چون موضوع پیچیده است فقط از طریق مثالها می توان به موضوع پرداخت، بعنوان مثال همین درخت کاری که روز اول ما دانه ای یا نهالی را می کاریم و به آن رسیدگی می کنیم و بعد از گذشت زمانی با توجه به موجودیت آن درخت، به آن چیزی که ابتدا بدنبال آن بودیم می رسیم، شاید روز اول باور نداشتیم که بعد از ده سال آن دانه یا نهال به درختی تنومند بدل خواهد شد، که نماد بارزی از آخر امر، امر اول اجرا خواهد شد، است. به همین دلیل ساکنین آسمانها هم طبیعی بود که ندانند چه اتفاقی قرار است بیفتد. و قرار نیست که در آخر کار فقط آن فساد و خون ریزی که ساکنین تصور می کردند بیفتد، حال آن اتفاق چه خواهد بود از نظر هر کسی می تواند متفاوت باشد.

در وادی دوازدهم از دو مثلث نام برده شده است، یکی مثلث تغییر، تبدیل و ترخیص و دیگری مثلث القاء، احیاء و تحرک. توضیح مثلث اول: وقتی یک مصرف کننده به کنگره 60 می آید کارهایی روی خودش انجام میدهد و تغییر میکند و از مصرف کننده مواد مخدر تبدیل میشود به مسافر و لحظه ای که گل رهایی را از دست مهندس می گیرد، ترخیص می شود و وارد عالم رهای میشود، که اینها هر کدام عالمی دارد مانند عالم مصرف مواد مخدر، عالم مسافر سفر اول و عالم رهایی، حالا آیا وقتی از این مرحله ترخیص شد همه چیز تمام میشود، خیر. تازه از اینجا به بعد یک چرخه تغییر، تبدیل و ترخیص دیگری آغاز می شود و تا بی نهایت ادامه دارد حتی تا لحظه مرگ. فکر نکنید که با مرگ این فرایند پایان می پذیرد، بعد از مرگ تازه از این دنیا ترخیص شده ایم، در این میان نیروهای القاء، احیاء و تحرک هم به کمک تغییر، تبدیل و ترخیص می آیند.

القاء همانطور که از نامش پیداست یعنی چیزی که به انسان القاء یا الهام می شود، همه ما وقتی می خواستیم برای اولین بار از درب کنگره 60 وارد شویم یک نیرویی یا چیزی به ما الهام شد که اگر می خواهی درمان شوی کنگره 60 محل خوبی می باشد، حال این القاء می تواند از هر طریقی باشد، ممکن است از کسی شنیده باشیم یا ..... به عبارتی دیگر القاء یعنی اولین محرکی که انسان را به انجام کاری یا عملی جذب می نماید. در ادامه نیروی احیاء کننده که راهنما می باشد ما را بسمت احیاء شدن و زنده شدن راهنمایی می کند، یعنی نیرویی که راهنما برای ما صرف می کند بعنوان نیروی احیاء کننده به ما کمک می کند یا مثلا یک نفر در مشارکت خود می تواند حکم نیروی احیاء کننده را برای من داشته باشد. و اینها می توانند باعث نیروی تحرک در من بشوند تا من به سمت آن تغییری که مد نظر است شروع به حرکت کنم. یعنی این سه نیرو به انسان کمک میکنند تا بتواند یک تغییری در وجود خود بوجود آورد و تبدیل شود به موجودی یا چیزی دیگر و بتواند از آن مرحله ای که قرار دارد ترخیص پیدا کند. همه اینها برای این است که شخص برسد به یک نقطه ای که آن اول کار هدفش بوده، که حالا می تواند دانسته باشد یا ندانسته. حتی زمانی که فردی برای اولین بار مصرف مواد مخدر را به ما پیشنهاد کرد و ما پذیرفتیم، خود به خود این فرایند تغییر، تبدیل و ترخیص شکل گرفت و نیروهای القاء، احیاء و تحرک هم کمک کردند. دعوت به مصرف میشود القاء و آن شخصی که دارد مقدمات مصرف را فراهم می کند و به ما آموزش مصرف می دهد می شود احیاء، و تحرک هم میشود حرکت من بسمت اعتیاد. حالا من که مصرف کننده نبودم با این فرایند دارم تبدیل میشوم به یک انسان مصرف کننده. به عبارتی این چرخه هم در مسیر مثبت و هم منفی وجود دارد. و حالا ببینیم که دانستن این موارد به چه کار ما می آید. این وادی ها قوانین زندگی هستند و ما داریم یاد می گیریم که از آنها استفاده کنیم، تا به حال این قوانین را نمی دانستیم و در مسیر اعتیاد از آن استفاده می کردیم و حالا باید به نفع خودمان و در مسیر رهایی از اعتیاد در سفر اول، و در سفر دوم برای رهایی از بندهای دیگر استفاده کنیم و بدانیم که هر کاری که می خواهیم انجام بدهیم اولین قدم آن چیست و آخر کار قرار است چکار کنیم. مثلا اگر قرار است من رها شوم یک پروسه ای دارد و یکسری فعالیتها و کارها را باید روی خودم انجام بدهم که تغییر و تبدیل و ترخیص شکل بگیرد و در این میان نیروهای القاء و احیاء و تحرک هم به کمک من می آیند و این چرخه را باید انجام بدهم تا روز آخر به نتیجه رهای برسم. خارج از این هر توقعی داشته باشم اشتباه است مثلا اگر بخواهم در یک شب یا یک ماه این اتفاق بیفتد و به رهایی برسم. به عبارتی دیگر امر اول من در سفر اول رهایی از اعتیاد می باشد و در سفر دوم از بندهای دیگر که برای انجام آن باید در آخر امر بدنبال آن باشم یعنی به آن زمان بدهم تا یک پروسه ای انجام شود و در این مدت نباید بیکار بمانم و باید بروی این دو چرخه یا مثلث کار کنم. در هفته درخت کاری ما باید همیشه یادمان باشد، کسی که آمده به رهایی از اعتیاد رسیده و یک سال هم از آن گذشته بعنوان نماد و نشانه این تغییر و تبدیل و ترخیص یک درخت بکارد و وظیفه دارد از آن مراقبت کند و اگر خدای ناکرده آن درخت خشک شد، سال بعد دو درخت بکارد. وقتی که ساکنین از انسان سئوال میکنند که آیا ما هم می توانیم مانند شما ساکن زمین بشویم و مسائلی را که شما می گویید تجربه نماییم، و اگر خواستیم به زمین برویم توصیه ای برای ما دارید، جانشین در پاسخ توصیه میکند: در زمین زندگی کنید و بگذارید دیگران هم زندگی کنند، هر چه بخود نمی پسندید به دیگران هم روا ندارید در زمین به طبیعت و گیاهان و جانوران و سایر انسانها خسارت وارد نکنید. زمین را آلوده نکنید، آبها را لجن آلود نکنید دیگران قبل از شما کاشتند و شما خوردید، بایستی ما هم بکاریم تا دیگران بخورند. و توصیه آخر من برای آبادانی زمین و محیطی پاکیزه و سالم برای خودتان این است که همه ساله یک درخت بکارید از هر نوع که باشد و در هر کجا که بروید، تا شاید ذره ای از فرمان آخر امر، امر اول اجرا می شود را با بزرگ شدن درختانی که خود کاشته اید رویت نمایید.

با احترام مسافر سیروس.