و اما در مورد فرق نگاه معتاد با یک مسافر این است که چون کلمه معتاد بسیار زشت و زننده است و بار منفی زیادی را در پی دارد .افرادی هستند که در انجوهای دیگر شاید ده سال مواد مصرف نکرده باشند ولی چون این فرد اسم خود را به عنوان یک معتاد میداند اگر این فرد مواد مصرف نمیکند پس چرا اسم خود را معتاد گذاشته است.اما در کنگره این قضیه کاملأ فرق میکند و به فرد مصرف کننده مسافر اطلاق میگردد.که این فرد قرار است از یک مبدأ به یک مقصد مشخصی برسد و یک خواسته و یک هدف مشخصی دارد و زمانیکه اسمش به عنوان یک مسافر قرار میگیرد ناخداگاه هدفمند میشود.و از کفر به ایمان،از قهر به مهر و از نفرت به طرف عشق حرکت میکند و همه این اتفاق ها رخ میدهد. صحبتهای بزرگان،استادان،راهنمایان و کمک راهنمایان مطمئنأ شعار نیستند چون این افراد قبلأ این مسیر را طی کردند و تجربه کردند و آن را به صورت کاربردی اجراء میکنند. شاید دیدگاه یک معتاد نسبت به خود و اطرافیان این طور باشد که چرا خداوند او را به وجود آورده و زندگی اش این طور شده باشد که من مشکل ژنتیکی دارم اصلأ چرا من در ایران به دنیا آمدم وهزاران توجیهات بی مورد دیگر.اما یک مسافر یا یک سفر دومی اینگونه فکر نمیکند وقتی که به مشکلی برخورد کند اول نگاهی به درون خود می اندازد و چون دیدگاهش نسبت به آن آموزشها وجهان بینی که برای او شناخته شده است متوجه میشود کجای کار او ایراد دارد. حس های او مشکل دارد و یا از عقل خود استفاده نکرده است.و در آخر نگاه یک فرد معتاد برگرفته از مواد مخدر و حس های منفی و شاید خواسته های نامعقول، که نمیداند چه کاری انجام دهدو یا با چه افرادی در ارتباط باشد همه این مسائل را مواد برای او نعیین میکند. ولی یک مسافر یا یک سفر دومی به زیبایی این مسائل را درک میکند و از عقل خود کمک میگیرد.و هدف اصلی کنگره این است که ما به فرمان عقل نزدیک شویم.

  با احترام:مسافر حامد ایرانی