سخنانم استاد :

بسیار خوشحالم که توانستم در خدمت شما عزیزان باشم.

چگونه است که جناب مهندس دژاکام بعد از سالها رهایی هنوز دل از خدمت به کنگره نکنده است. چرا خانواده دژاکام همچنان همسفران ما هستند در صورتی که نیازی ندارند ، نه حقوقی در یافت می کنند و نه خود نیازمند. چرا خدمت به همنوعان خود که درگیر اعتیاد هستند را پذیرفته اند.

اگر من که همسفر هستم ، جواب این چراها را بیابم یقینا همسفر خواهم ماند و از همسفر بودن لذت می برم.

بزرگترین صفتی که از این خانواده پیدا می شود سازگاری و پذیرش است. این عزیزان بیماران مراجعه کننده را به عنوان دوست و هم درد نگاه می کنند. در نتیجه اگر ما به یکدیگر به دید هم درد نگاه کنیم همیشه همسفر خواهیم ماند. چه در موضوع اعتیاد و چه در موضوع اعتیادهای دیگر.

در کنگره 60 چه کسی همسفر بهتری است و بهتر می تواند باشد ، تنها به عشق او باز می گردد. اینکه به چه اندازه محبت دارد و به چه اندازه وادی 14 در او دیده می شود. قرار نیست ما کاملا همانند این خانواده باشیم بلکه قرار است از آنها الگو بگیریم. آنها نیز به دنبال چیز جدید نیستند به همین دلیل اعمال آنها امواجی ساتع می کند که ماندگار است و این ماندگاری به جسم و جسد آنها بستگی ندارد.

آرزو می کنم همه ما در هر جایگاهی هستیم محبت را به معنای واقعی بیاموزیم و همگی آن کنیم که فرمان است.

در ادامه ، جلسه با اجرای موسیقی توسط آقایان مسعود حیدری (نوازنده دف) و محسن رسایی (نوازنده سنتور) حال و هوایی دیگر به خود گرفت.

 

همچنین مسافرین بعد از اعلام سفر ، هدایای خود را به همسفران خود اهدا نمودند. ضمنا توسط مرزبانان نمایندگی به همسفران و همسفران کوچک جوایزی به رسم یادبود و تشکر از آنها اهدا گردید.