وادی چهاردهم و تاثیر آن روی من
تمام کارهای مصرف کننده بر مبنای جاذبه و چیزی است که دوست دارد. در وادی چهاردهم صحبت از مثلث سایه ها ، جاذبه و حس می شود. جاذبه یعنی هر چیزی که من را به سمت خود جذب کند و سایه ها یعنی چیزی که طول و عرض و ارتفاع داشته باشد مانند ماده. برای به وجود آوردن این دو پارامتر نباید کار خاصی انجام داد و این دو خود به وجود می آیند.
به طور مثال ماشینی جدید وارد بازار می شود. ماشین در من جاذبه ایجاد می کند و خود سایه می باشد، من آن را خریداری کرده و بعد از مدتی به چیزی دیگر علاقه مند می شوم. چنین چیزی نمی تواند عشق باشد چراکه حس سالم در من به وجود نمی آورد. حسی که در کنگره گفته می شود اینگونه نیست.
وقتی فردی نسبت به تمام چیزهای اطراف خود حس خوبی داشته باشد ، می تواند بگوید که حسی درون او در حال شکل گیری است. حضرت مسیح و پیامبر بالاترین مرتبه محبت را دارا بودند. حضرت مسیح به حواریون خود تمام علم جهانبینی را می آموخت و به قول آقای امین ایشان پدر جهانبینی بودند.
در کلام الله صحبت از هفت آسمان می شود. چرا باید طبقات آسمان با هم متفاوت باشد ؟ من در طبقه ابتدایی باشم و فردی دیگر در طبقه ششم ؟ اینها فقط بر مبنای درجه خلوص و درجه خالص بودن محبت آنها می باشد. زمانی که بخواهد خلوص به وجود آید با درد همراه است و محبت و عشق اصولا با درد به وجود می آیدند.
محبت چیزی نیست که آن را دوست داشته باشم و دقیقا به همان برسم. برای اینکه طلا را خالص نمود تا 18 عیار یا 22 عیار شود آن را ذوب می نمایند. وقتی صحبت از انرژی هسته ای و جدا کردن ناخالصی ها می شود تنها به دلیل خلوص آن می باشد و اینکه اورانیوم به مقدار زیادی وجود دارد ، زمانی که خلوص آن زیاد باشد قابل استفاده است و با درصد خلوص پایین به کار نمی آید.
برای اینکه عاشق شویم باید بتوانیم بگذریم ، زمانی که بتوانیم گذشت کنیم به ارتقا خواهیم رسید. همیشه گفته می شود عاشق کور است. عاشق باید عیب های معشوق را ببیند و اگر غیر از این باشد خودشیدایی مستان است.
یک همسفر در کنگره اشتباهات مسافر خود را می بیند. در کنگره گفته نمی شود مسافر خود را به مراکزی بسپارید که آنها را به زور با خود ببرند و در خیلی مواقع می گویند با مسافر خود وارد بحث نشوید. همیشه در کنگره گفته می شود بگذارید تا مسافر مسیر درمان را سپری کند. عشق سوختن است نه برای اینکه تبدیل به خاکستر شوید بلکه تبدیل به نود شوید. وقتی انسان بتواند تبدیل به نور شود خیلی ار مسائل برای او تغییر خواهد کرد.
اساس کنگره 60 بر مبنای عقل ، عشق و ایمان است. در کتاب عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر ، انسان هایی که از نظر محبت وجود ندارند به جام های خالی تشبیه شده اند و در قسمتی دیگر گفته می شود در دل سنگ بروید. منظور از سنگ ، قلب انسان هایی است که مانند سنگ می باشد. گاهی ما محبت می کنیم و به دنبال پاسخ محبت خود می گردیم ، اگر توانستیم به شخص محبت کنیم و به قولی در دل سنگ برویم ، عاقبت جام های نیمه خالی پر خواهند شد.
شاید در گذشته فکر می کردم با آموزش گرفتن جهانبینی و آموزش های راهنما جام ها پر می شوند اما این به تنهایی کافی نیست. ظرف باید با خدمت کردن همراه با محبت پر شود. جام من تنها با علم و دانش و آگاهی پر نمی شود و اگر همراه با محبت نباشد خالی خواهد ماند.
امیدوارم همه ما به مرحله ای برسیم که به تمام چیزهای اطراف خود حس خوبی داشته باشیم و برای اینکه پیوندی قوی با اطرافیان خود داشته باشیم ، سری بین ما نباشد. زمانیکه بین انسان ها سر وجود داشته باشد پیوند محبت از بین خواهد رفت ، من دست خود را می بندم شخص نمی تواند دست مرا بگبرد. چنین چیزی در مورد رهجو ، راهنما ، همسر ف فرزند و ... وجود دارد.
فرد مصرف کننده به دلیل اینکه چیزی در مشت خود دارد نمی تواند دستان همسر خود را بگیرد و با او ارتباط برقرار نماید.
با احترام همسفر الناز رک
نمایندگی استادمعین جمعیت احیای انسانی کنگره60 ،راهنمایی ، پیشگیری ، درمان با روش تدریجی ( DST ) به صورت رایگان