاری می شودمنوط به آن که خواسته های خود را پالایش نماید و برای رسیدن به این درجه از خلوص باید بسیار آموزش دید و دانایی کسب کرد.

وقتی درونمان پر از ترس است و هنوز پا بر منم منم زدن های خود نگذاشته ایم و نمی دانیم بندگی یعنی چه؟چگونه می توانیم فراتر از خود رویم،از خود در آییم و بالاتر از وجود خود را ببینیم ،خلق کنیم ،نقش زنیم و به توانایی برسیم و رسیدن به این جایگاه،رسیدن به دانایی موثر است.

یافتن راه یک مسئله است و از آن راه به مقصد و لایتناهی رسیدن مسئله ای دیگر؛یافتن راه دانایی و ابزار می خواهد و ابزار آن چیزی جز تفکر،تجربه و آموزش نیست و ماندن در این صراط و رسیدن به محل انشعاب ،تلاش و استقامت می خواهد،صبر و دانایی مضاعف می خواهد.

زمانی که توانمند می شویم و از تجربه و تفکر خود تواما بهره می بریم و آموزش های خود را پیوسته به کار می بریم،آن گاه دانایی کلیدی می شود در دست و تبدیل یه علم میشود،این گونه دانایی جزء صفان نفس می شود که حتی در حلقه های دیگر نیز با فردخواهد بود،از این روست که می گوییم پس از مرگ هم اعتیاد با انسان خواهد بود اعتیادی که سراسر جهل است با نفس فرد مصرف کننده خواهد بود،صفاتی هم چون بخل،حسد،رشک و...وجود منیت بسیار غرور و ترس هاو... همه و همه در فرد وجود خواهند داشت و تا مادامی که فرد تلاش برای رهایی و واکندن این صفات در خود نکند به دانایی نمی رسد.

آن که از ضد ارزش ها دوری می کند و پیوسته در صراط مستقیم است فردی دانا است و صاخب قدرت هم چون خداوند؛صفاتی هم چون ضعف ناکامی ترس نا امیدی و زشتی در ذات خداوند وصف نمی شود و این آن چیزی است که خداوند از مخلوق خود می خواهد و هدف از حیات و این فرصت دو روزه دنیا،جیزی جز رسیدن به همین کمال و وصل شدن به ذات اقدس خداوند نیست.

با دانایی ،رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند؛آن که داناتر است از کمال و مراتب انسانی و ایمانی و....بیشتر بهره می برد.آن که داناتر است زیباتر و تواناتر هم هست،با دانایی می توان دست نیافتنی ترین قله ها را فتح کرد با دانایی و تزکیه است که "شو شود "اتفاق می افتد.

و اما این که چه میزان از دانایی در تکامل و ماهیت شخص تاثیر گذارد و زندگی فرد و امروز او را از دیروزش متمایز کند ،دانایی موثر است.گاه شخص خیلی می داند و بسیار آموزش دیده اما از تفکرش در اجرایی کردن مسائل نمی تواند استفاده کند و یا تجربیات منفی و ترس هایش مانع تفکرش می شود در نتیجه نمی تواند اموراتش را خوب پیش ببرد و نفسش را ارتقا بخشد و این دانایی موثر نیست و به خدمت فرد یا افراد دگر در نمی آید.

و اما... سواد ؛چه بسیارند افراد تحصیل کرده بسیاری که دانششان نه تنها خذمتی به بشر نکرد بلکه باری برای علم و جامعه بشری شد سواد تنها می تواند دریچه های نو را برای ما بگشاید و بستر را برای فهم و بهره وری از این دریچه ها مهیا کند،این که از این دریچه چگونه بنگریم و چه خلق کنیم بسته به نگاه و اندیشه های انسانی ما دارد و لذا هر فرد با سوادی دانا نیست اما هر فرد دانایی می تواند با سواد باشد یا نباشد مهم اندیشه والا و انسانی هر یک است که او را به خودش و مخلوقات خداوند و خود خداوند نزدیک گرداند.

با احترام: همسفر آمنه